آموزش لغات زبان انگلیسی

saalek110

Well-Known Member
Trump says US may hit Iran's Pickaxe Mountain soon

ترجمه خط به خط:

1. Trump says → ترامپ می‌گوید
2. US may hit → آمریکا ممکن است بزند (حمله کند)
3. Iran's → به ایران's (متعلق به ایران)
4. Pickaxe Mountain → کوه "پیک‌اکس" (کلنگ‌کوه)
5. soon → به زودی

ترجمه کامل و روان:
«ترامپ می‌گوید آمریکا ممکن است به زودی به «کوه پیک‌اکس» (کلنگ‌کوه) ایران حمله کند.»
 

saalek110

Well-Known Member
جمله اصلی:

Pickaxe Mountain, located near Iran's heavily damaged Natanz uranium enrichment facility, is a heavily fortified site that hosts two deeply buried tunnel complexes.

---

ترجمه خط به خط (کلمه‌به‌کلمه):

1. Pickaxe Mountain → کوه پیک‌اکس (کلنگ‌کوه)
2. located → واقع‌شده
3. near → در نزدیکی
4. Iran's → ایران
5. heavily damaged → به شدت آسیب‌دیده
6. Natanz → نطنز (نام شهر/تأسیسات)
7. uranium enrichment facility → تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم
8. is → است
9. a heavily fortified site → یک محوطه/پایگاه به شدت مستحکم‌شده
10. that hosts → که در خود جای داده / میزبان است
11. two deeply buried → دو تونل عمیقاً مدفون‌شده (زیرزمینی)
12. tunnel complexes → مجموعه‌های تونلی

---

ترجمه کامل و روان:
«کوه پیک‌اکس، که در نزدیکی تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم نطنز که به شدت آسیب دیده قرار دارد، یک پایگاه به شدت مستحکم است که در خود دو مجموعه تونل عمیق و زیرزمینی را جای داده است.»

---

لغات سخت و معنی‌شون (به‌علاوه):

کلمه معنی
heavily damaged به شدت تخریب‌شده / آسیب‌دیده
enrichment غنی‌سازی (افزایش درصد ایزوتوپ خاص)
facility تأسیسات / کارخانه / مرکز
fortified مستحکم‌شده / دارای استحکامات نظامی
site محوطه / مکان / پایگاه
hosts در خود دارد / میزبان است (در اینجا یعنی شامل می‌شود)
deeply buried عمیقاً مدفون / در اعماق زمین قرارگرفته
complex در اینجا یعنی «مجموعه» یا «مجتمع» (نه به معنای پیچیده)
tunnel تونل / دالان زیرزمینی

---

نکته مهم:
این توضیح نشان می‌دهد که «کوه پیک‌اکس» یک تأسیسات زیرزمینی بسیار مهم در کنار نطنز است و احتمالاً هدف حملات هوایی یا بمباران عمقی قرار گرفته. کلمه "deeply buried" یعنی تونل‌ها آنقدر عمیق هستند که بمب‌های معمولی به راحتی به آنها نمی‌رسند.

ترجمه توسط Deepseek.
 

saalek110

Well-Known Member
خط به خط با هم پیش میریم. اول متن کامل، بعد جمله به جمله با ترجمه و لغت.

متن کامل:

CAIRO/WASHINGTON/DUBAI - President Donald Trump said he expected the war with Iran to end after the November U.S. midterm elections and threatened again to attack a site associated with the Islamic Republic's nuclear programme after the two sides launched their biggest wave of attacks on shipping since the start of the six-month-old war


جمله به جمله:

۱)

CAIRO/WASHINGTON/DUBAI -

ترجمه: قاهره/واشینگتن/دبی -

نکته: این «دیتلاین» یا خط مبدأ خبره؛ یعنی خبر از این سه شهر مخابره شده. در خبرنویسی همیشه با خط تیره از متن جدا میشه.


۲)

President Donald Trump said he expected the war with Iran to end after the November U.S. midterm elections

ترجمه: رئیسجمهور دونالد ترامپ گفت انتظار دارد جنگ با ایران پس از انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا پایان یابد.

لغتها:

· President = رئیسجمهور
· said = گفت (گذشته say)
· expected = انتظار داشت / پیشبینی میکرد
· war = جنگ
· with = با
· to end = پایان یافتن / تمام شدن
· after = پس از / بعد از
· midterm elections = انتخابات میاندورهای (انتخابات کنگره در میانه دوره ریاستجمهوری)
· U.S. = ایالات متحده

نکته گرامری: ساختار expected ... to end یعنی «انتظار داشت که ... تمام شود». فعل expect با مصدر با to میاد.


۳)

and threatened again to attack a site associated with the Islamic Republic's nuclear programme

ترجمه: و بار دیگر تهدید کرد که به سایتی مرتبط با برنامه هستهای جمهوری اسلامی حمله کند.

لغتها:

· threatened = تهدید کرد
· again = دوباره / بار دیگر
· to attack = حمله کردن
· a site = یک سایت / یک محل
· associated with = مرتبط با
· the Islamic Republic = جمهوری اسلامی
· nuclear programme = برنامه هستهای

نکته گرامری: associated with... یک عبارت وصفی (past participle) است که «site» رو توصیف میکنه؛ یعنی «سایتی که مرتبط است با...».


۴)

after the two sides launched their biggest wave of attacks on shipping since the start of the six-month-old war

ترجمه: پس از آنکه دو طرف بزرگترین موج حملات خود به کشتیرانی را از آغاز این جنگ ششماهه به راه انداختند.

لغتها:

· the two sides = دو طرف
· launched = آغاز کردند / به راه انداختند
· their = خودشان / متعلق به آنها
· biggest = بزرگترین (صفت عالی big)
· wave = موج
· attacks = حملات
· on shipping = بر کشتیرانی / حملونقل دریایی
· since = از زمانِ
· the start = آغاز / شروع
· six-month-old = ششماهه (به عمر شش ماه)

نکته گرامری: عبارت six-month-old war یعنی «جنگی که شش ماه از آن گذشته». این ترکیب صفتسازیه (عدد + ماه + old).

---

ترجمه یکپارچه کل خبر:

قاهره/واشینگتن/دبی - رئیسجمهور دونالد ترامپ گفت انتظار دارد جنگ با ایران پس از انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا پایان یابد، و بار دیگر تهدید کرد که به سایتی مرتبط با برنامه هستهای جمهوری اسلامی حمله کند؛ این اظهارات پس از آن مطرح شد که دو طرف بزرگترین موج حملات خود به کشتیرانی را از آغاز این جنگ ششماهه به راه انداختند.
 

saalek110

Well-Known Member
موضوع: نانوایی (ولی طبیعی و محاوره‌ای)

Hi, can I get a loaf of bread, please?
ترجمه: سلام، یه نون می‌تونم بگیرم لطفاً؟
(نکته: تو محاوره Can I get خیلی رایج‌تر از I would like هست)

That'll be two fifty.
ترجمه: دو و نیم می‌شه.
(نکته: That'll be = مخفف That will be، خیلی طبیعی)

Got any change on you?
ترجمه: خرد همراهت داری؟
(نکته: Got any = Have you got any، محاوره‌ای)

Keep the change.
ترجمه: بقیه‌اش مال خودت.
(نکته: Keep the change = اصطلاح ثابت، یعنی خرد رو نگه دار)

Cheers, have a good one!
ترجمه: ممنون، روز خوبی داشته باشی!
(نکته: Cheers تو انگلیس یعنی ممنون، Have a good one خیلی رایجه)
 

saalek110

Well-Known Member
موضوع: رستوران (محاوره واقعی)

Table for two, please.
ترجمه: میز برای دو نفر، لطفاً.

Can we get a menu?
ترجمه: می‌شه منو بیارید؟
(نکته: به جای May I have که رسمیه، تو رستوران Can we get می‌گن)

What's good here?
ترجمه: اینجا چی خوبه؟
(نکته: خیلی طبیعی، به جای What do you recommend)

I'll go with the chicken.
ترجمه: من مرغ می‌خورم.
(نکته: I'll go with = انتخاب می‌کنم، خیلی رایج‌تر از I'll have)

Could we get the check, please?
ترجمه: می‌شه صورت‌حساب لطفاً؟
(نکته: آمریکایی‌ها check می‌گن، انگلیسی‌ها bill)

Let's split it.
ترجمه: بیا نصف کنیم.
(نکته: Split the bill = جدا حساب کردن، اصطلاح ثابت)

---

لغات/اصطلاحات جدید این درس:

· Can I get / Can we get → جای May I have
· I'll go with → انتخاب کردن
· That'll be → قیمت گفتن
· Keep the change → خرد رو نگه دار
· Have a good one → روز خوبی داشته باشی
· Split it → نصف کردن حساب
 

saalek110

Well-Known Member
موضوع: تاکسی / اوبر

Are you free?
ترجمه: آزادی؟
(نکته: تو تاکسی یعنی «سوار می‌شی؟» — کوتاه و رایج)

Where to?
ترجمه: کجا؟
(نکته: راننده می‌گه، خیلی کوتاه و طبیعی)

Can you pull over here?
ترجمه: می‌شه همینجا نگه داری؟
(نکته: Pull over = کنار کشیدن، اصطلاح ثابت)

How much do I owe you?
ترجمه: چقدر بدم؟
(نکته: Owe = بدهکار بودن، خیلی طبیعی‌تر از How much is it)

Keep the change.
ترجمه: بقیه‌اش مال خودت.

Mind if I hop in?
ترجمه: اشکالی نداره سوار شم؟
(نکته: Hop in = سریع سوار شدن، محاوره‌ای)

---

لغات/اصطلاحات جدید:

· Pull over → کنار کشیدن
· Hop in → سوار شدن
· Where to? → کجا؟
· Owe → بدهکار بودن
· Drop me off → پیاده‌م کن (فردا می‌ذارم)
 

saalek110

Well-Known Member
جملات ضروری سفر (محاوره)

۱)
Where's the taxi stand?
ترجمه: ایستگاه تاکسی کجاست؟

۲)
Take me to this hotel, please.
ترجمه: منو به این هتل ببر، لطفاً.

۳)
How much is the fare?
ترجمه: کرایه چقدره؟

۴)
Where's the nearest supermarket?
ترجمه: نزدیک‌ترین سوپرمارکت کجاست؟

۵)
Where can I buy water?
ترجمه: کجا می‌تونم آب بخرم؟

۶)
Where's the police station?
ترجمه: کلانتری کجاست؟

۷)
I'm lost.
ترجمه: گم شدم.

۸)
Can you help me, please?
ترجمه: می‌تونید کمکم کنید، لطفاً؟

۹)
Do you speak English?
ترجمه: انگلیسی صحبت می‌کنید؟

۱۰)
I don't understand.
ترجمه: نمی‌فهمم.
 

saalek110

Well-Known Member
در پست ۳۲ تا ۴۰ آموزش آلمانی ، در مورد سطح ها و اینکه هر کدام چندتا لغت است صحبت کردیم ، بحث مفید و جالبی است ، نگاه کنید.اینکه سطح a1 هزار لغت است و سطح a2 دو هزار لغت و ...

 

saalek110

Well-Known Member
جملات در فروشگاه و رستوران

11. How much does this cost?
قیمت این چند است؟
12. I would like a cup of coffee, please.
یک فنجان قهوه می‌خواهم، لطفاً.
13. Can I have the menu, please?
می‌توانم منو را داشته باشم، لطفاً؟
14. The bill, please.
صورت‌حساب، لطفاً.
15. Do you accept credit cards?
کارت اعتباری قبول می‌کنید؟

جملات مربوط به جهت‌یابی

16. Excuse me, where is the train station?
ببخشید، ایستگاه قطار کجاست؟
17. Turn right at the next corner.
در گوشه بعدی به راست بپیچید.
18. It's about ten minutes on foot.
حدود ده دقیقه پیاده است.
19. I'm lost. Can you show me on the map?
گم شده‌ام. می‌توانید روی نقشه نشانم دهید؟
20. Go straight ahead.
مستقیم بروید.

جملات احساسی و واکنش‌ها

21. I'm really happy to see you.
از دیدن شما واقعاً خوشحالم.
22. I'm sorry, I didn't mean to.
متأسفم، قصدی نداشتم.
23. That's a great idea!
چه ایده عالی‌ای!
24. I don't understand. Could you repeat that?
متوجه نمی‌شوم. می‌توانید تکرار کنید؟
25. Don't worry, everything will be fine.
نگران نباش، همه چیز خوب خواهد شد.

جملات مربوط به زمان و برنامه

26. What are you doing tomorrow?
فردا چه کار می‌کنی؟
27. I have an appointment at 3 o'clock.
ساعت ۳ قرار ملاقات دارم.
28. Let's meet next week.
بیا هفته آینده همدیگر را ببینیم.
29. I'm busy right now. Can we talk later?
الان سرم شلوغ است. می‌توانیم بعداً صحبت کنیم؟
30. See you later! Take care.
بعداً می‌بینمت! مراقب خودت باش.
 

saalek110

Well-Known Member
۱. احوالپرسی ساده

· A: Hi, how are you?
سلام، چطوری؟
· B: I'm fine, thanks. And you?
خوبم، ممنون. تو چطوری؟
· A: I'm good, thank you.
خوبم، ممنون.

۲. معرفی خود

· A: What's your name?
اسمت چیه؟
· B: My name is Ali. Nice to meet you.
اسم من علیه. از آشنایی با تو خوشحالم.
· A: Nice to meet you too.
من هم از آشنایی با تو خوشحالم.

۳. سفارش در کافه

· A: Hi, can I get a coffee, please?
سلام، می‌تونم یه قهوه بگیرم، لطفاً؟
· B: Sure. Small or large?
حتماً. کوچیک یا بزرگ؟
· A: Large, please.
بزرگ، لطفاً.
· B: That's $3. Anything else?
می‌شه ۳ دلار. چیز دیگه‌ای هم می‌خوای؟
· A: No, thanks.
نه، ممنون.

۴. پرسیدن آدرس

· A: Excuse me, where is the bank?
ببخشید، بانک کجاست؟
· B: Go straight and turn left. It's next to the park.
مستقیم برو و به چپ بپیچ. کنار پارکه.
· A: Thank you!
ممنون!
· B: You're welcome.
خواهش می‌کنم.

۵. خرید در فروشگاه

· A: How much is this shirt?
این پیراهن چند هست؟
· B: It's $20.
می‌شه ۲۰ دلار.
· A: Do you have it in blue?
آبی‌اش رو دارید؟
· B: Yes, here you are.
بله، بفرمایید.
· A: Great, I'll take it.
عالیه، برش می‌دارم.

۶. تماس تلفنی

· A: Hello?
الو؟
· B: Hi, this is Sara. Is Reza there?
سلام، من سارام. رضا اونجاست؟
· A: No, he's not home right now.
نه، الان خونه نیست.
· B: Okay, I'll call back later. Thanks.
باشه، بعداً دوباره زنگ می‌زنم. ممنون.

۷. در رستوران

· A: Are you ready to order?
آماده‌ای سفارش بدی؟
· B: Yes, I'd like a chicken sandwich, please.
بله، یه ساندویچ مرغ می‌خوام، لطفاً.
· A: Anything to drink?
نوشیدنی چیزی می‌خوای؟
· B: Just water, thanks.
فقط آب، ممنون.

۸. پرسیدن ساعت

· A: What time is it?
ساعت چنده؟
· B: It's 3:30.
ساعت ۳:۳۰ هست.
· A: Thanks. I'm late!
ممنون. دارم دیر می‌کنم!

۹. دعوت کردن

· A: Do you want to grab lunch?
می‌خوای بریم ناهار بخوریم؟
· B: Sure, what time?
حتماً، چه ساعتی؟
· A: How about 12:30?
ساعت ۱۲:۳۰ چطوره؟
· B: Sounds good.
خوب به نظر می‌رسه.

۱۰. خداحافظی

· A: I have to go now. See you later.
باید الان برم. بعداً می‌بینمت.
· B: Okay, bye! Take care.
باشه، خداحافظ! مراقب خودت باش.
 

saalek110

Well-Known Member
این یک دیالوگ ساده و روزمره بین دو دوست است که درباره سفر حرف می‌زنند:

دیالوگ: دو دوست، سارا و مینا

· Sara: Hey Mina! Guess what? I'm going on a trip next week!
سلام مینا! حدس بزن چی؟ هفته بعد می‌رم سفر!

· Mina: Really? That's exciting! Where are you going?
جدی؟ چه هیجان‌انگیز! کجا می‌ری؟

· Sara: I'm going to Istanbul for five days.
می‌رم استانبول، پنج روز.

· Mina: Wow, Istanbul! I love that city. Who are you going with?
وای، استانبول! عاشق اون شهرم. با کی می‌ری؟

· Sara: With my sister. We booked the tickets yesterday.
با خواهرم. دیروز بلیط‌ها رو رزرو کردیم.

· Mina: Nice! How are you going? By plane?
عالیه! چطوری می‌ری؟ با هواپیما؟

· Sara: Yes, by plane. It's only a two-hour flight.
آره، با هواپیما. فقط یه پرواز دو ساعته‌ست.

· Mina: That's not bad at all. Where will you stay?
اصلاً بد نیست. کجا اقامت می‌کنی؟

· Sara: In a small hotel near the Grand Bazaar.
در یه هتل کوچیک نزدیک بازار بزرگ.

· Mina: Perfect location! What do you want to see there?
موقعیت عالی! چی می‌خوای اونجا ببینی؟

· Sara: I want to visit the mosques, take a boat tour, and try Turkish food.
می‌خوام مسجدها رو ببینم، تور قایق برم و غذای ترکی امتحان کنم.

· Mina: Don't forget to try the baklava!
یادت نره باقلوا امتحان کنی!

· Sara: Of course! I've heard it's amazing there.
البته! شنیدم اونجا فوق‌العاده‌ست.

· Mina: I'm so jealous. I really need a vacation too.
خیلی حسودیم شد. من هم واقعاً به تعطیلات نیاز دارم.

· Sara: Why don't you come with us?
چرا با ما نمیای؟

· Mina: I wish I could, but I don't have enough money right now.
ای کاش می‌تونستم، ولی الان پول کافی ندارم.

· Sara: That's too bad. Maybe next time.
چه حیف. شاید دفعه بعد.

· Mina: Yeah, hopefully. Send me lots of pictures!
آره، امیدوارم. کلی عکس برام بفرست!

· Sara: I will! I'll text you every day.
حتماً! هر روز بهت پیام می‌دم.

· Mina: Have a great trip! Take care.
سفر خوبی داشته باشی! مراقب خودت باش.

· Sara: Thanks, Mina! Talk to you soon.
ممنون مینا! به زودی حرف می‌زنیم.
 

saalek110

Well-Known Member
این یک دیالوگ ساده و روزمره در فرودگاه است:

دیالوگ: در فرودگاه (مسافر و کارمند بلیط)

· Passenger: Excuse me, where is the check-in counter for Turkish Airlines?
ببخشید، باجه پذیرش ترکیش ایرلاینز کجاست؟

· Staff: It's over there, on the left. Counter number 12.
اونجاست، سمت چپ. باجه شماره ۱۲.

· Passenger: Thank you. Here is my ticket and passport.
ممنون. اینم بلیط و پاسپورت من.

· Staff: Thank you. Are you checking in any bags?
ممنون. چمدونی برای تحویل داری؟

· Passenger: Yes, just one suitcase.
بله، فقط یه چمدون.

· Staff: Please put it on the scale.
لطفاً بذارش روی ترازو.

· Passenger: Sure. Is it too heavy?
حتماً. خیلی سنگینه؟

· Staff: No, it's fine. Would you like a window or aisle seat?
نه، خوبه. صندلی کنار پنجره می‌خوای یا کنار راهرو؟

· Passenger: A window seat, please.
صندلی کنار پنجره، لطفاً.

· Staff: Okay. Here is your boarding pass. Gate 8, boarding starts at 4:30.
باشه. اینم کارت پروازت. گیت ۸، سوار شدن از ساعت ۴:۳۰ شروع می‌شه.

· Passenger: Great. What time does the flight leave?
عالیه. پرواز چه ساعتی حرکت می‌کنه؟

· Staff: At 5:15. Please be at the gate 30 minutes before.
ساعت ۵:۱۵. لطفاً ۳۰ دقیقه قبل در گیت باش.

· Passenger: Got it. And where is the security check?
فهمیدم. و بازرسی امنیتی کجاست؟

· Staff: Go straight and turn right. You'll see the sign.
مستقیم برو و به راست بپیچ. تابلو رو می‌بینی.

· Passenger: Thank you so much for your help.
خیلی ممنون از کمکت.

· Staff: You're welcome. Have a nice flight!
خواهش می‌کنم. پرواز خوبی داشته باشی!

دیالوگ دوم: پرسیدن اطلاعات پرواز

· Passenger: Excuse me, is flight TK 245 delayed?
ببخشید، پرواز TK 245 تأخیر داره؟

· Staff: Let me check... Yes, it's delayed by 40 minutes.
بذار چک کنم... بله، ۴۰ دقیقه تأخیر داره.

· Passenger: Oh no. Why is it delayed?
اوه نه. چرا تأخیر داره؟

· Staff: Because of bad weather. Sorry for the inconvenience.
به خاطر هوای بد. بابت این مشکل متأسفیم.

· Passenger: It's okay. What time is the new boarding time?
اشکالی نداره. ساعت جدید سوار شدن کیه؟

· Staff: At 5:10. Please wait in the waiting area.
ساعت ۵:۱۰. لطفاً در سالن انتظار منتظر باش.

· Passenger: Alright, thanks for the information.
باشه، ممنون از اطلاعاتت.

· Staff: You're welcome. Have a safe trip!
خواهش می‌کنم. سفر بی‌خطری داشته باشی!
 

جدیدترین ارسال ها

بالا