زبان هلندی و آلمانی

saalek110

Well-Known Member
حتماً
چند جمله ساده و کاربردی به هلندی و آلمانی می‌نویسم و زیر هرکدام فارسی را می‌گذارم:
1
Nederlands: Goedemorgen, hoe gaat het met je?
Deutsch: Guten Morgen, wie geht es dir?
فارسی: صبح بخیر، حالت چطور است؟
2
Nederlands: Ik leer Nederlands en Duits.
Deutsch: Ich lerne Niederländisch und Deutsch.
فارسی: من هلندی و آلمانی یاد می‌گیرم.
3
Nederlands: Waar woon je?
Deutsch: Wo wohnst du?
فارسی: کجا زندگی می‌کنی؟
4
Nederlands: Ik hou van sport.
Deutsch: Ich liebe Sport.
فارسی: من ورزش را دوست دارم.
(می‌دانم ورزش برایت مهم است )
5
Nederlands: Kun je mij helpen?
Deutsch: Kannst du mir helfen?
فارسی: می‌توانی به من کمک کنی؟
6
Nederlands: Ik ben blij vandaag.
Deutsch: Ich bin heute glücklich.
فارسی: امروز خوشحال هستم.
 

saalek110

Well-Known Member
عالیه
پس یک بسته کامل می‌دهم: مکالمه + جملات روزمره + سفر + ورزش + انگیزشی
همه با هلندی ، آلمانی ، فارسی
۱) مکالمه ساده بین دو نفر
سلام و آشنایی
Hallo! Hoe heet jij?
Hallo! Wie heißt du?
سلام! اسمت چیست؟

Ik heet Ali. En jij?
Ich heiße Ali. Und du?
اسمم علی است. تو چی؟

Aangenaam kennis te maken.
Freut mich, dich kennenzulernen.
از آشنایی با تو خوشوقتم.

☕ ۲) جملات روزمره
Ik drink koffie.
Ich trinke Kaffee.
من قهوه می‌نوشم.

Het weer is vandaag mooi.
Das Wetter ist heute schön.
امروز هوا خوب است.

Ik heb geen tijd.
Ich habe keine Zeit.
من وقت ندارم.

Wat doe je?
Was machst du?
چه کار می‌کنی؟

✈️ ۳) جملات سفر

Waar is het station?
Wo ist der Bahnhof?
ایستگاه قطار کجاست؟

Hoeveel kost dit?
Wie viel kostet das?
این چقدر قیمت دارد؟

Ik wil een kaartje kopen.
Ich möchte ein Ticket kaufen.
می‌خواهم یک بلیت بخرم.

Spreekt u Engels?
Sprechen Sie Englisch?
آیا شما انگلیسی صحبت می‌کنید؟ (رسمی)

۴) جملات ورزشی

Ik train elke dag.
Ich trainiere jeden Tag.
من هر روز تمرین می‌کنم.

Sport maakt mij sterker.
Sport macht mich stärker.
ورزش مرا قوی‌تر می‌کند.

Discipline is belangrijk.
Disziplin ist wichtig.
انضباط مهم است.

Geen excuses!
Keine Ausreden!
هیچ بهانه‌ای نیست!

۵) جملات ذهنی و انگیزشی

Ik geloof in mezelf.
Ich glaube an mich selbst.
من به خودم ایمان دارم.

Elke dag word ik beter.
Jeden Tag werde ich besser.
هر روز بهتر می‌شوم.

Rust in mijn geest, kracht in mijn lichaam.
Ruhe im Geist, Kraft im Körper.
آرامش در ذهن، قدرت در بدن.
 

saalek110

Well-Known Member
عالی
می‌رویم مرحله بعدی: سطح متوسط (B1–B2)
همراه با جمله‌های پیچیده‌تر + ساختار گرامری مهم
۱) جمله‌های پیچیده‌تر (زمان گذشته + جمله وابسته)
گذشته

Ik heb gisteren hard getraind.
Ich habe gestern hart trainiert.
دیروز سخت تمرین کردم.

Toen ik jong was, sportte ik elke dag.
Als ich jung war, habe ich jeden Tag Sport gemacht.
وقتی جوان بودم، هر روز ورزش می‌کردم.

۲) جمله وابسته (چون، اگر، که)

چون
Ik blijf thuis omdat ik moe ben.
Ich bleibe zu Hause, weil ich müde bin.
در خانه می‌مانم چون خسته هستم.
(دقت کن: در هلندی و آلمانی فعل آخر جمله وابسته می‌آید)

اگر
Als je hard werkt, zul je slagen.
Wenn du hart arbeitest, wirst du Erfolg haben.
اگر سخت کار کنی، موفق خواهی شد.

که
Ik weet dat discipline belangrijk is.
Ich weiß, dass Disziplin wichtig ist.
می‌دانم که انضباط مهم است.

۳) حالت رسمی‌تر

Kunt u mij alstublieft helpen?
Könnten Sie mir bitte helfen?
لطفاً می‌توانید به من کمک کنید؟

Ik zou graag meer informatie willen.
Ich würde gerne mehr Informationen erhalten.
مایل هستم اطلاعات بیشتری دریافت کنم.

۴) جملات ذهن قوی (سطح بالاتر)

Succes komt niet vanzelf, je moet ervoor vechten.
Erfolg kommt nicht von allein, man muss dafür kämpfen.
موفقیت خودبه‌خود نمی‌آید، باید برایش جنگید.

Mijn grenzen bestaan alleen in mijn hoofd.
Meine Grenzen existieren nur in meinem Kopf.
محدودیت‌های من فقط در ذهنم وجود دارند.
 

saalek110

Well-Known Member
آفرین
می‌رویم مرحله قوی‌تر: ساختارهای پیشرفته‌تر + تفاوت هلندی و آلمانی + جمله‌های رسمی و تحلیلی (B2–C1)

۱) Konjunktiv II / Voorwaardelijke vorm (حالت فرضی پیشرفته)
«اگر وقت داشتم، بیشتر تمرین می‌کردم.»
Als ik tijd had, zou ik meer trainen.
Wenn ich Zeit hätte, würde ich mehr trainieren.
اگر وقت داشتم، بیشتر تمرین می‌کردم.

نکته:
هلندی: zou + مصدر
آلمانی: würde + مصدر یا فعل تغییریافته (hätte, wäre)
۲) جمله با دو بند وابسته
«می‌دانم که اگر منظم باشم، موفق می‌شوم.»
Ik weet dat als ik gedisciplineerd ben, ik zal slagen.
Ich weiß, dass ich Erfolg haben werde, wenn ich diszipliniert bin.
می‌دانم که اگر منظم باشم، موفق خواهم شد.
(در هر دو زبان، فعل در جمله وابسته به آخر می‌رود.)

۳) جملات تحلیلی‌تر
Fysieke training versterkt niet alleen het lichaam, maar ook de geest.
Körperliches Training stärkt nicht nur den Körper, sondern auch den Geist.
تمرین بدنی نه تنها بدن، بلکه ذهن را هم تقویت می‌کند.

Discipline onderscheidt winnaars van dromers.
Disziplin unterscheidet Gewinner von Träumern.
انضباط برندگان را از رؤیابینان جدا می‌کند.

۴) مجهول (Passiv)
«موفقیت ساخته می‌شود، پیدا نمی‌شود.»
Succes wordt opgebouwd, niet gevonden.
Erfolg wird aufgebaut, nicht gefunden.
موفقیت ساخته می‌شود، نه پیدا.

⚡ ۵) جملات سطح بالا رسمی
Het is van groot belang dat men consistent blijft trainen.
Es ist von großer Bedeutung, dass man konsequent trainiert.
بسیار مهم است که انسان به طور منظم تمرین کند.
 

saalek110

Well-Known Member

لغات ورزشی
sport – Sport – ورزش
training – Training – تمرین
kracht – Kraft – قدرت
uithoudingsvermogen – Ausdauer – استقامت
discipline – Disziplin – انضباط
spieren – Muskeln – عضلات
gezondheid – Gesundheit – سلامتی
wedstrijd – Wettkampf – مسابقه
overwinning – Sieg – پیروزی
doel – Ziel – هدف

لغات ذهنی
geest – Geist – ذهن
rust – Ruhe – آرامش
focus – Fokus – تمرکز
motivatie – Motivation – انگیزه
zelfvertrouwen – Selbstvertrauen – اعتماد به نفس
doorzettingsvermogen – Durchhaltevermögen – پشتکار
succes – Erfolg – موفقیت
gewoonte – Gewohnheit – عادت
groei – Wachstum – رشد
balans – Balance – تعادل

⚔ لغات سطح بالاتر
verantwoordelijkheid – Verantwortung – مسئولیت
beslissing – Entscheidung – تصمیم
mogelijkheid – Möglichkeit – امکان
ontwikkeling – Entwicklung – پیشرفت
prestatie – Leistung – عملکرد
uitdaging – Herausforderung – چالش
verbetering – Verbesserung – بهبود
strategie – Strategie – استراتژی
consistentie – Konsequenz – استمرار
prestatievermogen – Leistungsfähigkeit – توان عملکرد
 

saalek110

Well-Known Member

تفاوت لغات هلندی و آلمانی را شرح بده و اگر علت تاریخی دارد بگو


سؤال قوی پرسیدی
الان دقیق و ساختاری توضیح می‌دهم که چرا هلندی و آلمانی شبیه‌اند ولی یکی نیستند — و ریشه تاریخی‌شان چیست.
1️⃣ ریشه تاریخی مشترک
هر دو زبان از خانواده:
زبان‌های ژرمنی غربی (West Germanic languages)
می‌آیند.
این خانواده خودش شاخه‌ای از خانواده هندواروپایی است.
تقریباً ۱۵۰۰–۲۰۰۰ سال پیش، یک زبان مشترک وجود داشت به نام:
پروتو-ژرمنی (Proto-Germanic)
بعداً این زبان به شاخه‌های مختلف تقسیم شد.
2️⃣ چرا آلمانی تغییر بیشتری کرد؟
در جنوب منطقه ژرمنی (آلمان امروزی)، یک تحول بزرگ اتفاق افتاد به نام:
High German Consonant Shift
(دگرگونی همخوان‌های آلمانی بالا)
این تغییر بین قرن ۵ تا ۸ میلادی رخ داد.
در این تحول، بعضی صداها عوض شدند.
مثال‌های مهم
هلندی
آلمانی
توضیح
maken
machen
k → ch
appel
Apfel
p → pf
ik
ich
k → ch
water
Wasser
t → ss
یعنی آلمانی جنوبی صداها را "سخت‌تر" کرد،
اما هلندی این تغییر را کامل تجربه نکرد.
به همین دلیل هلندی معمولاً از نظر تلفظ ساده‌تر به نظر می‌آید.
3️⃣ شباهت‌های ساختاری
چون ریشه مشترک دارند، این موارد مشترک است:
ترتیب جمله شبیه است
فعل در جمله وابسته آخر می‌آید
جنسیت اسمی دارند
کلمات مرکب زیاد دارند
مثال:
discipline – Disziplin
kracht – Kraft
water – Wasser
tijd – Zeit
4️⃣ تفاوت‌های مهم امروزی
1. سیستم حالت‌ها (Cases)
آلمانی هنوز ۴ حالت دارد:
Nominativ
Akkusativ
Dativ
Genitiv
هلندی بیشتر حالت‌ها را از دست داده و ساده‌تر شده.
2. جنسیت
آلمانی: سه جنس
der
die
das
هلندی: عملاً دو تا
de
het
3. تأثیر فرانسوی
هلندی به دلیل نزدیکی تاریخی به بلژیک و فرانسه،
کلمات فرانسوی بیشتری گرفته.
مثال:
niveau (level)
bureau (office)
آلمانی کمتر از فرانسوی تأثیر گرفته.
5️⃣ جمع‌بندی تاریخی ساده
منطقه شمالی
منطقه جنوبی
تغییر آوایی کمتر
تغییر آوایی شدید
هلندی
آلمانی استاندارد
به همین دلیل هلندی کمی "ملایم‌تر" و آلمانی "سخت‌تر" به گوش می‌رسد.
نتیجه برای یادگیری
اگر آلمانی بلد باشی:
هلندی سریع‌تر یاد می‌گیری.
اگر هلندی بلد باشی:
آلمانی سخت‌تر است به خاطر حالت‌ها و تغییرات صوتی.
 

saalek110

Well-Known Member

می‌رویم سراغ لغات هلندی و آلمانی با ریشه مشترک و تفاوت‌های آوایی و ساختاری، به همراه معنی فارسی، تا هم یاد بگیری و هم تشخیص بده کجا شباهت و تفاوت دارند.
۱) کلمات ساده روزمره
water – Wasser – آب
brood – Brot – نان
appel – Apfel – سیب
melk – Milch – شیر
huis – Haus – خانه
dag – Tag – روز
maan – Mond – ماه
zon – Sonne – خورشید
boek – Buch – کتاب
ik – ich – من
نکته: هلندی صداها ساده‌تر، آلمانی بعضی همخوان‌ها تغییر کرده‌اند.
۲) لغات مربوط به بدن و ورزش
hand – Hand – دست
voet – Fuß – پا
arm – Arm – بازو
been – Bein – پا/عضله ساق
hart – Herz – قلب
kracht – Kraft – قدرت
spier – Muskel – عضله
trainen – trainieren – تمرین کردن
lopen – laufen – دویدن/راه رفتن
springen – springen – پرش کردن
نکته: در هلندی، فعل‌ها معمولاً ساده‌تر و کوتاه‌تر هستند؛ آلمانی گاهی صداها تغییر کرده یا بلندتر شده‌اند.
۳) لغات ذهنی و روانی
geest – Geist – ذهن
rust – Ruhe – آرامش
focus – Fokus – تمرکز
motivatie – Motivation – انگیزه
succes – Erfolg – موفقیت
discipline – Disziplin – انضباط
doorzettingsvermogen – Durchhaltevermögen – پشتکار
vertrouwen – Vertrauen – اعتماد
gewoonte – Gewohnheit – عادت
ontwikkeling – Entwicklung – پیشرفت
نکته: هلندی بیشتر واژگان مرکب ساده می‌سازد، آلمانی ترکیبی‌تر و طولانی‌تر است.
۴) تفاوت آوایی مهم
هلندی
آلمانی
فارسی
maken
machen
ساختن
ik
ich
من
tijd
Zeit
زمان
water
Wasser
آب
neus
Nase
بینی
توضیح: آلمانی در جنوب تغییرات همخوان (k→ch, t→z/ss) داشته، هلندی کمتر.
 

saalek110

Well-Known Member
Deepseek:

هلندی: Hallo ................. آلمانی: Hallo ................. فارسی: سلام

هلندی: Goedemorgen ......... آلمانی: Guten Morgen ......... فارسی: صبح بخیر

هلندی: Goedemiddag .......... آلمانی: Guten Tag ............ فارسی: عصر بخیر (ظهر بخیر)

هلندی: Goedenavond .......... آلمانی: Guten Abend .......... فارسی: عصر بخیر (شب بخیر)

هلندی: Tot ziens ............ آلمانی: Auf Wiedersehen ...... فارسی: خداحافظ

هلندی: Dag .................. آلمانی: Tschüss ............. فارسی: خداحافظ (خودمانی)

هلندی: Alsjeblieft .......... آلمانی: Bitte ................ فارسی: خواهش می‌کنم / بفرمایید

هلندی: Dankjewel ............ آلمانی: Danke schön .......... فارسی: متشکرم

هلندی: Ja ................... آلمانی: Ja ................... فارسی: بله

هلندی: Nee .................. آلمانی: Nein ................. فارسی: نه

هلندی: Sorry ................ آلمانی: Entschuldigung ....... فارسی: ببخشید / معذرت می‌خوام

هلندی: Ik ................... آلمانی: Ich .................. فارسی: من

هلندی: Jij / U .............. آلمانی: Du / Sie .............. فارسی: تو / شما

هلندی: Hoe gaat het? ........ آلمانی: Wie geht's? ........... فارسی: حالت چطوره؟

هلندی: Goed, dank je. ....... آلمانی: Gut, danke. .......... فارسی: خوبم، مرسی.

هلندی: Hoe heet jij? ........ آلمانی: Wie heißt du? ......... فارسی: اسم تو چیه؟

هلندی: Ik heet ... .......... آلمانی: Ich heiße ... ......... فارسی: اسم من ... است.

هلندی: Waar kom je vandaan? . آلمانی: Woher kommst du? ..... فارسی: اهل کجایی؟

هلندی: Ik kom uit Iran. ..... آلمانی: Ich komme aus dem Iran. فارسی: اهل ایران هستم.

هلندی: Straat ............... آلمانی: Straße ............... فارسی: خیابان

هلندی: Station .............. آلمانی: Bahnhof ............... فارسی: ایستگاه (قطار)

هلندی: Auto ................. آلمانی: Auto .................. فارسی: ماشین

هلندی: Links ................ آلمانی: Links ................. فارسی: چپ

هلندی: Rechts ............... آلمانی: Rechts ................ فارسی: راست

هلندی: Rechtdoor ............ آلمانی: Geradeaus ............. فارسی: مستقیم

هلندی: Eten ................. آلمانی: Essen ................. فارسی: غذا (خوردن)

هلندی: Water ................ آلمانی: Wasser ................ فارسی: آب

هلندی: Koffie ............... آلمانی: Kaffee ................ فارسی: قهوه

هلندی: Brood ................ آلمانی: Brot .................. فارسی: نان

هلندی: Rekening, a.u.b. ..... آلمانی: Zahlen, bitte. ........ فارسی: حساب، لطفاً.

هلندی: Maandag .............. آلمانی: Montag ................ فارسی: دوشنبه

هلندی: Dinsdag .............. آلمانی: Dienstag .............. فارسی: سه‌شنبه

هلندی: Woensdag ............. آلمانی: Mittwoch .............. فارسی: چهارشنبه

هلندی: Donderdag ............ آلمانی: Donnerstag ............ فارسی: پنجشنبه

هلندی: Vrijdag .............. آلمانی: Freitag ............... فارسی: جمعه

هلندی: Zaterdag ............. آلمانی: Samstag ............... فارسی: شنبه

هلندی: Zondag ............... آلمانی: Sonntag ............... فارسی: یکشنبه

هلندی: Een .................. آلمانی: Eins .................. فارسی: یک

هلندی: Twee ................. آلمانی: Zwei .................. فارسی: دو

هلندی: Drie ................. آلمانی: Drei .................. فارسی: سه

هلندی: Vier ................. آلمانی: Vier .................. فارسی: چهار

هلندی: Vijf ................. آلمانی: Fünf .................. فارسی: پنج
 

saalek110

Well-Known Member


Hallo ................. Hallo ................. فارسی: سلام

Goedemorgen ............ Guten Morgen .......... فارسی: صبح بخیر

Goedemiddag ............ Guten Tag ............. فارسی: عصر بخیر (ظهر بخیر)

Goedenavond ............ Guten Abend ........... فارسی: عصر بخیر (شب بخیر)

Tot ziens .............. Auf Wiedersehen ....... فارسی: خداحافظ

Dag .................... Tschüss ............... فارسی: خداحافظ (خودمانی)

Alsjeblieft ............ Bitte ................. فارسی: خواهش می‌کنم / بفرمایید

Dankjewel .............. Danke schön ........... فارسی: متشکرم

Ja ..................... Ja .................... فارسی: بله

Nee .................... Nein .................. فارسی: نه

Sorry .................. Entschuldigung ........ فارسی: ببخشید / معذرت می‌خواهم

Ik ..................... Ich ................... فارسی: من

Jij / U ................ Du / Sie ............... فارسی: تو / شما

Hoe gaat het? .......... Wie geht's? ............ فارسی: حالت چطوره؟

Goed, dank je. ......... Gut, danke. ........... فارسی: خوبم، مرسی.

Hoe heet jij? .......... Wie heißt du? .......... فارسی: اسم تو چیه؟

Ik heet ... ............ Ich heiße ... .......... فارسی: اسم من ... است.

Waar kom je vandaan? ... Woher kommst du? ...... فارسی: اهل کجایی؟

Ik kom uit Iran. ....... Ich komme aus dem Iran.. فارسی: اهل ایران هستم.

Straat ................. Straße ................ فارسی: خیابان

Station ................ Bahnhof ............... فارسی: ایستگاه (قطار)

Auto ................... Auto .................. فارسی: ماشین

Bus .................... Bus ................... فارسی: اتوبوس

Trein .................. Zug ................... فارسی: قطار

Luchthaven ............. Flughafen ............. فارسی: فرودگاه

Links .................. Links ................. فارسی: چپ

Rechts ................. Rechts ................ فارسی: راست

Rechtdoor .............. Geradeaus ............. فارسی: مستقیم

Eten ................... Essen ................. فارسی: غذا خوردن

Drinken ................ Trinken ............... فارسی: نوشیدن

Water .................. Wasser ................ فارسی: آب

Koffie ................. Kaffee ................ فارسی: قهوه

Thee ................... Tee ................... فارسی: چای

Brood .................. Brot .................. فارسی: نان

Appel .................. Apfel ................. فارسی: سیب

Rekening, a.u.b. ....... Zahlen, bitte. ......... فارسی: حساب، لطفاً

Maandag ................ Montag ................ فارسی: دوشنبه

Dinsdag ................ Dienstag .............. فارسی: سه‌شنبه

Woensdag ............... Mittwoch .............. فارسی: چهارشنبه

Donderdag .............. Donnerstag ............ فارسی: پنجشنبه

Vrijdag ................ Freitag ............... فارسی: جمعه

Zaterdag ............... Samstag ............... فارسی: شنبه

Zondag ................. Sonntag ............... فارسی: یکشنبه

Een .................... Eins .................. فارسی: یک

Twee ................... Zwei .................. فارسی: دو

Drie ................... Drei .................. فارسی: سه

Vier ................... Vier .................. فارسی: چهار

Vijf ................... Fünf .................. فارسی: پنج
 

saalek110

Well-Known Member


Hallo ................. آلمانی: Hallo ................. فارسی: سلام

Goedemorgen ............ آلمانی: Guten Morgen .......... فارسی: صبح بخیر

Goedemiddag ............ آلمانی: Guten Tag ............. فارسی: عصر بخیر (ظهر بخیر)

Goedenavond ............ آلمانی: Guten Abend ........... فارسی: عصر بخیر (شب بخیر)

Tot ziens .............. آلمانی: Auf Wiedersehen ....... فارسی: خداحافظ

Dag .................... آلمانی: Tschüss ............... فارسی: خداحافظ (خودمانی)

Alsjeblieft ............ آلمانی: Bitte ................. فارسی: خواهش می‌کنم / بفرمایید

Dankjewel .............. آلمانی: Danke schön ........... فارسی: متشکرم

Ja ..................... آلمانی: Ja .................... فارسی: بله

Nee .................... آلمانی: Nein .................. فارسی: نه

Sorry .................. آلمانی: Entschuldigung ........ فارسی: ببخشید / معذرت می‌خواهم

Ik ..................... آلمانی: Ich ................... فارسی: من

Jij / U ................ آلمانی: Du / Sie ............... فارسی: تو / شما

Hoe gaat het? .......... آلمانی: Wie geht's? ............ فارسی: حالت چطوره؟

Goed, dank je. ......... آلمانی: Gut, danke. ........... فارسی: خوبم، مرسی.

Hoe heet jij? .......... آلمانی: Wie heißt du? .......... فارسی: اسم تو چیه؟

Ik heet ... ............ آلمانی: Ich heiße ... .......... فارسی: اسم من ... است.

Waar kom je vandaan? ... آلمانی: Woher kommst du? ...... فارسی: اهل کجایی؟

Ik kom uit Iran. ....... آلمانی: Ich komme aus dem Iran.. فارسی: اهل ایران هستم.

Straat ................. آلمانی: Straße ................ فارسی: خیابان

Station ................ آلمانی: Bahnhof ............... فارسی: ایستگاه (قطار)

Auto ................... آلمانی: Auto .................. فارسی: ماشین

Bus .................... آلمانی: Bus ................... فارسی: اتوبوس

Trein .................. آلمانی: Zug ................... فارسی: قطار

Luchthaven ............. آلمانی: Flughafen ............. فارسی: فرودگاه

Links .................. آلمانی: Links ................. فارسی: چپ

Rechts ................. آلمانی: Rechts ................ فارسی: راست

Rechtdoor .............. آلمانی: Geradeaus ............. فارسی: مستقیم

Eten ................... آلمانی: Essen ................. فارسی: غذا خوردن

Drinken ................ آلمانی: Trinken ............... فارسی: نوشیدن

Water .................. آلمانی: Wasser ................ فارسی: آب

Koffie ................. آلمانی: Kaffee ................ فارسی: قهوه

Thee ................... آلمانی: Tee ................... فارسی: چای

Brood .................. آلمانی: Brot .................. فارسی: نان

Appel .................. آلمانی: Apfel ................. فارسی: سیب

Rekening, a.u.b. ....... آلمانی: Zahlen, bitte. ......... فارسی: حساب، لطفاً

Maandag ................ آلمانی: Montag ................ فارسی: دوشنبه

Dinsdag ................ آلمانی: Dienstag .............. فارسی: سه‌شنبه

Woensdag ............... آلمانی: Mittwoch .............. فارسی: چهارشنبه

Donderdag .............. آلمانی: Donnerstag ............ فارسی: پنجشنبه

Vrijdag ................ آلمانی: Freitag ............... فارسی: جمعه

Zaterdag ............... آلمانی: Samstag ............... فارسی: شنبه

Zondag ................. آلمانی: Sonntag ............... فارسی: یکشنبه

Een .................... آلمانی: Eins .................. فارسی: یک

Twee ................... آلمانی: Zwei .................. فارسی: دو

Drie ................... آلمانی: Drei .................. فارسی: سه

Vier ................... آلمانی: Vier .................. فارسی: چهار

Vijf ................... آلمانی: Fünf .................. فارسی: پنج
 

saalek110

Well-Known Member
باشه، در ادامه سری جدیدی از لغات ضروری و کاربردی رو برات آماده کردم:

de man ................. آلمانی: der Mann ............... فارسی: مرد

de vrouw ............... آلمانی: die Frau ............... فارسی: زن / خانم

het kind ............... آلمانی: das Kind ............... فارسی: بچه

de familie ............. آلمانی: die Familie ............. فارسی: خانواده

de vader ............... آلمانی: der Vater ............... فارسی: پدر

de moeder .............. آلمانی: die Mutter .............. فارسی: مادر

de broer ............... آلمانی: der Bruder .............. فارسی: برادر

de zus ................. آلمانی: die Schwester ........... فارسی: خواهر

de zoon ................ آلمانی: der Sohn ................ فارسی: پسر

de dochter ............. آلمانی: die Tochter ............. فارسی: دختر

het huis ............... آلمانی: das Haus ............... فارسی: خانه

de kamer ............... آلمانی: das Zimmer .............. فارسی: اتاق

de keuken .............. آلمانی: die Küche ............... فارسی: آشپزخانه

de badkamer ............ آلمانی: das Badezimmer .......... فارسی: حمام

de deur ................ آلمانی: die Tür ................. فارسی: در

het raam ............... آلمانی: das Fenster ............. فارسی: پنجره

de tafel ............... آلمانی: der Tisch ............... فارسی: میز

de stoel ............... آلمانی: der Stuhl ............... فارسی: صندلی

het bed ................ آلمانی: das Bett ................ فارسی: تخت

de koelkast ............ آلمانی: der Kühlschrank ......... فارسی: یخچال

het eten ............... آلمانی: das Essen ............... فارسی: غذا

de drank ............... آلمانی: das Getränk ............. فارسی: نوشیدنی

het ontbijt ............ آلمانی: das Frühstück ........... فارسی: صبحانه

de lunch ............... آلمانی: das Mittagessen ......... فارسی: ناهار

het avondeten .......... آلمانی: das Abendessen .......... فارسی: شام

de groente ............. آلمانی: das Gemüse .............. فارسی: سبزیجات

het fruit .............. آلمانی: das Obst ................ فارسی: میوه

het vlees .............. آلمانی: das Fleisch ............. فارسی: گوشت

de vis ................. آلمانی: der Fisch ............... فارسی: ماهی

het zout ............... آلمانی: das Salz ................ فارسی: نمک

de suiker .............. آلمانی: der Zucker .............. فارسی: شکر

de melk ................ آلمانی: die Milch ............... فارسی: شیر

de kaas ................ آلمانی: der Käse ................ فارسی: پنیر

het brood .............. آلمانی: das Brot ................ فارسی: نان

de boter ............... آلمانی: die Butter .............. فارسی: کره

het ei ................. آلمانی: das Ei .................. فارسی: تخم‌مرغ

de soep ................ آلمانی: die Suppe ............... فارسی: سوپ

de salade .............. آلمانی: der Salat ............... فارسی: سالاد

de appel ............... آلمانی: der Apfel ............... فارسی: سیب

de banaan .............. آلمانی: die Banane .............. فارسی: موز

de sinaasappel ......... آلمانی: die Orange .............. فارسی: پرتقال

de aardappel ........... آلمانی: die Kartoffel ........... فارسی: سیب‌زمینی

de tomaat .............. آلمانی: die Tomate .............. فارسی: گوجه‌فرنگی

de ui .................. آلمانی: die Zwiebel ............. فارسی: پیاز

het weer ............... آلمانی: das Wetter .............. فارسی: هوا

de zon ................. آلمانی: die Sonne ............... فارسی: آفتاب

de regen ............... آلمانی: der Regen ............... فارسی: باران

de sneeuw .............. آلمانی: der Schnee .............. فارسی: برف

de wind ................ آلمانی: der Wind ................ فارسی: باد

warm ................... آلمانی: warm ................... فارسی: گرم

koud ................... آلمانی: kalt .................... فارسی: سرد

mooi ................... آلمانی: schön .................. فارسی: قشنگ / خوب

slecht ................. آلمانی: schlecht ............... فارسی: بد

vandaag ............... آلمانی: heute .................. فارسی: امروز

morgen ................. آلمانی: morgen ................. فارسی: فردا

gisteren ............... آلمانی: gestern ................ فارسی: دیروز

nu ..................... آلمانی: jetzt .................. فارسی: الان

altijd ................. آلمانی: immer .................. فارسی: همیشه

nooit .................. آلمانی: nie .................... فارسی: هرگز

vaak ................... آلمانی: oft .................... فارسی: اغلب

soms ................... آلمانی: manchmal ............... فارسی: بعضی وقت‌ها
 

saalek110

Well-Known Member
باشه، این سری میریم سراغ افعال، صفت‌ها و کلمات پرکاربرد دیگه:

lopen .................. آلمانی: laufen ................. فارسی: راه رفتن

rennen ................. آلمانی: rennen ................. فارسی: دویدن

staan .................. آلمانی: stehen ................. فارسی: ایستادن

zitten ................. آلمانی: sitzen ................. فارسی: نشستن

liggen ................. آلمانی: liegen ................. فارسی: دراز کشیدن

vallen ................. آلمانی: fallen ................. فارسی: افتادن

springen ............... آلمانی: springen ............... فارسی: پریدن

geven .................. آلمانی: geben .................. فارسی: دادن

nemen .................. آلمانی: nehmen ................. فارسی: برداشتن / گرفتن

zoeken ................. آلمانی: suchen ................. فارسی: گشتن / جستجو کردن

vinden ................. آلمانی: finden ................. فارسی: پیدا کردن

verliezen .............. آلمانی: verlieren .............. فارسی: گم کردن / باختن

betalen ................ آلمانی: bezahlen ............... فارسی: پرداخت کردن

kopen .................. آلمانی: kaufen ................. فارسی: خریدن

verkopen ............... آلمانی: verkaufen .............. فارسی: فروختن

wonen .................. آلمانی: wohnen ................. فارسی: زندگی کردن / سکونت داشتن

werken ................. آلمانی: arbeiten ............... فارسی: کار کردن

studeren ............... آلمانی: studieren ............... فارسی: تحصیل کردن

leren .................. آلمانی: lernen ................. فارسی: یاد گرفتن

schrijven .............. آلمانی: schreiben .............. فارسی: نوشتن

lezen .................. آلمانی: lesen .................. فارسی: خواندن

rekenen ................ آلمانی: rechnen ................ فارسی: حساب کردن

wachten ................ آلمانی: warten ................. فارسی: منتظر ماندن

antwoorden ............. آلمانی: antworten .............. فارسی: جواب دادن

vragen ................. آلمانی: fragen ................. فارسی: سوال کردن

helpen ................. آلمانی: helfen ................. فارسی: کمک کردن

brengen ............... آلمانی: bringen ............... فارسی: آوردن

halen .................. آلمانی: holen .................. فارسی: بردن / آوردن

maken .................. آلمانی: machen ................. فارسی: ساختن / انجام دادن

gebruiken .............. آلمانی: benutzen / verwenden .... فارسی: استفاده کردن

openen ................. آلمانی: öffnen ................. فارسی: باز کردن

sluiten ................ آلمانی: schließen .............. فارسی: بستن

beginnen ............... آلمانی: anfangen / beginnen .... فارسی: شروع کردن

eindigen ............... آلمانی: enden / aufhören ....... فارسی: تمام شدن

wensen ................. آلمانی: wünschen ............... فارسی: آرزو کردن

hopen .................. آلمانی: hoffen ................. فارسی: امیدوار بودن

geloven ............... آلمانی: glauben ............... فارسی: باور کردن

denken ................. آلمانی: denken ................. فارسی: فکر کردن

voelen ................. آلمانی: fühlen ................. فارسی: احساس کردن

horen .................. آلمانی: hören .................. فارسی: شنیدن

kijken ................. آلمانی: schauen / gucken ....... فارسی: نگاه کردن

zien ................... آلمانی: sehen .................. فارسی: دیدن

zeggen ................. آلمانی: sagen .................. فارسی: گفتن

praten ................. آلمانی: reden .................. فارسی: حرف زدن

vertellen .............. آلمانی: erzählen ............... فارسی: تعریف کردن

leggen ................. آلمانی: legen .................. فارسی: گذاشتن (افقی)

zetten ................. آلمانی: stellen ............... فارسی: گذاشتن (عمودی)

hangen ................. آلمانی: hängen ................. فارسی: آویزان کردن

schoonmaken ............ آلمانی: putzen / reinigen ....... فارسی: تمیز کردن

wassen ................. آلمانی: waschen ................ فارسی: شستن

koken .................. آلمانی: kochen ................. فارسی: پختن

bakken ................. آلمانی: backen / braten ......... فارسی: پختن (در فر) / سرخ کردن

snijden ................ آلمانی: schneiden .............. فارسی: بریدن

eten ................... آلمانی: essen .................. فارسی: خوردن

drinken ................ آلمانی: trinken ................ فارسی: نوشیدن

slapen ................. آلمانی: schlafen ............... فارسی: خوابیدن

ontwaken ............... آلمانی: aufwachen .............. فارسی: بیدار شدن

aankleden .............. آلمانی: anziehen ............... فارسی: لباس پوشیدن

uitkleden .............. آلمانی: ausziehen .............. فارسی: لباس درآوردن

trekken ................ آلمانی: ziehen ................. فارسی: کشیدن

duwen .................. آلمانی: schieben / drücken ..... فارسی: هل دادن

dragen ................. آلمانی: tragen ................. فارسی: حمل کردن / پوشیدن

volgen ................. آلمانی: folgen ................. فارسی: دنبال کردن

ontmoeten .............. آلمانی: treffen ................ فارسی: ملاقات کردن

bezoeken ............... آلمانی: besuchen ............... فارسی: دیدار کردن

bellen ................. آلمانی: anrufen ................ فارسی: تلفن کردن

sturen ................. آلمانی: schicken ............... فارسی: فرستادن

ontvangen .............. آلمانی: empfangen .............. فارسی: دریافت کردن

bewaren ................ آلمانی: aufbewahren ............ فارسی: نگه داشتن

vergeten ............... آلمانی: vergessen .............. فارسی: فراموش کردن

onthouden .............. آلمانی: sich merken ............ فارسی: به خاطر سپردن

herinneren ............. آلمانی: erinnern ............... فارسی: یادآوری کردن

gebeuren ............... آلمانی: passieren / geschehen .. فارسی: اتفاق افتادن

lijken ................. آلمانی: scheinen / aussehen .... فارسی: به نظر رسیدن

horen (te) ............. آلمانی: sollen ................. فارسی: باید (بایستن)

mogen .................. آلمانی: dürfen ................. فارسی: اجازه داشتن

kunnen ................. آلمانی: können ................. فارسی: توانستن

willen ................. آلمانی: wollen ................. فارسی: خواستن

zijn ................... آلمانی: sein ................... فارسی: بودن

hebben ................. آلمانی: haben .................. فارسی: داشتن

worden ................. آلمانی: werden ................. فارسی: شدن
 

saalek110

Well-Known Member
باشه، این سری میریم سراغ صفت‌ها، قیدها، حروف اضافه و کلمات کاربردی دیگه:

mooi ................... آلمانی: schön .................. فارسی: زیبا / قشنگ

lelijk ................. آلمانی: hässlich ............... فارسی: زشت

groot .................. آلمانی: groß ................... فارسی: بزرگ

klein .................. آلمانی: klein .................. فارسی: کوچک

lang ................... آلمانی: lang ................... فارسی: بلند / طولانی

kort ................... آلمانی: kurz ................... فارسی: کوتاه

breed .................. آلمانی: breit .................. فارسی: پهن / عریض

smal ................... آلمانی: schmal / eng ........... فارسی: باریک / تنگ

hoog ................... آلمانی: hoch ................... فارسی: بلند / بالا

laag ................... آلمانی: niedrig ................ فارسی: پایین / کم‌ارتفاع

diep ................... آلمانی: tief ................... فارسی: عمیق

ondiep ................. آلمانی: flach .................. فارسی: کم‌عمق

zwaar .................. آلمانی: schwer ................. فارسی: سنگین / سخت

licht .................. آلمانی: leicht ................. فارسی: سبک / آسان

vol .................... آلمانی: voll ................... فارسی: پر

leeg ................... آلمانی: leer ................... فارسی: خالی

schoon ................. آلمانی: sauber ................. فارسی: تمیز

vies ................... آلمانی: schmutzig / dreckig .... فارسی: کثیف

nieuw .................. آلمانی: neu .................... فارسی: نو / جدید

oud .................... آلمانی: alt .................... فارسی: قدیمی / پیر

jong ................... آلمانی: jung ................... فارسی: جوان

oud (leeftijd) ......... آلمانی: alt .................... فارسی: مسن

goed ................... آلمانی: gut .................... فارسی: خوب

slecht ................. آلمانی: schlecht ............... فارسی: بد

beter .................. آلمانی: besser ................. فارسی: بهتر

slechter ............... آلمانی: schlechter ............. فارسی: بدتر

best ................... آلمانی: am besten .............. فارسی: بهترین

snel ................... آلمانی: schnell ................ فارسی: سریع / تند

langzaam ............... آلمانی: langsam ................ فارسی: آرام / کند

vroeg .................. آلمانی: früh ................... فارسی: زود

laat ................... آلمانی: spät ................... فارسی: دیر

altijd ................. آلمانی: immer .................. فارسی: همیشه

nooit .................. آلمانی: nie / niemals ........... فارسی: هرگز

soms ................... آلمانی: manchmal ............... فارسی: گاهی

vaak ................... آلمانی: oft .................... فارسی: اغلب

zelden ................. آلمانی: selten ................. فارسی: به ندرت

graag .................. آلمانی: gern ................... فارسی: با علاقه / دوست داشتن

veel ................... آلمانی: viel ................... فارسی: زیاد

weinig ................. آلمانی: wenig .................. فارسی: کم

genoeg ................. آلمانی: genug .................. فارسی: کافی

erg .................... آلمانی: sehr ................... فارسی: خیلی / بسیار

een beetje ............. آلمانی: ein bisschen ........... فارسی: یک کم

helemaal ............... آلمانی: ganz / völlig ........... فارسی: کاملاً

bijna .................. آلمانی: fast ................... فارسی: تقریباً

ongeveer ............... آلمانی: ungefähr ............... فارسی: حدوداً

nu ..................... آلمانی: jetzt .................. فارسی: اکنون

straks ................. آلمانی: gleich / später ......... فارسی: الان / بعداً

dadelijk ............... آلمانی: sofort ................. فارسی: فوراً

gisteren ............... آلمانی: gestern ................ فارسی: دیروز

vandaag ................ آلمانی: heute .................. فارسی: امروز

morgen ................. آلمانی: morgen ................. فارسی: فردا

eergisteren ............ آلمانی: vorgestern ............. فارسی: پریروز

overmorgen ............. آلمانی: übermorgen ............. فارسی: پس‌فردا

vannacht ............... آلمانی: heute Nacht ............ فارسی: امشب (دیشب)

vanochtend ............. آلمانی: heute Morgen ........... فارسی: امروز صبح

vanmiddag .............. آلمانی: heute Mittag ........... فارسی: امروز ظهر

vanavond ............... آلمانی: heute Abend ............ فارسی: امشب (عصر)

hier ................... آلمانی: hier ................... فارسی: اینجا

daar ................... آلمانی: da / dort ............... فارسی: آنجا

links .................. آلمانی: links .................. فارسی: چپ

rechts ................. آلمانی: rechts ................. فارسی: راست

rechtdoor .............. آلمانی: geradeaus .............. فارسی: مستقیم

achter ................. آلمانی: hinter ................. فارسی: پشت

voor ................... آلمانی: vor .................... فارسی: جلو

naast .................. آلمانی: neben .................. فارسی: کنار

tussen ................. آلمانی: zwischen ............... فارسی: بین

onder .................. آلمانی: unter .................. فارسی: زیر

boven .................. آلمانی: über ................... فارسی: بالا / روی

in ..................... آلمانی: in ..................... فارسی: در / داخل

op ..................... آلمانی: auf .................... فارسی: روی

bij .................... آلمانی: bei .................... فارسی: نزد / پیش

met .................... آلمانی: mit .................... فارسی: با

zonder ................. آلمانی: ohne ................... فارسی: بدون

voor ................... آلمانی: für .................... فارسی: برای

tegen .................. آلمانی: gegen .................. فارسی: علیه / مقابل

door ................... آلمانی: durch .................. فارسی: از طریق / توسط

om ..................... آلمانی: um ..................... فارسی: دور / در (ساعت)

naar ................... آلمانی: nach / zu ............... فارسی: به / به سمت

van .................... آلمانی: von .................... فارسی: از

tot .................... آلمانی: bis .................... فارسی: تا

sinds .................. آلمانی: seit ................... فارسی: از (زمان)

tijdens ............... آلمانی: während ............... فارسی: در حین

ondanks ............... آلمانی: trotz ................. فارسی: با وجود

vanwege ............... آلمانی: wegen ................. فارسی: به دلیل
 

saalek110

Well-Known Member
باشه، این بار میریم سراغ حروف ربط، زمان‌ها، جهات، شغل‌ها و وسایل شخصی:

en ..................... آلمانی: und .................... فارسی: و

of ..................... آلمانی: oder ................... فارسی: یا

maar ................... آلمانی: aber ................... فارسی: اما

want ................... آلمانی: denn ................... فارسی: زیرا

dus .................... آلمانی: also ................... فارسی: پس / بنابراین

omdat .................. آلمانی: weil ................... فارسی: چونکه

als .................... آلمانی: wenn / falls ............ فارسی: اگر / هنگامی‌که

dat .................... آلمانی: dass ................... فارسی: که

dan .................... آلمانی: dann ................... فارسی: بعد / آنگاه

toen ................... آلمانی: als .................... فارسی: وقتی که (گذشته)

terwijl ................ آلمانی: während ................ فارسی: در حالی که

voordat ............... آلمانی: bevor ................. فارسی: قبل از اینکه

nadat .................. آلمانی: nachdem ................ فارسی: بعد از اینکه

totdat ................. آلمانی: bis .................... فارسی: تا اینکه

zodat .................. آلمانی: sodass ................. فارسی: به طوری که

hoewel ................. آلمانی: obwohl ................. فارسی: اگرچه

alsof .................. آلمانی: als ob ................. فارسی: انگار که

de tijd ................ آلمانی: die Zeit ............... فارسی: زمان / ساعت

het uur ................ آلمانی: die Stunde ............. فارسی: ساعت (مدت زمان)

de minuut .............. آلمانی: die Minute ............. فارسی: دقیقه

de seconde ............. آلمانی: die Sekunde ............ فارسی: ثانیه

de klok ................ آلمانی: die Uhr ................ فارسی: ساعت (دیواری / مچی)

ochtend / morgen ....... آلمانی: der Morgen ............. فارسی: صبح

middag ................. آلمانی: der Mittag ............. فارسی: ظهر

avond .................. آلمانی: der Abend .............. فارسی: عصر

nacht .................. آلمانی: die Nacht .............. فارسی: شب

middernacht ............ آلمانی: Mitternacht ........... فارسی: نیمه‌شب

vandaag ................ آلمانی: heute .................. فارسی: امروز

gisteren ............... آلمانی: gestern ................ فارسی: دیروز

morgen ................. آلمانی: morgen ................. فارسی: فردا

de week ................ آلمانی: die Woche .............. فارسی: هفته

de maand ............... آلمانی: der Monat ............... فارسی: ماه

het jaar ............... آلمانی: das Jahr ............... فارسی: سال

januari ................ آلمانی: Januar ................. فارسی: ژانویه

februari ............... آلمانی: Februar ................ فارسی: فوریه

maart .................. آلمانی: März ................... فارسی: مارس

april .................. آلمانی: April .................. فارسی: آوریل

mei .................... آلمانی: Mai .................... فارسی: مه

juni ................... آلمانی: Juni ................... فارسی: ژوئن

juli ................... آلمانی: Juli ................... فارسی: ژوئیه

augustus ............... آلمانی: August ................. فارسی: اوت

september .............. آلمانی: September .............. فارسی: سپتامبر

oktober ................ آلمانی: Oktober ................ فارسی: اکتبر

november ............... آلمانی: November ............... فارسی: نوامبر

december ............... آلمانی: Dezember ............... فارسی: دسامبر

de lente / voorjaar .... آلمانی: der Frühling ........... فارسی: بهار

de zomer ............... آلمانی: der Sommer ............. فارسی: تابستان

de herfst .............. آلمانی: der Herbst ............. فارسی: پاییز

de winter .............. آلمانی: der Winter ............. فارسی: زمستان

het noorden ............ آلمانی: der Norden ............. فارسی: شمال

het zuiden ............. آلمانی: der Süden .............. فارسی: جنوب

het oosten ............. آلمانی: der Osten .............. فارسی: شرق

het westen ............. آلمانی: der Westen ............. فارسی: غرب

de dokter .............. آلمانی: der Arzt ............... فارسی: دکتر

de verpleegkundige ..... آلمانی: die Krankenschwester ... فارسی: پرستار

de leraar .............. آلمانی: der Lehrer ............. فارسی: معلم (مرد)

de advocate ............ آلمانی: der Anwalt / die Anwältin فارسی: وکیل

de ingenieur ........... آلمانی: der Ingenieur .......... فارسی: مهندس

de student ............. آلمانی: der Student ............ فارسی: دانشجو

de politieagent ........ آلمانی: der Polizist ........... فارسی: پلیس

de brandweerman ........ آلمانی: der Feuerwehrmann ...... فارسی: آتش‌نشان

de winkelier ........... آلمانی: der Verkäufer .......... فارسی: فروشنده

de bakker .............. آلمانی: der Bäcker ............. فارسی: نانوا

de slager .............. آلمانی: der Metzger ............ فارسی: قصاب

de kapper .............. آلمانی: der Friseur ............ فارسی: آرایشگر

de schoonmaker ......... آلمانی: der Reinigungskraft .... فارسی: نظافتچی

de chauffeur ........... آلمانی: der Fahrer ............. فارسی: راننده

de piloot .............. آلمانی: der Pilot .............. فارسی: خلبان

de kunstenaar .......... آلمانی: der Künstler ........... فارسی: هنرمند

de muzikant ............ آلمانی: der Musiker ............ فارسی: نوازنده

de kleding ............. آلمانی: die Kleidung ........... فارسی: لباس

de broek ............... آلمانی: die Hose ............... فارسی: شلوار

het overhemd ........... آلمانی: das Hemd ............... فارسی: پیراهن (مردانه)

de jurk ................ آلمانی: das Kleid .............. فارسی: لباس (زنانه)

de schoenen ............ آلمانی: die Schuhe ............. فارسی: کفش

de jas ................. آلمانی: der Mantel / die Jacke . فارسی: کت / پالتو

de sokken .............. آلمانی: die Socken ............. فارسی: جوراب

de muts ................ آلمانی: die Mütze .............. فارسی: کلاه

de handschoenen ........ آلمانی: die Handschuhe ......... فارسی: دستکش

de bril ................ آلمانی: die Brille ............. فارسی: عینک

de horloge ............. آلمانی: die Uhr ................ فارسی: ساعت مچی

de tas ................. آلمانی: die Tasche ............. فارسی: کیف

de portemonnee ......... آلمانی: der Geldbeutel ......... فارسی: کیف پول

de sleutel ............. آلمانی: der Schlüssel ......... فارسی: کلید

de telefoon ............ آلمانی: das Handy .............. فارسی: تلفن همراه

de computer ............ آلمانی: der Computer ........... فارسی: کامپیوتر
 

saalek110

Well-Known Member
باشه، این بار میریم سراغ بدن انسان، احساسات، بیماری‌ها، طبیعت و حیوانات:

het lichaam ............ آلمانی: der Körper ............. فارسی: بدن

het hoofd .............. آلمانی: der Kopf ............... فارسی: سر

het gezicht ............ آلمانی: das Gesicht ............ فارسی: صورت

het haar ............... آلمانی: die Haare .............. فارسی: مو

het voorhoofd .......... آلمانی: die Stirn .............. فارسی: پیشانی

de wenkbrauw ........... آلمانی: die Augenbraue ......... فارسی: ابرو

het oog ................ آلمانی: das Auge ............... فارسی: چشم

de neus ................ آلمانی: die Nase ............... فارسی: بینی

de wang ................ آلمانی: die Wange .............. فارسی: گونه

het oor ................ آلمانی: das Ohr ................ فارسی: گوش

de mond ................ آلمانی: der Mund ............... فارسی: دهان

de lip ................. آلمانی: die Lippe .............. فارسی: لب

de tand ................ آلمانی: der Zahn ............... فارسی: دندان

de tong ................ آلمانی: die Zunge .............. فارسی: زبان

de kin ................. آلمانی: das Kinn ............... فارسی: چانه

de nek ................. آلمانی: der Nacken ............. فارسی: گردن (پشت)

de keel ................ آلمانی: der Hals ............... فارسی: گلو

de schouder ............ آلمانی: die Schulter ........... فارسی: شانه

de arm ................. آلمانی: der Arm ................ فارسی: بازو

de elleboog ............ آلمانی: der Ellbogen ........... فارسی: آرنج

de pols ................ آلمانی: das Handgelenk ......... فارسی: مچ دست

de hand ................ آلمانی: die Hand ............... فارسی: دست

de vinger .............. آلمانی: der Finger ............. فارسی: انگشت

de duim ................ آلمانی: der Daumen ............. فارسی: شست

de nagel ............... آلمانی: der Fingernagel ........ فارسی: ناخن

de borst ............... آلمانی: die Brust .............. فارسی: سینه

de buik ................ آلمانی: der Bauch .............. فارسی: شکم

de rug ................. آلمانی: der Rücken ............. فارسی: کمر / پشت

het been ............... آلمانی: das Bein ............... فارسی: پا

de knie ................ آلمانی: das Knie ............... فارسی: زانو

de enkel ............... آلمانی: der Knöchel ............ فارسی: قوزک پا

de voet ................ آلمانی: der Fuß ................ فارسی: پا (کف پا)

de teen ................ آلمانی: der Zeh ................ فارسی: انگشت پا

de huid ................ آلمانی: die Haut ............... فارسی: پوست

het bloed .............. آلمانی: das Blut ............... فارسی: خون

het hart ............... آلمانی: das Herz ............... فارسی: قلب

ziek ................... آلمانی: krank .................. فارسی: مریض

gezond ................. آلمانی: gesund ................. فارسی: سالم

de pijn ................ آلمانی: der Schmerz ............ فارسی: درد

hoofdpijn .............. آلمانی: Kopfschmerzen .......... فارسی: سردرد

buikpijn ............... آلمانی: Bauchschmerzen ......... فارسی: دل‌درد

keelpijn ............... آلمانی: Halsschmerzen .......... فارسی: گلودرد

de koorts .............. آلمانی: das Fieber ............. فارسی: تب

de hoest ............... آلمانی: der Husten ............. فارسی: سرفه

de verkoudheid ......... آلمانی: die Erkältung .......... فارسی: سرماخوردگی

de griep ............... آلمانی: die Grippe ............. فارسی: آنفولانزا

het ziekenhuis ......... آلمانی: das Krankenhaus ........ فارسی: بیمارستان

de apotheek ............ آلمانی: die Apotheke ........... فارسی: داروخانه

het medicijn ........... آلمانی: die Medizin ............ فارسی: دارو

gelukkig ............... آلمانی: glücklich .............. فارسی: خوشحال

verdrietig ............. آلمانی: traurig ................ فارسی: غمگین

boos ................... آلمانی: wütend / böse .......... فارسی: عصبانی

bang ................... آلمانی: Angst haben / ängstlich . فارسی: ترسیده

verliefd ............... آلمانی: verliebt ............... فارسی: عاشق

eenzaam ................ آلمانی: einsam ................. فارسی: تنها

moe .................... آلمانی: müde ................... فارسی: خسته

ziek ................... آلمانی: krank .................. فارسی: مریض

honger ................. آلمانی: Hunger ................. فارسی: گرسنه

dorst .................. آلمانی: Durst .................. فارسی: تشنه

de natuur .............. آلمانی: die Natur .............. فارسی: طبیعت

de boom ................ آلمانی: der Baum ............... فارسی: درخت

de bloem ............... آلمانی: die Blume .............. فارسی: گل

het gras ............... آلمانی: das Gras ............... فارسی: علف / چمن

het bos ................ آلمانی: der Wald ............... فارسی: جنگل

de berg ............... آلمانی: der Berg ............... فارسی: کوه

de zee ................. آلمانی: das Meer ............... فارسی: دریا

het strand ............. آلمانی: der Strand ............. فارسی: ساحل

de rivier .............. آلمانی: der Fluss .............. فارسی: رودخانه

het meer ............... آلمانی: der See ................ فارسی: دریاچه

de lucht ............... آلمانی: die Luft / der Himmel .. فارسی: هوا / آسمان

de grond ............... آلمانی: der Boden .............. فارسی: زمین

het dier ............... آلمانی: das Tier ............... فارسی: حیوان

de hond ................ آلمانی: der Hund ............... فارسی: سگ

de kat ................. آلمانی: die Katze .............. فارسی: گربه

de vogel ............... آلمانی: der Vogel .............. فارسی: پرنده

de vis ................. آلمانی: der Fisch .............. فارسی: ماهی

het paard .............. آلمانی: das Pferd .............. فارسی: اسب

de koe ................. آلمانی: die Kuh ................ فارسی: گاو

het varken ............. آلمانی: das Schwein ............ فارسی: خوک

het schaap ............. آلمانی: das Schaf .............. فارسی: گوسفند

de geit ................ آلمانی: die Ziege .............. فارسی: بز

de kip ................. آلمانی: das Huhn ............... فارسی: مرغ

de eend ................ آلمانی: die Ente ............... فارسی: اردک

de muis ............... آلمانی: die Maus ............... فارسی: موش

de slang ............... آلمانی: die Schlange ........... فارسی: مار

het insect ............. آلمانی: das Insekt ............. فارسی: حشره

de vlieg ............... آلمانی: die Fliege ............. فارسی: مگس

de mug ................. آلمانی: die Mücke .............. فارسی: پشه
 

saalek110

Well-Known Member
باشه، این بار میریم سراغ خانه و وسایل منزل، ابزارها، مواد و اشیاء پرکاربرد:

het huis ................ آلمانی: das Haus ................ فارسی: خانه

het appartement ......... آلمانی: die Wohnung ............. فارسی: آپارتمان

de kamer ............... آلمانی: das Zimmer .............. فارسی: اتاق

de woonkamer ........... آلمانی: das Wohnzimmer .......... فارسی: اتاق نشیمن

de slaapkamer .......... آلمانی: das Schlafzimmer ........ فارسی: اتاق خواب

de keuken .............. آلمانی: die Küche ............... فارسی: آشپزخانه

de badkamer ............ آلمانی: das Badezimmer .......... فارسی: حمام

het toilet ............. آلمانی: die Toilette ............. فارسی: توالت / دستشویی

de gang ................ آلمانی: der Flur ................ فارسی: راهرو

de trap ............... آلمانی: die Treppe .............. فارسی: پله

het balkon ............. آلمانی: der Balkon .............. فارسی: بالکن

de tuin ................ آلمانی: der Garten .............. فارسی: حیاط / باغچه

de deur ................ آلمانی: die Tür ................. فارسی: در

het raam ............... آلمانی: das Fenster ............. فارسی: پنجره

de muur ................ آلمانی: die Wand ................ فارسی: دیوار

de vloer ............... آلمانی: der Fußboden ............ فارسی: کف

het plafond ............ آلمانی: die Decke ............... فارسی: سقف

het dak ................ آلمانی: das Dach ................ فارسی: بام

de kelder .............. آلمانی: der Keller .............. فارسی: زیرزمین

de zolder .............. آلمانی: der Dachboden ........... فارسی: اتاق زیرشیروانی

de garage .............. آلمانی: die Garage .............. فارسی: گاراژ

de parkeerplaats ....... آلمانی: der Parkplatz ........... فارسی: جای پارک

de meubels ............. آلمانی: die Möbel ............... فارسی: مبلمان / وسایل

de tafel ............... آلمانی: der Tisch ............... فارسی: میز

de stoel ............... آلمانی: der Stuhl ............... فارسی: صندلی

de bank ................ آلمانی: das Sofa / die Couch .... فارسی: مبل / نیمکت

het bed ................ آلمانی: das Bett ................ فارسی: تخت

de kast ................ آلمانی: der Schrank ............. فارسی: کمد / قفسه

de lamp ................ آلمانی: die Lampe ............... فارسی: چراغ / لامپ

het licht .............. آلمانی: das Licht ............... فارسی: نور / چراغ

het gordijn ............ آلمانی: der Vorhang ............. فارسی: پرده

het kleed .............. آلمانی: der Teppich ............. فارسی: فرش / موکت

het kussen ............. آلمانی: das Kissen .............. فارسی: بالش

de deken ............... آلمانی: die Decke ............... فارسی: پتو

de wekker .............. آلمانی: der Wecker .............. فارسی: زنگ ساعت

de spiegel ............. آلمانی: der Spiegel ............. فارسی: آینه

de wastafel ............ آلمانی: das Waschbecken ......... فارسی: روشویی

de douche .............. آلمانی: die Dusche .............. فارسی: دوش

het bad ............... آلمانی: die Badewanne ........... فارسی: وان حمام

de handdoek ............ آلمانی: das Handtuch ............ فارسی: حوله

de zeep ................ آلمانی: die Seife ............... فارسی: صابون

de shampoo ............. آلمانی: das Shampoo ............. فارسی: شامپو

de tandenborstel ....... آلمانی: die Zahnbürste ......... فارسی: مسواک

de tandpasta ........... آلمانی: die Zahnpasta .......... فارسی: خمیردندان

het toiletpapier ....... آلمانی: das Toilettenpapier ..... فارسی: دستمال توالت

de wasmachine .......... آلمانی: die Waschmaschine ....... فارسی: ماشین لباسشویی

de droger .............. آلمانی: der Trockner ............ فارسی: خشک‌کن

de strijkijzer ......... آلمانی: das Bügeleisen .......... فارسی: اتو

de stofzuiger .......... آلمانی: der Staubsauger ......... فارسی: جاروبرقی

de bezem ............... آلمانی: der Besen ............... فارسی: جارو

de emmer ............... آلمانی: der Eimer ............... فارسی: سطل

de vuilniszak .......... آلمانی: der Müllbeutel .......... فارسی: کیسه زباله

het fornuis ............ آلمانی: der Herd ................ فارسی: اجاق گاز

de oven ................ آلمانی: der Backofen ............ فارسی: فر

de magnetron ........... آلمانی: die Mikrowelle ......... فارسی: مایکروویو

de koelkast ............ آلمانی: der Kühlschrank ......... فارسی: یخچال

de vriezer ............. آلمانی: die Gefriertruhe ........ فارسی: فریزر

de afwasmachine ........ آلمانی: der Geschirrspüler ...... فارسی: ماشین ظرفشویی

de gootsteen ........... آلمانی: die Spüle ............... فارسی: سینک ظرفشویی

de kraan ............... آلمانی: der Wasserhahn .......... فارسی: شیر آب

het bestek ............. آلمانی: das Besteck ............. فارسی: قاشق و چنگال

de vork ................ آلمانی: die Gabel ............... فارسی: چنگال

het mes ................ آلمانی: das Messer .............. فارسی: چاقو

de lepel ............... آلمانی: der Löffel .............. فارسی: قاشق

het bord ............... آلمانی: der Teller .............. فارسی: بشقاب

de kom ................. آلمانی: die Schüssel ............ فارسی: کاسه

het glas ............... آلمانی: das Glas ................ فارسی: لیوان

de kop / het kopje ..... آلمانی: die Tasse ............... فارسی: فنجان

de pan ................. آلمانی: der Topf / die Pfanne ... فارسی: قابلمه / ماهیتابه

de fluitketel .......... آلمانی: der Wasserkocher ........ فارسی: کتری برقی

het gereedschap ........ آلمانی: das Werkzeug ............ فارسی: ابزار

de hamer ............... آلمانی: der Hammer .............. فارسی: چکش

de schroevendraaier .... آلمانی: der Schraubenzieher ..... فارسی: پیچ‌گوشتی

de tang ................ آلمانی: die Zange ............... فارسی: انبردست

de zaag ............... آلمانی: die Säge ................ فارسی: اره

de boormachine ......... آلمانی: der Bohrer .............. فارسی: دریل

de ladder .............. آلمانی: die Leiter .............. فارسی: نردبان

de verf ................ آلمانی: die Farbe ............... فارسی: رنگ

de lijm ................ آلمانی: der Kleber .............. فارسی: چسب

de schaar .............. آلمانی: die Schere .............. فارسی: قیچی

het papier ............. آلمانی: das Papier .............. فارسی: کاغذ

het potlood ............ آلمانی: der Bleistift ........... فارسی: مداد

de pen ................. آلمانی: der Kugelschreiber ...... فارسی: خودکار

de stift ............... آلمانی: der Filzstift ........... فارسی: ماژیک

de gum ................. آلمانی: der Radiergummi ......... فارسی: پاک‌کن

de liniaal ............. آلمانی: das Lineal .............. فارسی: خط‌کش
 

saalek110

Well-Known Member
باشه، این بار میریم سراغ خرید، رستوران، مسافرت، هتل و خدمات:

winkelen ............... آلمانی: einkaufen ............... فارسی: خرید کردن

de winkel .............. آلمانی: der Laden / Geschäft ..... فارسی: مغازه / فروشگاه

de supermarkt .......... آلمانی: der Supermarkt .......... فارسی: سوپرمارکت

de markt ............... آلمانی: der Markt ............... فارسی: بازار

de winkelier ........... آلمانی: der Verkäufer .......... فارسی: فروشنده

de klant ............... آلمانی: der Kunde ............... فارسی: مشتری

de kassa ............... آلمانی: die Kasse ............... فارسی: صندوق

het bonnetje ........... آلمانی: der Kassenbon ........... فارسی: رسید

het geld ............... آلمانی: das Geld ............... فارسی: پول

contant ............... آلمانی: bar .................... فارسی: نقدی

pinnen / met pin betalen آلمانی: mit Karte zahlen ....... فارسی: کارت کشیدن

de creditcard .......... آلمانی: die Kreditkarte ......... فارسی: کارت اعتباری

de portemonnee ......... آلمانی: der Geldbeutel ......... فارسی: کیف پول

de korting ............. آلمانی: der Rabatt .............. فارسی: تخفیف

de aanbieding .......... آلمانی: das Angebot ............. فارسی: پیشنهاد / تخفیف

duur ................... آلمانی: teuer .................. فارسی: گران

goedkoop ............... آلمانی: billig ................. فارسی: ارزان

gratis ................. آلمانی: kostenlos .............. فارسی: رایگان

de maat ............... آلمانی: die Größe ............... فارسی: اندازه / سایز

de kleur ............... آلمانی: die Farbe ............... فارسی: رنگ

passen ................. آلمانی: anprobieren ............ فارسی: پرو کردن

de spiegel ............. آلمانی: der Spiegel ............. فارسی: آینه

het restaurant ......... آلمانی: das Restaurant ......... فارسی: رستوران

het café ............... آلمانی: das Café ............... فارسی: کافه

het eten ............... آلمانی: das Essen ............... فارسی: غذا

de menukaart ........... آلمانی: die Speisekarte ......... فارسی: منو

de drankkaart .......... آلمانی: die Getränkekarte ....... فارسی: منوی نوشیدنی

het voorgerecht ........ آلمانی: die Vorspeise .......... فارسی: پیش‌غذا

het hoofdgerecht ....... آلمانی: die Hauptspeise ......... فارسی: غذای اصلی

het nagerecht .......... آلمانی: die Nachspeise ......... فارسی: دسر

de soep ................ آلمانی: die Suppe ............... فارسی: سوپ

de salade .............. آلمانی: der Salat ............... فارسی: سالاد

het brood .............. آلمانی: das Brot ................ فارسی: نان

de boter ............... آلمانی: die Butter .............. فارسی: کره

de kaas ................ آلمانی: der Käse ................ فارسی: پنیر

het ei ................. آلمانی: das Ei .................. فارسی: تخم‌مرغ

het vlees .............. آلمانی: das Fleisch ............. فارسی: گوشت

de vis ................. آلمانی: der Fisch ............... فارسی: ماهی

de kip ................. آلمانی: das Huhn / Hähnchen ..... فارسی: مرغ

de aardappel ........... آلمانی: die Kartoffel ........... فارسی: سیب‌زمینی

de rijst ............... آلمانی: der Reis ............... فارسی: برنج

de pasta ............... آلمانی: die Nudeln .............. فارسی: ماکارونی

de groente ............. آلمانی: das Gemüse .............. فارسی: سبزیجات

het fruit .............. آلمانی: das Obst ................ فارسی: میوه

het zout ............... آلمانی: das Salz ................ فارسی: نمک

de peper ............... آلمانی: der Pfeffer ............. فارسی: فلفل

de ober / serveerster .. آلمانی: der Kellner / die Kellnerin فارسی: پیشخدمت

bestellen .............. آلمانی: bestellen ............... فارسی: سفارش دادن

de rekening ............ آلمانی: die Rechnung ............ فارسی: صورت‌حساب

de fooi ................ آلمانی: das Trinkgeld ........... فارسی: انعام

proost! ................ آلمانی: Prost! ................. فارسی: نوش جان! / سلامتی!

het hotel .............. آلمانی: das Hotel ............... فارسی: هتل

de receptie ............ آلمانی: die Rezeption ........... فارسی: پذیرش

de reservering ......... آلمانی: die Reservierung ........ فارسی: رزرو

de kamer ............... آلمانی: das Zimmer .............. فارسی: اتاق

eenpersoonskamer ...... آلمانی: Einzelzimmer ............ فارسی: اتاق یک‌نفره

tweepersoonskamer ..... آلمانی: Doppelzimmer ............ فارسی: اتاق دو‌نفره

de sleutel ............. آلمانی: der Schlüssel ........... فارسی: کلید

de bagage .............. آلمانی: das Gepäck .............. فارسی: چمدان / بار

de koffer .............. آلمانی: der Koffer .............. فارسی: چمدان

de lift ................ آلمانی: der Fahrstuhl / Aufzug .. فارسی: آسانسور

het ontbijt ............ آلمانی: das Frühstück ........... فارسی: صبحانه

de reis ................ آلمانی: die Reise ............... فارسی: سفر

het ticket / kaartje ... آلمانی: die Fahrkarte / das Ticket فارسی: بلیت

enkele reis ............ آلمانی: einfache Fahrt / einfach . فارسی: یک‌طرفه

retour ................. آلمانی: Hin- und Rückfahrt / Rückfahrkarte . فارسی: رفت و برگشت

het vliegtuig .......... آلمانی: das Flugzeug ........... فارسی: هواپیما

de trein ............... آلمانی: der Zug ................ فارسی: قطار

de bus ................. آلمانی: der Bus ................ فارسی: اتوبوس

de auto ................ آلمانی: das Auto ............... فارسی: ماشین

de taxi ................ آلمانی: das Taxi ............... فارسی: تاکسی

de fiets ............... آلمانی: das Fahrrad ............. فارسی: دوچرخه

lopen .................. آلمانی: zu Fuß gehen ........... فارسی: پیاده رفتن

het perron ............. آلمانی: der Bahnsteig .......... فارسی: سکو

de vertrektijd ......... آلمانی: die Abfahrtszeit ........ فارسی: زمان حرکت

de aankomsttijd ........ آلمانی: die Ankunftszeit ........ فارسی: زمان رسیدن

de vertraging .......... آلمانی: die Verspätung .......... فارسی: تأخیر

het perron ............. آلمانی: der Bahnsteig .......... فارسی: سکو

de halte ............... آلمانی: die Haltestelle ......... فارسی: ایستگاه (اتوبوس / تراموا)

het station ............ آلمانی: der Bahnhof ............. فارسی: ایستگاه قطار

de luchthaven .......... آلمانی: der Flughafen ........... فارسی: فرودگاه

de paspoort ........... آلمانی: der Reisepass ........... فارسی: پاسپورت

de visum .............. آلمانی: das Visum .............. فارسی: ویزا

de douane ............. آلمانی: der Zoll ............... فارسی: گمرک

de stad ............... آلمانی: die Stadt .............. فارسی: شهر

het dorp .............. آلمانی: das Dorf ............... فارسی: روستا

de straat ............. آلمانی: die Straße ............. فارسی: خیابان

de weg ............... آلمانی: der Weg / die Straße .... فارسی: راه / جاده

de brug ............... آلمانی: die Brücke ............. فارسی: پل

het verkeer ........... آلمانی: der Verkehr ............ فارسی: ترافیک

het stoplicht ......... آلمانی: die Ampel .............. فارسی: چراغ راهنمایی
 

saalek110

Well-Known Member
باشه، این بار میریم سراغ مکالمات روزمره، عبارات ضروری، احساسات و موقعیت‌های خاص:

Hallo! ................. آلمانی: Hallo! ................. فارسی: سلام!

Hoi! ................... آلمانی: Hi! / Hallo! ........... فارسی: سلام! (خودمانی)

Goedemorgen! ........... آلمانی: Guten Morgen! .......... فارسی: صبح بخیر!

Goedemiddag! ........... آلمانی: Guten Tag! ............. فارسی: عصر بخیر! (ظهر بخیر)

Goedenavond! ........... آلمانی: Guten Abend! ........... فارسی: عصر بخیر! (شب بخیر)

Goedenacht! ............ آلمانی: Gute Nacht! ............ فارسی: شب بخیر!

Tot ziens! ............. آلمانی: Auf Wiedersehen! ....... فارسی: خداحافظ!

Dag! ................... آلمانی: Tschüss! ............... فارسی: خداحافظ! (خودمانی)

Tot straks! ............ آلمانی: Bis gleich! ............ فارسی: تا بعد!

Tot morgen! ............ آلمانی: Bis morgen! ............ فارسی: تا فردا!

Doei! .................. آلمانی: Tschau! / Ciao! ......... فارسی: بای بای!

Hoe gaat het? .......... آلمانی: Wie geht's? ............ فارسی: حالت چطوره؟ / چطوری؟

Hoe gaat het met u? .... آلمانی: Wie geht es Ihnen? ..... فارسی: حالتان چطور است؟ (مودبانه)

Met mij gaat het goed.. آلمانی: Mir geht es gut. ....... فارسی: حالم خوب است.

En met jou? ............ آلمانی: Und dir? ............... فارسی: و تو؟

En met u? .............. آلمانی: Und Ihnen? ............. فارسی: و شما؟

Ook goed, dank je. ..... آلمانی: Auch gut, danke. ....... فارسی: من هم خوبم، مرسی.

Hoe heet je? ........... آلمانی: Wie heißt du? .......... فارسی: اسم تو چیه؟

Hoe heet u? ............ آلمانی: Wie heißen Sie? ......... فارسی: اسم شما چیست؟

Ik heet ... ............ آلمانی: Ich heiße ... .......... فارسی: اسم من ... است.

Aangenaam! ............ آلمانی: Freut mich! ............ فارسی: از آشنایی با شما خوشبختم!

Waar kom je vandaan? ... آلمانی: Woher kommst du? ....... فارسی: اهل کجایی؟

Ik kom uit ... ......... آلمانی: Ich komme aus ... ...... فارسی: اهل ... هستم.

Waar woon je? .......... آلمانی: Wo wohnst du? .......... فارسی: کجا زندگی می‌کنی؟

Ik woon in ... ......... آلمانی: Ich wohne in ... ........ فارسی: در ... زندگی می‌کنم.

Hoe oud ben je? ........ آلمانی: Wie alt bist du? ........ فارسی: چند سالته؟

Ik ben ... jaar oud. ... آلمانی: Ich bin ... Jahre alt. ... فارسی: من ... سال دارم.

Wat is je beroep? ...... آلمانی: Was bist du von Beruf? .. فارسی: شغلت چیه؟

Ik ben ... ............. آلمانی: Ich bin ... ............. فارسی: من ... هستم.

Spreek je Nederlands? .. آلمانی: Sprichst du Niederländisch? . فارسی: هلندی صحبت می‌کنی؟

Spreek je Duits? ....... آلمانی: Sprichst du Deutsch? ..... فارسی: آلمانی صحبت می‌کنی؟

Spreek je Engels? ...... آلمانی: Sprichst du Englisch? .... فارسی: انگلیسی صحبت می‌کنی؟

Ja, een beetje. ........ آلمانی: Ja, ein bisschen. ...... فارسی: بله، یه کمی.

Nee, niet zo goed. ..... آلمانی: Nein, nicht so gut. .... فارسی: نه، خوب نیست.

Ik versta je niet. ..... آلمانی: Ich verstehe dich nicht. . فارسی: متوجه نمی‌شوم.

Kun je dat herhalen? ... آلمانی: Kannst du das wiederholen? . فارسی: می‌تونی تکرار کنی؟

Kun je langzamer praten? . آلمانی: Kannst du langsamer sprechen? . فارسی: می‌تونی آرام‌تر صحبت کنی؟

Wat betekent dat? ...... آلمانی: Was bedeutet das? ...... فارسی: یعنی چی؟

Hoe zeg je dit in het Nederlands? . آلمانی: Wie sagt man das auf Niederländisch? . فارسی: این به هلندی چی می‌شه؟

Dank je wel! .......... آلمانی: Danke schön! .......... فارسی: خیلی ممنون!

Dank u wel! ........... آلمانی: Vielen Dank! .......... فارسی: بسیار متشکرم! (مودبانه)

Graag gedaan! ......... آلمانی: Gern geschehen! ........ فارسی: خواهش می‌کنم! / قابل‌نداشت!

Geen dank! ............ آلمانی: Keine Ursache! ......... فارسی: قابل‌نداشت!

Alstublieft! .......... آلمانی: Bitte sehr! / Bitte schön! . فارسی: بفرمایید! / خواهش می‌کنم!

Alsjeblieft! .......... آلمانی: Bitte! ................. فارسی: بفرمایید! / خواهش می‌کنم! (خودمانی)

Sorry! ................ آلمانی: Entschuldigung! / Sorry! . فارسی: ببخشید! / معذرت می‌خواهم!

Het spijt me! ......... آلمانی: Es tut mir leid! ........ فارسی: متأسفم!

Geen probleem! ......... آلمانی: Kein Problem! .......... فارسی: مشکلی نیست!

Gefeliciteerd! ......... آلمانی: Herzlichen Glückwunsch! . فارسی: تبریک می‌گویم!

Gefeliciteerd met je verjaardag! . آلمانی: Alles Gute zum Geburtstag! . فارسی: تولدت مبارک!

Gelukkig Nieuwjaar! .... آلمانی: Frohes neues Jahr! ...... فارسی: سال نو مبارک!

Pasen ................. آلمانی: Ostern ................. فارسی: عید پاک

Kerstmis .............. آلمانی: Weihnachten ............ فارسی: کریسمس

Eet smakelijk! ......... آلمانی: Guten Appetit! .......... فارسی: نوش جان!

Proost! ............... آلمانی: Prost! / Zum Wohl! ....... فارسی: سلامتی!

Gezondheid! (na niezen) . آلمانی: Gesundheit! ........... فارسی: عافیت باشه! (بعد از عطسه)

Ik ben moe. ........... آلمانی: Ich bin müde. .......... فارسی: خسته هستم.

Ik heb honger. ........ آلمانی: Ich habe Hunger. ....... فارسی: گرسنه هستم.

Ik heb dorst. ......... آلمانی: Ich habe Durst. ........ فارسی: تشنه هستم.

Ik heb haast. ......... آلمانی: Ich habe es eilig. ...... فارسی: عجله دارم.

Ik ben blij. .......... آلمانی: Ich bin glücklich. ...... فارسی: خوشحال هستم.

Ik ben verdrietig. .... آلمانی: Ich bin traurig. ....... فارسی: ناراحت هستم.

Ik ben boos. .......... آلمانی: Ich bin wütend. ......... فارسی: عصبانی هستم.

Ik ben bang. .......... آلمانی: Ich habe Angst. ......... فارسی: می‌ترسم.

Ik heb pijn. .......... آلمانی: Ich habe Schmerzen. ..... فارسی: درد دارم.

Ik voel me niet goed. . آلمانی: Ich fühle mich nicht gut. . فارسی: حالم خوب نیست.

Bel een ambulance! .... آلمانی: Rufen Sie einen Krankenwagen! . فارسی: آمبولانس خبر کن!

Bel de politie! ....... آلمانی: Rufen Sie die Polizei! ... فارسی: پلیس خبر کن!

Help! ................. آلمانی: Hilfe! ................. فارسی: کمک!

Brand! ................ آلمانی: Feuer! ................. فارسی: آتش‌سوزی!

Ik ben verdwaald. ..... آلمانی: Ich habe mich verlaufen. . فارسی: گم شده‌ام.

Kunt u me helpen? ...... آلمانی: Können Sie mir helfen? ... فارسی: می‌توانید به من کمک کنید؟

Ik zoek ... ........... آلمانی: Ich suche ... .......... فارسی: دنبال ... می‌گردم.

Waar is de ...? ....... آلمانی: Wo ist ...? ............. فارسی: ... کجاست؟

Hoe kom ik bij ...? .... آلمانی: Wie komme ich zu ...? ... فارسی: چطور به ... برسم؟

Is het ver? ............ آلمانی: Ist es weit? ............. فارسی: دور است؟

Mag ik een foto maken? . آلمانی: Darf ich ein Foto machen? . فارسی: می‌توانم عکس بگیرم؟

Ik hou van je! ......... آلمانی: Ich liebe dich! ......... فارسی: دوستت دارم!

Ik vind je leuk! ....... آلمانی: Ich mag dich! .......... فارسی: ازت خوشم میاد!

Wat is je telefoonnummer? . آلمانی: Wie ist deine Telefonnummer? . فارسی: شماره تلفنت چنده؟

Heb je WhatsApp? ....... آلمانی: Hast du WhatsApp? ....... فارسی: واتساپ داری؟

Laten we afspreken! .... آلمانی: Lass uns treffen! ....... فارسی: بیا قرار بذاریم!
 

جدیدترین ارسال ها

بالا