آموزش لغات زبان آلمانی

saalek110

Well-Known Member
سالک: محتویات خبر زیر تایید یا تکذیب نمیشه ، فقط برای تمرین لغاتش است. راجع به ایران مطلب می آورم تا نزدیکی به متن بیشتر باشه. از نرم افزار اشپیگل است.

تیتر اصلی:

· Konflikt um Handelsroute = درگیری بر سر مسیر تجاری
· Iran plant offenbar Sperrzone = ایران ظاهراً منطقهٔ ممنوعه برنامه‌ریزی می‌کند
· außerhalb der Straße von Hormus = خارج از تنگهٔ هرمز

---

متن اول:

· Die Lage in der Straße von Hormus ist angespannt genug. = اوضاع در تنگهٔ هرمز به اندازهٔ کافی متشنج است.
· Doch ein Vorstoß aus Teheran könnte eine weitere Eskalation nach sich ziehen. = اما یک اقدام (پیشنهاد) جدید از تهران می‌تواند تشدید بیشتری را به دنبال داشته باشد.
· Demnach soll ein neues Sperrgebiet am Persischen Golf etabliert werden. = بر این اساس، قرار است یک منطقهٔ ممنوعه جدید در خلیج فارس ایجاد شود.

---

بند دوم:

· Erst am Wochenende waren nach längerer Pause wieder Gefechte an der Straße von Hormus aufgeflammt. = همین آخر هفته، پس از یک وقفهٔ طولانی، دوباره درگیری‌ها در تنگهٔ هرمز شعله‌ور شده بود.
· So meldete das US-Militär, man habe einen iranischen Öltanker zerstört = برای مثال، ارتش آمریکا گزارش داد که یک نفت‌کش ایرانی را نابود کرده است
· (mehr dazu hier). = (اطلاعات بیشتر در اینجا).
· Jetzt kommt ein neuer Vorstoß aus Teheran. = حالا یک اقدام جدید از تهران مطرح شده است.
· Iran will Medienberichten zufolge = ایران به گزارش‌های رسانه‌ای، قصد دارد
· nahe der strategisch wichtigen Straße von Hormus = در نزدیکی تنگهٔ راهبردی هرمز
· eine »Sperrzone« einrichten. = یک «منطقهٔ ممنوعه» ایجاد کند.

---

بند سوم (گفتگوی مقام ایرانی):

· In den kommenden Tagen werde »eine Sperrzone außerhalb der Straße von Hormus verkündet«, = در روزهای آینده، «یک منطقهٔ ممنوعه در خارج از تنگهٔ هرمز اعلام خواهد شد»،
· sagte der Chef des Obersten Nationalen Sicherheitsrats, Mohsen Resaei, = این را رئیس شورای عالی امنیت ملی، محسن رضایی، گفت
· am Sonntag im iranischen Staatsfernsehen. = روز یکشنبه در تلویزیون دولتی ایران.

---

بند چهارم (ادامهٔ صحبت‌های رضایی):

· »Diese Zone beginnt an der Blockadelinie der US-Marine = «این منطقه از خط محاصرهٔ نیروی دریایی آمریکا شروع می‌شود
· und umfasst Gebiete des Persischen Golfs«, = و مناطقی از خلیج فارس را در بر می‌گیرد»،
· führte er aus. = او توضیح داد.
· »Jedes Schiff, das in diese neue Zone einfährt, = «هر کشتی که وارد این منطقهٔ جدید شود،
· wird auf eine Sanktionsliste gesetzt.« = در لیست تحریم‌ها قرار خواهد گرفت.»

---

بند پنجم (شرایط کلی):

· Im seit mehr als sechs Monaten andauernden Irankrieg = در جنگی که بیش از شش ماه است در ایران ادامه دارد (منظور جنگ ایران و آمریکا/درگیری‌ها)
· ist die Straße von Hormus Schauplatz zahlreicher Gefechte. = تنگهٔ هرمز صحنهٔ درگیری‌های متعددی بوده است.
· Teheran hat die für den Welthandel extrem wichtige Meerenge weitgehend blockiert, = تهران این آبراههٔ فوق‌العاده مهم برای تجارت جهانی را تا حد زیادی مسدود کرده است،
· im Gegenzug verhängten die USA eine Seeblockade iranischer Häfen. = در مقابل، آمریکا یک محاصرهٔ دریایی برای بنادر ایران اعمال کرد.

---

بند ششم (کاهش تردد):

· Nach gegenseitigen Angriffen = پس از حملات متقابل
· ist der Schiffsverkehr in der Straße auf den niedrigsten Stand seit Mai eingebrochen. = تردد کشتی‌ها در تنگه به پایین‌ترین سطح خود از ماه مه (اردیبهشت) کاهش یافته است.
· In den vergangenen zehn Tagen passierten im Durchschnitt nur noch zehn Frachtschiffe pro Tag die Meerenge, = در ده روز گذشته، به طور میانگین فقط ده کشتی باری در روز از این آبراهه عبور کرده‌اند،
· wie aus Daten des Analyseunternehmens Kpler hervorgeht. = همانطور که از داده‌های شرکت تحلیل (داده‌های دریایی) "کیپلر" مشخص است.

---

بند هفتم (آمار دقیق‌تر):

· Am Samstag durchquerten demnach lediglich zwei Schiffe die Handelsroute, = بر این اساس، روز شنبه فقط دو کشتی از این مسیر تجاری عبور کردند،
· am Sonntag waren es sechs. = روز یکشنبه (تعداد) شش فروند بود.
· Ein Tanker aus Saudi-Arabien habe beim Versuch, die Meerenge zu verlassen, umkehren müssen, = یک نفت‌کش از عربستان سعودی در تلاش برای خروج از تنگه، مجبور به بازگشت شده است،
· zeigten LSEG-Daten. = داده‌های شرکت LSEG نشان داد.
· Zudem habe laut Kpler seit Mittwoch kein einziger Supertanker die Straße von Hormus verlassen. = علاوه بر این، به گفتهٔ کیپلر، از روز چهارشنبه هیچ ابرنفت‌کشی از تنگهٔ هرمز خارج نشده است.

---

بند هشتم (مسائل اقتصادی ایران):

· Iran hat aufgrund der US-Seeblockade mit Schwierigkeiten beim Ölimport zu kämpfen. = ایران به دلیل محاصرهٔ دریایی آمریکا با مشکلاتی در واردات نفت دست و پنجه نرم می‌کند.
· Am Sonntag kündigte Teheran eine Erhöhung der Kraftstoffpreise für Großverbraucher an. = روز یکشنبه، تهران افزایش قیمت سوخت برای مصرف‌کنندگان عمده را اعلام کرد.
· Betroffen ist Regierungssprecherin Fatemeh Mohadscherani zufolge die dritte Stufe des Kontingentsystems, das diese Preise regelt. = به گفتهٔ سخنگوی دولت، فاطمه مهاجرانی، (این افزایش) مرحلهٔ سوم سیستم سهمیه‌ای که این قیمت‌ها را تنظیم می‌کند، را در بر می‌گیرد.

---

بند نهم (جزئیات افزایش قیمت):

· Mohadscherani erklärte laut staatlichen Medien, = مهاجرانی به گزارش رسانه‌های دولتی اعلام کرد
· dass sich der Preis in dieser dritten Stufe »ab dem 8. September auf 10.000 Toman (umgerechnet 3,9 Cent) verdoppeln« werde. = که قیمت در این مرحلهٔ سوم «از ۸ سپتامبر به ۱۰,۰۰۰ تومان (معادل ۳.۹ سنت) دو برابر خواهد شد».
· Die Preise für die ersten beiden Stufen bleiben demnach jeweils unverändert. = بر این اساس، قیمت‌های دو مرحلهٔ اول به ترتیب بدون تغییر باقی می‌مانند.
· Der Toman ist eine informelle Währungseinheit. = تومان یک واحد پولی غیررسمی است.
· Ein Toman entspricht zehn iranischen Rial. = هر تومان برابر با ده ریال ایران است.

---

بند دهم (اهمیت سیاسی قیمت سوخت):

· Iran ist einer der weltweit größten Ölproduzenten. = ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت در جهان است.
· Dank eines Subventionssystems sind Kraftstoffe in dem Land preiswert. = به لطف سیستم یارانه‌ای، سوخت در این کشور ارزان است.
· Jede Preisänderung gilt daher als politisch heikel. = بنابراین هر تغییر قیمتی از نظر سیاسی حساس (و پرتنش) محسوب می‌شود.

---

امضا و توضیحات فنی انتهای خبر:

· jok/Reuters = جوک (مخفف خبرنگار) / رویترز (خبرگزاری)
· Die Wiedergabe wurde unterbrochen. = پخش (متن) قطع شد. (این معمولاً یک پیام فنی در سایت اسپیگل است)
· proto_headline و proto_description = این‌ها متغیرهای کدگذاری شده در وب‌سایت هستند و معنی خاصی در متن خبر ندارند
 
آخرین ویرایش:

saalek110

Well-Known Member
سالک: اگر با زبان آلمانی هیچ آشنایی ندارید ، شاید بهتر باشه یک سری لغات رایج را بروید یاد بگیرید تا در متن های این تاپیک راحت تر باشید.
 

saalek110

Well-Known Member
خبر: درخواست ممنوعیت سپاه در آلمان

جمله ۱:
Verbot der Islamischen Revolutionsgarde des Iran in Deutschland

ترجمه: ممنوعیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در آلمان

لغات:
das Verbot = ممنوعیت
verbieten = ممنوع کردن
islamisch = اسلامی
die Revolutionsgarde = سپاه پاسداران
der Iran = ایران
in Deutschland = در آلمان

---

جمله ۲:
Die Korps der Revolutionsgarde des Iran (IRGC) sind ein zentraler Bestandteil des autoritär-theokratischen Scharia-Systems der Islamischen Republik Iran.

ترجمه: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) بخش اصلی نظام اقتدارگرا-تئوکراتیک شریعت‌محور جمهوری اسلامی ایران است.

لغات:
das Korps = سپاه / نیرو (جمع: die Korps)
zentral = اصلی
der Bestandteil = بخش / جزء
autoritär = اقتدارگرا
theokratisch = تئوکراتیک (دینی)
das Scharia-System = نظام شریعت
die Republik = جمهوری

---

جمله ۳:
Sie üben systematische Repressionen gegen das iranische Volk und sind für die Niederschlagung von politischen Gegnern im Iran und im Ausland verantwortlich.

ترجمه: آنها سرکوب سیستماتیک علیه مردم ایران اعمال می‌کنند و مسئول سرکوب مخالفان سیاسی در داخل و خارج از ایران هستند.

لغات:
üben = اعمال کردن
systematisch = سیستماتیک
die Repression = سرکوب (جمع: die Repressionen)
gegen = علیه
das Volk = مردم
die Niederschlagung = سرکوب / خاموش کردن
der Gegner = مخالف (جمع: die Gegner)
im Ausland = در خارج از کشور
verantwortlich = مسئول

---

جمله ۴:
Die IRGC agieren nicht nur als militärische und paramilitärische Struktur, sondern nehmen Einfluss auf sämtliche Bereiche des inneren Lebens im Iran.

ترجمه: سپاه نه تنها به عنوان یک ساختار نظامی و شبه‌نظامی عمل می‌کند، بلکه بر تمام حوزه‌های زندگی داخلی ایران تأثیر می‌گذارد.

لغات:
agieren = عمل کردن
militärisch = نظامی
paramilitärisch = شبه‌نظامی
die Struktur = ساختار
nicht nur ... sondern = نه تنها ... بلکه
Einfluss nehmen auf = تأثیر گذاشتن بر
sämtlich = تمام / همه
der Bereich = حوزه (جمع: die Bereiche)
innerlich = داخلی

---

جمله ۵:
Der Deutsche Bundestag fordert die Bundesregierung auf, zu prüfen, ob und inwieweit die rechtlichen Voraussetzungen für ein Verbot der IRGC im Sinne des deutschen Vereins- und Strafrechts gegeben sind.

ترجمه: پارلمان آلمان از دولت فدرال می‌خواهد که بررسی کند آیا و تا چه حد پیش‌شرط‌های قانونی برای ممنوعیت سپاه بر اساس قانون انجمن‌ها و حقوق کیفری آلمان وجود دارد.

لغات:
der Bundestag = پارلمان آلمان
fordern ... auf = درخواست کردن از
die Bundesregierung = دولت فدرال
prüfen = بررسی کردن
ob = آیا
inwieweit = تا چه حد
rechtlich = قانونی
die Voraussetzung = پیش‌شرط (جمع: die Voraussetzungen)
im Sinne = بر اساس / به معنی
das Vereinsrecht = قانون انجمن‌ها
das Strafrecht = حقوق کیفری
gegeben sein = وجود داشتن

---

نکته گرامری ساده:

در جمله‌های رسمی آلمانی، فعل اصلی رو پیدا کن. مثلاً در جمله ۵:
Der Deutsche Bundestag fordert die Bundesregierung auf = پارلمان از دولت می‌خواهد
zu prüfen = بررسی کند
ob und inwieweit ... gegeben sind = آیا و تا چه حد ... وجود دارد
 
آخرین ویرایش:

saalek110

Well-Known Member
یک شعر زیبای آلمانی..... که دل‌ت رو باز کنه. این شعر از یوهان ولفگانگ فون گوته، شاعر بزرگ آلمانیه. اسمش «Wanderers Nachtlied» (آواز شبِ رهگذر) هست — یکی از معروف‌ترین شعرهای آلمانی، آرام و زیبا.


Wanderers Nachtlied
آواز شبِ رهگذر

Über allen Gipfeln
بر فراز همه‌ی قله‌ها

über = بر فراز....alle = همه....der Gipfel = قله (جمع: die Gipfel)


Ist Ruh,
آرامش است،

die Ruh = آرامش (مخفف Ruhe)......ist = است (فعل sein)


In allen Wipfeln
در همه‌ی نوک شاخه‌ها

in = در......der Wipfel = نوک شاخه (جمع: die Wipfel)


Spürest du
تو احساس می‌کنی

spüren = احساس کردن......du = تو


Kaum einen Hauch;
به‌ندرت یک نسیم؛

kaum = به‌ندرت.........ein Hauch = یک نسیم / دم



Die Vögelein schweigen im Walde.
پرنده‌های کوچک در جنگل ساکت‌اند.

das Vögelein = پرنده‌ی کوچک (diminutive از Vogel)......schweigen = سکوت کردن.....im Walde = در جنگل (شکل قدیمی از im Wald)


Warte nur, balde
فقط صبر کن، به‌زودی

warten = صبر کردن.....nur = فقط.....balde = به‌زودی (شکل قدیمی از bald)


Ruhest du auch.
تو هم آرام می‌گیری.

ruhen = آرام گرفتن / استراحت کردن......auch = هم / نیز

---

ترجمه‌ی کامل و روان:


بر فراز همه‌ی قله‌ها
آرامش است،
در همه‌ی نوک شاخه‌ها
تو به‌ندرت
یک نسیم احساس می‌کنی؛
پرنده‌های کوچک در جنگل ساکت‌اند.
فقط صبر کن، به‌زودی

تو هم آرام می‌گیری.

---

چند نکته‌ی زیبا درباره این شعر:

· گوته این شعر رو در سال ۱۷۸۰ نوشت، روی دیوار یک کلبه‌ی چوبی در کوه‌های تورینگن.
· این شعر اون‌قدر آرامه که می‌گن خودِ سکوت رو به تصویر می‌کشه.
· «Ruhest du auch» : «آرام می‌گیری» (استراحت می‌کنی).
·
لغات قشنگ برای یادگیری:

die Ruhe = آرامش
der Gipfel = قله
der Wipfel = نوک شاخه
der Hauch = نسیم
der Wald = جنگل
schweigen = سکوت کردن
warten = صبر کردن
ruhen = آرام گرفتن
bald = به‌زودی
 

جدیدترین ارسال ها

بالا