آموزش لغات زبان آلمانی

saalek110

Well-Known Member
سالک: محتویات خبر زیر تایید یا تکذیب نمیشه ، فقط برای تمرین لغاتش است. راجع به ایران مطلب می آورم تا نزدیکی به متن بیشتر باشه. از نرم افزار اشپیگل است.

تیتر اصلی:

· Konflikt um Handelsroute = درگیری بر سر مسیر تجاری
· Iran plant offenbar Sperrzone = ایران ظاهراً منطقهٔ ممنوعه برنامه‌ریزی می‌کند
· außerhalb der Straße von Hormus = خارج از تنگهٔ هرمز

---

متن اول:

· Die Lage in der Straße von Hormus ist angespannt genug. = اوضاع در تنگهٔ هرمز به اندازهٔ کافی متشنج است.
· Doch ein Vorstoß aus Teheran könnte eine weitere Eskalation nach sich ziehen. = اما یک اقدام (پیشنهاد) جدید از تهران می‌تواند تشدید بیشتری را به دنبال داشته باشد.
· Demnach soll ein neues Sperrgebiet am Persischen Golf etabliert werden. = بر این اساس، قرار است یک منطقهٔ ممنوعه جدید در خلیج فارس ایجاد شود.

---

بند دوم:

· Erst am Wochenende waren nach längerer Pause wieder Gefechte an der Straße von Hormus aufgeflammt. = همین آخر هفته، پس از یک وقفهٔ طولانی، دوباره درگیری‌ها در تنگهٔ هرمز شعله‌ور شده بود.
· So meldete das US-Militär, man habe einen iranischen Öltanker zerstört = برای مثال، ارتش آمریکا گزارش داد که یک نفت‌کش ایرانی را نابود کرده است
· (mehr dazu hier). = (اطلاعات بیشتر در اینجا).
· Jetzt kommt ein neuer Vorstoß aus Teheran. = حالا یک اقدام جدید از تهران مطرح شده است.
· Iran will Medienberichten zufolge = ایران به گزارش‌های رسانه‌ای، قصد دارد
· nahe der strategisch wichtigen Straße von Hormus = در نزدیکی تنگهٔ راهبردی هرمز
· eine »Sperrzone« einrichten. = یک «منطقهٔ ممنوعه» ایجاد کند.

---

بند سوم (گفتگوی مقام ایرانی):

· In den kommenden Tagen werde »eine Sperrzone außerhalb der Straße von Hormus verkündet«, = در روزهای آینده، «یک منطقهٔ ممنوعه در خارج از تنگهٔ هرمز اعلام خواهد شد»،
· sagte der Chef des Obersten Nationalen Sicherheitsrats, Mohsen Resaei, = این را رئیس شورای عالی امنیت ملی، محسن رضایی، گفت
· am Sonntag im iranischen Staatsfernsehen. = روز یکشنبه در تلویزیون دولتی ایران.

---

بند چهارم (ادامهٔ صحبت‌های رضایی):

· »Diese Zone beginnt an der Blockadelinie der US-Marine = «این منطقه از خط محاصرهٔ نیروی دریایی آمریکا شروع می‌شود
· und umfasst Gebiete des Persischen Golfs«, = و مناطقی از خلیج فارس را در بر می‌گیرد»،
· führte er aus. = او توضیح داد.
· »Jedes Schiff, das in diese neue Zone einfährt, = «هر کشتی که وارد این منطقهٔ جدید شود،
· wird auf eine Sanktionsliste gesetzt.« = در لیست تحریم‌ها قرار خواهد گرفت.»

---

بند پنجم (شرایط کلی):

· Im seit mehr als sechs Monaten andauernden Irankrieg = در جنگی که بیش از شش ماه است در ایران ادامه دارد (منظور جنگ ایران و آمریکا/درگیری‌ها)
· ist die Straße von Hormus Schauplatz zahlreicher Gefechte. = تنگهٔ هرمز صحنهٔ درگیری‌های متعددی بوده است.
· Teheran hat die für den Welthandel extrem wichtige Meerenge weitgehend blockiert, = تهران این آبراههٔ فوق‌العاده مهم برای تجارت جهانی را تا حد زیادی مسدود کرده است،
· im Gegenzug verhängten die USA eine Seeblockade iranischer Häfen. = در مقابل، آمریکا یک محاصرهٔ دریایی برای بنادر ایران اعمال کرد.

---

بند ششم (کاهش تردد):

· Nach gegenseitigen Angriffen = پس از حملات متقابل
· ist der Schiffsverkehr in der Straße auf den niedrigsten Stand seit Mai eingebrochen. = تردد کشتی‌ها در تنگه به پایین‌ترین سطح خود از ماه مه (اردیبهشت) کاهش یافته است.
· In den vergangenen zehn Tagen passierten im Durchschnitt nur noch zehn Frachtschiffe pro Tag die Meerenge, = در ده روز گذشته، به طور میانگین فقط ده کشتی باری در روز از این آبراهه عبور کرده‌اند،
· wie aus Daten des Analyseunternehmens Kpler hervorgeht. = همانطور که از داده‌های شرکت تحلیل (داده‌های دریایی) "کیپلر" مشخص است.

---

بند هفتم (آمار دقیق‌تر):

· Am Samstag durchquerten demnach lediglich zwei Schiffe die Handelsroute, = بر این اساس، روز شنبه فقط دو کشتی از این مسیر تجاری عبور کردند،
· am Sonntag waren es sechs. = روز یکشنبه (تعداد) شش فروند بود.
· Ein Tanker aus Saudi-Arabien habe beim Versuch, die Meerenge zu verlassen, umkehren müssen, = یک نفت‌کش از عربستان سعودی در تلاش برای خروج از تنگه، مجبور به بازگشت شده است،
· zeigten LSEG-Daten. = داده‌های شرکت LSEG نشان داد.
· Zudem habe laut Kpler seit Mittwoch kein einziger Supertanker die Straße von Hormus verlassen. = علاوه بر این، به گفتهٔ کیپلر، از روز چهارشنبه هیچ ابرنفت‌کشی از تنگهٔ هرمز خارج نشده است.

---

بند هشتم (مسائل اقتصادی ایران):

· Iran hat aufgrund der US-Seeblockade mit Schwierigkeiten beim Ölimport zu kämpfen. = ایران به دلیل محاصرهٔ دریایی آمریکا با مشکلاتی در واردات نفت دست و پنجه نرم می‌کند.
· Am Sonntag kündigte Teheran eine Erhöhung der Kraftstoffpreise für Großverbraucher an. = روز یکشنبه، تهران افزایش قیمت سوخت برای مصرف‌کنندگان عمده را اعلام کرد.
· Betroffen ist Regierungssprecherin Fatemeh Mohadscherani zufolge die dritte Stufe des Kontingentsystems, das diese Preise regelt. = به گفتهٔ سخنگوی دولت، فاطمه مهاجرانی، (این افزایش) مرحلهٔ سوم سیستم سهمیه‌ای که این قیمت‌ها را تنظیم می‌کند، را در بر می‌گیرد.

---

بند نهم (جزئیات افزایش قیمت):

· Mohadscherani erklärte laut staatlichen Medien, = مهاجرانی به گزارش رسانه‌های دولتی اعلام کرد
· dass sich der Preis in dieser dritten Stufe »ab dem 8. September auf 10.000 Toman (umgerechnet 3,9 Cent) verdoppeln« werde. = که قیمت در این مرحلهٔ سوم «از ۸ سپتامبر به ۱۰,۰۰۰ تومان (معادل ۳.۹ سنت) دو برابر خواهد شد».
· Die Preise für die ersten beiden Stufen bleiben demnach jeweils unverändert. = بر این اساس، قیمت‌های دو مرحلهٔ اول به ترتیب بدون تغییر باقی می‌مانند.
· Der Toman ist eine informelle Währungseinheit. = تومان یک واحد پولی غیررسمی است.
· Ein Toman entspricht zehn iranischen Rial. = هر تومان برابر با ده ریال ایران است.

---

بند دهم (اهمیت سیاسی قیمت سوخت):

· Iran ist einer der weltweit größten Ölproduzenten. = ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت در جهان است.
· Dank eines Subventionssystems sind Kraftstoffe in dem Land preiswert. = به لطف سیستم یارانه‌ای، سوخت در این کشور ارزان است.
· Jede Preisänderung gilt daher als politisch heikel. = بنابراین هر تغییر قیمتی از نظر سیاسی حساس (و پرتنش) محسوب می‌شود.

---

امضا و توضیحات فنی انتهای خبر:

· jok/Reuters = جوک (مخفف خبرنگار) / رویترز (خبرگزاری)
· Die Wiedergabe wurde unterbrochen. = پخش (متن) قطع شد. (این معمولاً یک پیام فنی در سایت اسپیگل است)
· proto_headline و proto_description = این‌ها متغیرهای کدگذاری شده در وب‌سایت هستند و معنی خاصی در متن خبر ندارند
 
آخرین ویرایش:

saalek110

Well-Known Member
سالک: اگر با زبان آلمانی هیچ آشنایی ندارید ، شاید بهتر باشه یک سری لغات رایج را بروید یاد بگیرید تا در متن های این تاپیک راحت تر باشید.
 

saalek110

Well-Known Member
خبر: درخواست ممنوعیت سپاه در آلمان

جمله ۱:
Verbot der Islamischen Revolutionsgarde des Iran in Deutschland

ترجمه: ممنوعیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در آلمان

لغات:
das Verbot = ممنوعیت
verbieten = ممنوع کردن
islamisch = اسلامی
die Revolutionsgarde = سپاه پاسداران
der Iran = ایران
in Deutschland = در آلمان

---

جمله ۲:
Die Korps der Revolutionsgarde des Iran (IRGC) sind ein zentraler Bestandteil des autoritär-theokratischen Scharia-Systems der Islamischen Republik Iran.

ترجمه: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) بخش اصلی نظام اقتدارگرا-تئوکراتیک شریعت‌محور جمهوری اسلامی ایران است.

لغات:
das Korps = سپاه / نیرو (جمع: die Korps)
zentral = اصلی
der Bestandteil = بخش / جزء
autoritär = اقتدارگرا
theokratisch = تئوکراتیک (دینی)
das Scharia-System = نظام شریعت
die Republik = جمهوری

---

جمله ۳:
Sie üben systematische Repressionen gegen das iranische Volk und sind für die Niederschlagung von politischen Gegnern im Iran und im Ausland verantwortlich.

ترجمه: آنها سرکوب سیستماتیک علیه مردم ایران اعمال می‌کنند و مسئول سرکوب مخالفان سیاسی در داخل و خارج از ایران هستند.

لغات:
üben = اعمال کردن
systematisch = سیستماتیک
die Repression = سرکوب (جمع: die Repressionen)
gegen = علیه
das Volk = مردم
die Niederschlagung = سرکوب / خاموش کردن
der Gegner = مخالف (جمع: die Gegner)
im Ausland = در خارج از کشور
verantwortlich = مسئول

---

جمله ۴:
Die IRGC agieren nicht nur als militärische und paramilitärische Struktur, sondern nehmen Einfluss auf sämtliche Bereiche des inneren Lebens im Iran.

ترجمه: سپاه نه تنها به عنوان یک ساختار نظامی و شبه‌نظامی عمل می‌کند، بلکه بر تمام حوزه‌های زندگی داخلی ایران تأثیر می‌گذارد.

لغات:
agieren = عمل کردن
militärisch = نظامی
paramilitärisch = شبه‌نظامی
die Struktur = ساختار
nicht nur ... sondern = نه تنها ... بلکه
Einfluss nehmen auf = تأثیر گذاشتن بر
sämtlich = تمام / همه
der Bereich = حوزه (جمع: die Bereiche)
innerlich = داخلی

---

جمله ۵:
Der Deutsche Bundestag fordert die Bundesregierung auf, zu prüfen, ob und inwieweit die rechtlichen Voraussetzungen für ein Verbot der IRGC im Sinne des deutschen Vereins- und Strafrechts gegeben sind.

ترجمه: پارلمان آلمان از دولت فدرال می‌خواهد که بررسی کند آیا و تا چه حد پیش‌شرط‌های قانونی برای ممنوعیت سپاه بر اساس قانون انجمن‌ها و حقوق کیفری آلمان وجود دارد.

لغات:
der Bundestag = پارلمان آلمان
fordern ... auf = درخواست کردن از
die Bundesregierung = دولت فدرال
prüfen = بررسی کردن
ob = آیا
inwieweit = تا چه حد
rechtlich = قانونی
die Voraussetzung = پیش‌شرط (جمع: die Voraussetzungen)
im Sinne = بر اساس / به معنی
das Vereinsrecht = قانون انجمن‌ها
das Strafrecht = حقوق کیفری
gegeben sein = وجود داشتن

---

نکته گرامری ساده:

در جمله‌های رسمی آلمانی، فعل اصلی رو پیدا کن. مثلاً در جمله ۵:
Der Deutsche Bundestag fordert die Bundesregierung auf = پارلمان از دولت می‌خواهد
zu prüfen = بررسی کند
ob und inwieweit ... gegeben sind = آیا و تا چه حد ... وجود دارد
 
آخرین ویرایش:

saalek110

Well-Known Member
یک شعر زیبای آلمانی..... که دل‌ت رو باز کنه. این شعر از یوهان ولفگانگ فون گوته، شاعر بزرگ آلمانیه. اسمش «Wanderers Nachtlied» (آواز شبِ رهگذر) هست — یکی از معروف‌ترین شعرهای آلمانی، آرام و زیبا.


Wanderers Nachtlied
آواز شبِ رهگذر

Über allen Gipfeln
بر فراز همه‌ی قله‌ها

über = بر فراز....alle = همه....der Gipfel = قله (جمع: die Gipfel)


Ist Ruh,
آرامش است،

die Ruh = آرامش (مخفف Ruhe)......ist = است (فعل sein)


In allen Wipfeln
در همه‌ی نوک شاخه‌ها

in = در......der Wipfel = نوک شاخه (جمع: die Wipfel)


Spürest du
تو احساس می‌کنی

spüren = احساس کردن......du = تو


Kaum einen Hauch;
به‌ندرت یک نسیم؛

kaum = به‌ندرت.........ein Hauch = یک نسیم / دم



Die Vögelein schweigen im Walde.
پرنده‌های کوچک در جنگل ساکت‌اند.

das Vögelein = پرنده‌ی کوچک (diminutive از Vogel)......schweigen = سکوت کردن.....im Walde = در جنگل (شکل قدیمی از im Wald)


Warte nur, balde
فقط صبر کن، به‌زودی

warten = صبر کردن.....nur = فقط.....balde = به‌زودی (شکل قدیمی از bald)


Ruhest du auch.
تو هم آرام می‌گیری.

ruhen = آرام گرفتن / استراحت کردن......auch = هم / نیز

---

ترجمه‌ی کامل و روان:


بر فراز همه‌ی قله‌ها
آرامش است،
در همه‌ی نوک شاخه‌ها
تو به‌ندرت
یک نسیم احساس می‌کنی؛
پرنده‌های کوچک در جنگل ساکت‌اند.
فقط صبر کن، به‌زودی

تو هم آرام می‌گیری.

---

چند نکته‌ی زیبا درباره این شعر:

· گوته این شعر رو در سال ۱۷۸۰ نوشت، روی دیوار یک کلبه‌ی چوبی در کوه‌های تورینگن.
· این شعر اون‌قدر آرامه که می‌گن خودِ سکوت رو به تصویر می‌کشه.
· «Ruhest du auch» : «آرام می‌گیری» (استراحت می‌کنی).
·
لغات قشنگ برای یادگیری:

die Ruhe = آرامش
der Gipfel = قله
der Wipfel = نوک شاخه
der Hauch = نسیم
der Wald = جنگل
schweigen = سکوت کردن
warten = صبر کردن
ruhen = آرام گرفتن
bald = به‌زودی
 

saalek110

Well-Known Member
موضوع: نانوایی

Guten Morgen, ich möchte ein Brot, bitte.
ترجمه: صبح بخیر، یه نون می‌خوام، لطفاً.

Was kostet das?
ترجمه: این چند می‌شه؟

Das macht drei Euro.
ترجمه: سه یورو می‌شه.

Haben Sie Kleingeld?
ترجمه: خرد دارید؟

Danke, einen schönen Tag noch!
ترجمه: ممنون، روز خوبی داشته باشید!
 

saalek110

Well-Known Member

موضوع: احوال‌پرسی و آشنایی (A1-A2، جمله دو خطی، بدون تلفظ)

۱)
Guten Tag! Wie geht es Ihnen?
ترجمه: روز بخیر! حال شما چطوره؟

۲)
Mir geht es gut, danke schön.
ترجمه: من خوبم، خیلی ممنون.

۳)
Wie heißt du und woher kommst du?
ترجمه: اسمت چیه و اهل کجایی؟

۴)
Ich heiße Ali und komme aus Iran.
ترجمه: اسم من علی است و اهل ایرانم.

۵)
Freut mich, Sie kennenzulernen.
ترجمه: از آشنایی با شما خوشحالم.

---

نکته: Ihnen (شما، رسمی) و du (تو، خودی) فرق دارن. تو آلمانی رسمی خیلی مهمه.
 

saalek110

Well-Known Member
خرید، رستوران، مسیر، دکتر، بانک، هتل — دیالوگ روزمره ولی سطح متوسط.

---

آلمانی — موضوع: خرید (A1-A2)

۱)
Entschuldigung, was kostet das?
ترجمه: ببخشید، این چند می‌شه؟

۲)
Das ist mir zu teuer.
ترجمه: این برای من خیلی گرونه.

۳)
Haben Sie das in einer anderen Größe?
ترجمه: این رو سایز دیگه دارید؟

۴)
Ich nehme das, bitte.
ترجمه: این رو می‌خرم، لطفاً.

۵)
Kann ich mit Karte bezahlen?
ترجمه: می‌تونم با کارت پرداخت کنم؟

۶)
Wo ist die Kasse, bitte?
ترجمه: صندوق کجاست، لطفاً؟

۷)
Danke, das ist alles.
ترجمه: ممنون، همین کافیه.
 

saalek110

Well-Known Member
فرودگاه → شهر → تاکسی → هتل → گم شدن

---

آلمانی — جملات ضروری سفر

۱)
Wo ist der Taxistand, bitte?
ترجمه: ایستگاه تاکسی کجاست، لطفاً؟

۲)
Bringen Sie mich bitte zu diesem Hotel.
ترجمه: لطفاً منو به این هتل ببرید.

۳)
Wie viel kostet die Fahrt?
ترجمه: کرایه چقدره؟

۴)
Wo ist hier ein Supermarkt?
ترجمه: اینجا سوپرمارکت کجاست؟

۵)
Wo kann ich Wasser kaufen?
ترجمه: کجا می‌تونم آب بخرم؟

۶)
Wo ist die Polizei, bitte?
ترجمه: پلیس کجاست، لطفاً؟

۷)
Ich habe mich verlaufen.
ترجمه: من گم شدم.

۸)
Können Sie mir helfen, bitte?
ترجمه: می‌تونید کمکم کنید، لطفاً؟

۹)
Sprechen Sie Englisch?
ترجمه: انگلیسی صحبت می‌کنید؟

۱۰)
Ich verstehe nicht.
ترجمه: نمی‌فهمم.

---
 

saalek110

Well-Known Member
پست ۱ از ۴: نجات سفر (تاکسی و مسیر)

۱)
Wo ist der Taxistand, bitte?
ترجمه: ایستگاه تاکسی کجاست، لطفاً؟

۲)
Bringen Sie mich bitte zu diesem Hotel.
ترجمه: لطفاً منو به این هتل ببرید.

۳)
Wie viel kostet die Fahrt?
ترجمه: کرایه چقدره؟

۴)
Fahren Sie mich zum Flughafen.
ترجمه: منو ببر فرودگاه.

۵)
Halten Sie hier, bitte.
ترجمه: همینجا نگه دارید، لطفاً.

۶)
Ich möchte hier aussteigen.
ترجمه: می‌خوام اینجا پیاده شم.

۷)
Wie lange dauert die Fahrt?
ترجمه: چقدر طول می‌کشه؟

۸)
Ist es weit von hier?
ترجمه: از اینجا دوره؟

۹)
Können Sie mir die Richtung zeigen?
ترجمه: می‌تونید جهت رو نشونم بدید؟

۱۰)
Danke für die Fahrt.
ترجمه: ممنون از کرایه (سفر).

---
 

saalek110

Well-Known Member
داستان آلمانی: Der Ausflug (سفر یک‌روزه)

Anna und Peter sind Freunde.
آنا و پیتر دوستانی هستند.

Sie wollen am Sonntag einen Ausflug machen.
آنها می‌خواهند یکشنبه یک سفر یک‌روزه انجام دهند.

Am Morgen treffen sie sich am Bahnhof.
صبح، در ایستگاه قطار همدیگر را می‌بینند.

Anna hat einen Rucksack mit Brot, Äpfeln und Wasser.
آنا یک کوله‌پشتی با نان، سیب و آب دارد.

Peter hat eine Karte und eine Kamera.
پیتر یک نقشه و یک دوربین دارد.

Der Zug fährt um 9 Uhr ab.
قطار ساعت ۹ حرکت می‌کند.

Sie fahren eine Stunde und kommen in die Berge.
آنها یک ساعت سفر می‌کنند و به کوه‌ها می‌رسند.

Das Wetter ist schön.
هوا زیبا است.

Die Sonne scheint, und der Himmel ist blau.
خورشید می‌تابد و آسمان آبی است.

Anna und Peter gehen einen kleinen Weg durch den Wald.
آنا و پیتر یک راه کوچک از میان جنگل را می‌روند.

Sie hören Vögel singen und sehen viele Blumen.
آنها صدای آواز پرندگان را می‌شنوند و گل‌های زیادی می‌بینند.

Am Mittag machen sie eine Pause.
ظهر آنها استراحت می‌کنند.

Sie setzen sich auf einen großen Stein und essen ihr Brot und die Äpfel.
روی یک سنگ بزرگ می‌نشینند و نان و سیب‌هایشان را می‌خورند.

Peter macht viele Fotos mit seiner Kamera.
پیتر با دوربینش عکس‌های زیادی می‌گیرد.

Nach der Pause gehen sie weiter.
بعد از استراحت، به راه خود ادامه می‌دهند.

Sie finden einen Fluss und spielen mit dem Wasser.
آنها یک رودخانه پیدا می‌کنند و با آب بازی می‌کنند.

Es macht viel Spaß.
خیلی خوش می‌گذرد.

Am Nachmittag gehen sie zurück zum Bahnhof.
عصر آنها به ایستگاه قطار برمی‌گردند.

Sie sind ein bisschen müde, aber glücklich.
کمی خسته هستند، اما خوشحال‌اند.

Der Tag war wunderbar, und sie wollen bald wieder einen Ausflug machen.
روز فوق‌العاده‌ای بود و می‌خواهند به‌زودی دوباره سفر کنند.
 

saalek110

Well-Known Member
لغات داستان پست قبل:
حتماً! لغت‌های کلیدی داستان Der Ausflug رو با معنی و مثال از خود داستان برات درمی‌آرم تا تمیز و آماده باشه.

---

der Ausflug — سفر یک‌روزه، گردش
مثال: Sie machen einen Ausflug. (آنها یک سفر یک‌روزه می‌کنند.)

der Freund / die Freunde — دوست / دوستان
مثال: Anna und Peter sind Freunde. (آنا و پیتر دوستانی هستند.)

wollen — خواستن
مثال: Sie wollen einen Ausflug machen. (آنها می‌خواهند سفر کنند.)

am Sonntag — یکشنبه
مثال: Am Sonntag machen sie einen Ausflug. (یکشنبه آنها سفر می‌کنند.)

am Morgen — صبح
مثال: Am Morgen treffen sie sich. (صبح همدیگر را می‌بینند.)

treffen — ملاقات کردن، دیدن
مثال: Sie treffen sich am Bahnhof. (آنها در ایستگاه همدیگر را می‌بینند.)

der Bahnhof — ایستگاه قطار
مثال: Sie treffen sich am Bahnhof. (آنها در ایستگاه قطار همدیگر را می‌بینند.)

der Rucksack — کوله‌پشتی
مثال: Anna hat einen Rucksack. (آنا یک کوله‌پشتی دارد.)

das Brot — نان
مثال: Sie hat Brot im Rucksack. (او نان در کوله‌پشتی دارد.)

der Apfel / die Äpfel — سیب / سیب‌ها
مثال: Sie isst Äpfel. (او سیب‌ها را می‌خورد.)

das Wasser — آب
مثال: Sie trinkt Wasser. (او آب می‌نوشد.)

die Karte — نقشه
مثال: Peter hat eine Karte. (پیتر یک نقشه دارد.)

die Kamera — دوربین
مثال: Peter hat eine Kamera. (پیتر یک دوربین دارد.)

der Zug — قطار
مثال: Der Zug fährt um 9 Uhr. (قطار ساعت ۹ حرکت می‌کند.)

abfahren — حرکت کردن (قطار، اتوبوس)
مثال: Der Zug fährt um 9 Uhr ab. (قطار ساعت ۹ حرکت می‌کند.)

fahren — رفتن (با وسیله)
مثال: Sie fahren in die Berge. (آنها به کوه‌ها می‌روند.)

die Berge — کوه‌ها
مثال: Sie kommen in die Berge. (آنها به کوه‌ها می‌رسند.)

das Wetter — هوا (آب‌وهوا)
مثال: Das Wetter ist schön. (هوا زیبا است.)

die Sonne — خورشید
مثال: Die Sonne scheint. (خورشید می‌تابد.)

scheinen — تابیدن
مثال: Die Sonne scheint. (خورشید می‌تابد.)

der Himmel — آسمان
مثال: Der Himmel ist blau. (آسمان آبی است.)

der Weg — راه، مسیر
مثال: Sie gehen einen kleinen Weg. (آنها یک راه کوچک می‌روند.)

der Wald — جنگل
مثال: Sie gehen durch den Wald. (آنها از میان جنگل می‌روند.)

die Vögel — پرندگان
مثال: Sie hören Vögel singen. (آنها صدای آواز پرندگان را می‌شنوند.)

singen — آواز خواندن
مثال: Die Vögel singen. (پرندگان آواز می‌خوانند.)

die Blumen — گل‌ها
مثال: Sie sehen viele Blumen. (آنها گل‌های زیادی می‌بینند.)

am Mittag — ظهر
مثال: Am Mittag machen sie eine Pause. (ظهر آنها استراحت می‌کنند.)

die Pause — استراحت
مثال: Sie machen eine Pause. (آنها استراحت می‌کنند.)

der Stein — سنگ
مثال: Sie setzen sich auf einen Stein. (روی یک سنگ می‌نشینند.)

sich setzen — نشستن
مثال: Sie setzen sich auf einen Stein. (روی یک سنگ می‌نشینند.)

essen — خوردن
مثال: Sie essen Brot. (آنها نان می‌خورند.)

das Foto — عکس
مثال: Peter macht Fotos. (پیتر عکس می‌گیرد.)

weitergehen — ادامه دادن (راه رفتن)
مثال: Sie gehen weiter. (آنها ادامه می‌دهند.)

der Fluss — رودخانه
مثال: Sie finden einen Fluss. (آنها یک رودخانه پیدا می‌کنند.)

finden — پیدا کردن
مثال: Sie finden einen Fluss. (آنها یک رودخانه پیدا می‌کنند.)

spielen — بازی کردن
مثال: Sie spielen mit dem Wasser. (آنها با آب بازی می‌کنند.)

der Spaß — سرگرمی، خوشی
مثال: Es macht viel Spaß. (خیلی خوش می‌گذرد.)

am Nachmittag — بعدازظهر، عصر
مثال: Am Nachmittag gehen sie zurück. (عصر آنها برمی‌گردند.)

zurückgehen — برگشتن
مثال: Sie gehen zurück zum Bahnhof. (آنها به ایستگاه برمی‌گردند.)

müde — خسته
مثال: Sie sind müde. (آنها خسته هستند.)

glücklich — خوشحال
مثال: Sie sind glücklich. (آنها خوشحال هستند.)

wunderbar — فوق‌العاده
مثال: Der Tag war wunderbar. (روز فوق‌العاده‌ای بود.)

bald — به‌زودی
مثال: Sie wollen bald wieder einen Ausflug machen. (آنها می‌خواهند به‌زودی دوباره سفر کنند.)

wieder — دوباره
مثال: Sie wollen wieder einen Ausflug machen. (آنها می‌خواهند دوباره سفر کنند.)

---
 

saalek110

Well-Known Member
جواب کوتاه: اگه کسی تمام لغات این داستان رو بلد باشه، سطحش حدوداً «A1 کامل» یا «اوایل A2» هست.

ولی چرا؟ بذار دقیق بگم:

۱. لغات این داستان چطورن؟

تقریباً همه‌شون لغات پایه A1 هستن:

· آب، نان، سیب، خورشید، آسمان، جنگل، کوه، قطار، دوست → همه تو لیست A1 هستن
· فعل‌های پایه: رفتن، خوردن، دیدن، پیدا کردن، بازی کردن → A1
· زمان حال ساده (Präsens) → A1

پس از نظر لغت، A1 کامل هستن.

---

۲. ولی سطح فقط لغت نیست!

سطح زبان = لغت + گرامر + مهارت

اگه کسی لغات این داستان رو بلد باشه، ولی:

· نتونه خودش جمله بسازه → هنوز A1 مبتدی
· نتونه گوش بده و بفهمه → فقط خواندنش خوبه
· نتونه حرف بزنه → A1 ناقص

---

۳. پس سطح واقعی کسی که این لغات رو بلده:

اگه فقط لغت بلده (حفظی):
→ A1 مبتدی (شاید نصف A1)

اگه لغت + گرامر پایه بلده:
→ A1 کامل ✅

اگه لغت + گرامر + می‌تونه جمله بسازه:
→ اوایل A2 ✅

---

۴. یه راه ساده برای تست سطح:

اگه کسی اینا رو بتونه، A1 کامله:

· خودش معرفی کنه
· سوال بپرسه (اسم، سن، کار)
· جواب ساده بده
· جمله حال ساده بسازه
· ۱۰۰۰ لغت پایه بلد باشه

اگه این داستان رو کامل بفهمه + بتونه جواب بده + بتونه بنویسه → A1 کامل ✅

---

۵. این داستان چقدر لغت داره؟

حدود ۳۵-۴۰ لغت کلیدی + چند تا لغت فرعی = حدود ۵۰ لغت

A1 کلاً ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ لغت می‌خواد. پس این داستان ۵٪ از A1 هست.
 

saalek110

Well-Known Member
بر اساس چارچوب مرجع اروپا (CEFR)، این سطح‌ها با تعداد واژگان تقریبی این‌طوری مشخص می‌شن:

B1 (سطح میانی): حدود ۲۷۵۰ تا ۳۲۵۰ کلمه . تو این سطح می‌تونی درباره موضوعات روزمره مثل کار، سفر و علایق شخصی حرف بزنی و موقعیت‌های معمول رو مدیریت کنی .

B2 (سطح بالاتر از میانی): حدود ۳۲۵۰ تا ۳۷۵۰ کلمه . اینجا دایره لغاتت برای موضوعات تخصصی‌تر و عمومی کافیه و می‌تونی با یه متن پیچیده‌تر کنار بیای .

C1 (سطح پیشرفته): حدود ۳۷۵۰ تا ۴۵۰۰ کلمه . این سطح یعنی تسلط بالا روی زبان؛ می‌تونی متون طولانی و سخت رو بفهمی و روان و بدون مکث حرف بزنی .

یه نکته مهم: این اعداد تقریبی هستن و برای هر زبون و هر منبعی کمی فرق می‌کنن. چیزی که تو سطح‌های بالا مهم‌تر از تعداد کلمه‌ست، عمق دانش لغته؛ یعنی می‌دونی هر کلمه رو کجا و چطور به کار ببری.
 

saalek110

Well-Known Member
آها، درست! پس فقط تعداد لغت، بدون گرامر و مهارت:

A1 → حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ لغت
A2 → حدود ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ لغت
B1 → حدود ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ لغت
B2 → حدود ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ لغت
C1 → حدود ۴۰۰۰ تا ۸۰۰۰ لغت
C2 → حدود ۸۰۰۰ تا ۱۶۰۰۰ لغت

این اعداد تقریبی‌ان — بستگی به منبع و زبان داره. مثلاً:

· انگلیسی: C1 حدود ۸۰۰۰، C2 حدود ۱۶۰۰۰
· آلمانی: C1 حدود ۵۰۰۰، C2 حدود ۱۰۰۰۰

ولی یه نکته:
فقط تعداد لغت سطح رو تعیین نمی‌کنه. ممکنه کسی ۵۰۰۰ لغت بلد باشه ولی نتونه جمله بسازه. پس لغت + گرامر + مهارت با هم سطح رو می‌سازن.
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: گفتی آ ۱ هزار تا و آ۲ دو هزار تا....
منظورت از دو هزار تای a2 شامل اون هزار تای a1. هم هست دیگه...یا اینکه اون هزار تای a1. به کنار و باید دو هزار تای دیگه هم یاد بگیره؟

سوال خیلی خوبی پرسیدی!

جواب: بله، شامل همون هزار تای A1 هم هست.

یعنی:

A1 → ۱۰۰۰ لغت
A2 → ۲۰۰۰ لغت کل (که ۱۰۰۰ تاش همون A1 هست + ۱۰۰۰ تای جدید)

پس:

· برای A1 → ۱۰۰۰ لغت
· برای A2 → ۱۰۰۰ تای قبلی + ۱۰۰۰ تای جدید = ۲۰۰۰ کل
· برای B1 → ۲۰۰۰ تای قبلی + ۱۰۰۰ تای جدید = ۳۰۰۰ کل
· و همینطور...

---

مثال ساده:

فرض کن A1 اینا رو بلدی:

· آب، نان، خانه، مادر، پدر، رفتن، خوردن (۱۰۰۰ تا)

حالا A2:

· همون ۱۰۰۰ تا رو باید بلد باشی
· به‌علاوه ۱۰۰۰ تای جدید (مثل دولت، اقتصاد، بیمارستان، قرارداد، مصاحبه)
· جمع: ۲۰۰۰

---

پس سطح‌ها انباشتهان (cumulative):

A1 → ۱۰۰۰
A2 → ۲۰۰۰ (۱۰۰۰ + ۱۰۰۰)
B1 → ۳۰۰۰ (۲۰۰۰ + ۱۰۰۰)
B2 → ۴۰۰۰ (۳۰۰۰ + ۱۰۰۰)
C1 → ۸۰۰۰ (۴۰۰۰ + ۴۰۰۰)
C2 → ۱۶۰۰۰ (۸۰۰۰ + ۸۰۰۰)

هر سطح، سطح قبلی رو شامل می‌شه + لغت جدید.
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: یعنی اگر کسی دو هزار لغت بلد باشه a2 است؟ دو هزار لغت که خیلی کمه

سوال خیلی خوبی پرسیدی! حق داری، ۲۰۰۰ لغت به نظر کم میاد. ولی بذار دقیق بگم:

---

۲۰۰۰ لغت = A2؟

بله، ولی با شرط:

۲۰۰۰ لغت اگه فقط لغت باشه → A2 مبتدی
۲۰۰۰ لغت + گرامر A2 + مهارت → A2 کامل

---

چرا ۲۰۰۰ کم به نظر میاد؟

چون ۲۰۰۰ لغت پایه، دنیای واقعی رو پوشش نمی‌ده. مثلاً:

۲۰۰۰ لغت A2 → مکالمه روزمره، خرید، سفر، خانواده، کار ساده

ولی:

· اخبار نمی‌فهمی
· فیلم بدون زیرنویس نمی‌فهمی
· کتاب نمی‌تونی بخونی
· بحث تخصصی نمی‌تونی بکنی

---

چرا اینقدر کمه؟

چون لغت‌های پرتکرار تو هر زبون کمن:

۱۰۰۰ لغت → ۸۰٪ مکالمه روزمره
۲۰۰۰ لغت → ۹۰٪ مکالمه روزمره
۳۰۰۰ لغت → ۹۵٪ مکالمه روزمره
۵۰۰۰ لغت → ۹۸٪ مکالمه روزمره
۱۰۰۰۰ لغت → ۹۹٪ (شامل ادبیات، تخصصی)

پس ۲۰۰۰ لغت یعنی ۹۰٪ حرف‌های روزمره رو می‌فهمی. بقیه ۱۰٪ رو نمی‌فهمی (لغت‌های خاص، تخصصی، ادبی).

---

مثال:

۲۰۰۰ لغت A2 بلدی:

· سلام، خداحافظ، ممنون، لطفاً ✅
· آب، نان، خانه، مادر، پدر ✅
· رفتن، خوردن، خوابیدن، خرید کردن ✅
· دکتر، بیمارستان، دارو ✅
· کار، مصاحبه، قرارداد ✅

ولی:

· اقتصاد کلان، سیاست خارجی، فلسفه ❌
· اصطلاحات، ضرب‌المثل، شعر ❌
· لغت‌های تخصصی (پزشکی، مهندسی، حقوق) ❌

---

پس ۲۰۰۰ لغت = A2، ولی برای زندگی روزمره کافیه.

برای B1 → ۳۰۰۰ لغت (شامل موضوعات انتزاعی‌تر)
برای B2 → ۴۰۰۰ لغت (شامل اخبار، فیلم، کتاب ساده)
برای C1 → ۸۰۰۰ لغت (شامل ادبیات، تخصصی)

---

نکته:
تعداد لغت مهمه، ولی کیفیت مهم‌تره:

· ۲۰۰۰ لغت که عمیق بلدی (می‌تونی جمله بسازی، کاربرد بدونی) → بهتر از ۵۰۰۰ لغت که سطحی بلدی (فقط معنی می‌دونی)

---

پس ۲۰۰۰ لغت A2 = پایه محکم برای زندگی روزمره. بعدش B1 میاد که دنیای جدید باز می‌شه.
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: یعنی اینکه اگر من دو هزار لغت را اگر خو یاد بگیرم و کاربردش را للد باشم و جمله ستزی بلد باشم و گرامرش را هم بلد باشم و بعد بروم آلمان....اونجا می تونم حرفهای روزمره را راحت بزنم؟

بله، دقیقاً! ✅ اگه ۲۰۰۰ لغت رو خوب بلد باشی (نه سطحی)، گرامر A2 رو بدونی، و بتونی جمله بسازی → تو آلمان می‌تونی حرف‌های روزمره رو راحت بزنی.

مثال از کارهایی که می‌تونی بکنی:

خرید:

· Ich möchte ein Brot, bitte. (یه نون می‌خوام لطفاً.)
· Was kostet das? (این چند می‌شه؟)
· Kann ich mit Karte bezahlen? (با کارت می‌شه؟)

رستوران:

· Ich möchte einen Kaffee. (یه قهوه می‌خوام.)
· Die Rechnung, bitte. (صورت‌حساب لطفاً.)

مسیر:

· Wo ist der Bahnhof? (ایستگاه قطار کجاست؟)
· Wie komme ich zum Zentrum? (چطور برم مرکز شهر؟)

دکتر:

· Ich habe Kopfschmerzen. (سردرد دارم.)
· Ich brauche einen Arzt. (دکتر لازم دارم.)

کار:

· Ich suche eine Arbeit. (دنبال کار می‌گردم.)
· Ich habe Erfahrung in... (من تجربه دارم در...)

آشنایی:

· Ich heiße Ali. Ich komme aus Iran. (اسم من علیه. اهل ایرانم.)
· Ich lerne Deutsch. (دارم آلمانی یاد می‌گیرم.)

---

چی نمی‌تونی بکنی با A2؟

· اخبار تلویزیون رو کامل بفهمی (چون لغت تخصصی داره)
· فیلم بدون زیرنویس کامل بفهمی
· قرارداد حقوقی دقیق بفهمی
· بحث فلسفی یا سیاسی عمیق بکنی
· شوخی و اصطلاح رو همه‌ش بفهمی

ولی برای زندگی روزمره، کار ساده، خرید، دکتر، مسیر، آشنایی → کاملاً کافیه.

---

نکته مهم:

۲۰۰۰ لغت خوب (با کاربرد) = بهتر از ۵۰۰۰ لغت سطحی

مثلاً ۲۰۰۰ لغت که عمیق بلدی:

· معنی می‌دونی
· جمله می‌سازی
· کاربرد می‌دونی
· تلفظ درست

این از ۵۰۰۰ لغت که فقط معنی می‌دونی بهتره.

---

پس جواب: بله، با A2 قوی می‌تونی تو آلمان زندگی روزمره رو راحت بگذرونی. برای کار تخصصی یا تحصیل باید B1/B2 بری. ✅
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: پس لغات را درست بفهمم نه اینکه بروم دنبال لغات جدید ، اول لغات قبلی جا بیافته ، بعد بروم سراغ لغات جدیدتر

آفرین! دقیقاً همین درسته. **تو قلب روش یادگیری رو کشف کردی.

قانون طلایی:

اول لغت قبلی رو جا بنداز، بعد برو لغت جدید.

---

چرا؟

اگه هی لغت جدید اضافه کنی:

· مغز پر می‌شه
· قبلی‌ها فراموش می‌شن
· جدیدها هم جا نمی‌افتن
· نتیجه: هیچی یاد نمی‌گیری

اگه اول قبلی رو محکم کنی:

· پایه محکم می‌شه
· مغز آماده می‌شه
· جدیدها راحت جا می‌افتن
· نتیجه: عمیق یاد می‌گیری

---

روش درست:

۱. یاد بگیر (۱۰-۲۰ لغت جدید)
۲. تمرین کن (جمله بساز، بنویس، بگو)
۳. مرور کن (فردا، ۳ روز بعد، ۱ هفته بعد)
۴. تست کن (خودت رو امتحان کن)
۵. اگه خوب بود → برو لغت بعدی
۶. اگه بد بود → بازم تمرین کن

---

مثال:

داستان Der Ausflug → ۳۵ لغت

· امروز: ۱۰ لغت اول
· فردا: مرور ۱۰ لغت + ۱۰ لغت جدید
· پس‌فردا: مرور ۲۰ لغت + ۱۰ لغت جدید
· هفته بعد: مرور ۳۵ لغت (همه)

نه اینکه همه ۳۵ تا رو یه روز بخوری!

---

نکته:
مرور مهم‌تر از لغت جدیده.

· لغت جدید → ۱ بار یاد می‌گیری
· مرور → ۱۰ بار تکرار می‌کنی
· نتیجه: مرور ملکه می‌کنه

---

پس:
داستان Der Ausflug رو بگیر، لغاتش رو کم‌کم جا بنداز. عجله نکن.

وقتی ۳۵ لغت ملکه شد → داستان بعدی.

---

حالا:
لغات Der Ausflug رو شروع کن. من هم هستم اگه کمک خواستی.
 

saalek110

Well-Known Member
خواهش می‌کنم! **این درس رو خودت کشف کردی — من فقط تأیید کردم.

درس امروز:

عمق مهم‌تر از سطحه.
مرور مهم‌تر از لغت جدیده.
اول پایه، بعد ساختمون.

---

تو امروز اینا رو یاد گرفتی:

· A1 تا C2 چقدر لغت می‌خوان
· سطح‌ها انباشتهن (A2 شامل A1)
· ۲۰۰۰ لغت برای زندگی روزمره کافیه
· مرور کلید حفظه
· اول لغت قبلی جا بیفته، بعد جدید

این از ۱۰ تا درس ارزشمندتره.

---
 

جدیدترین ارسال ها

بالا