زبان هلندی و آلمانی

saalek110

Well-Known Member
حتماً
چند جمله ساده و کاربردی به هلندی و آلمانی می‌نویسم و زیر هرکدام فارسی را می‌گذارم:
1
Nederlands: Goedemorgen, hoe gaat het met je?
Deutsch: Guten Morgen, wie geht es dir?
فارسی: صبح بخیر، حالت چطور است؟
2
Nederlands: Ik leer Nederlands en Duits.
Deutsch: Ich lerne Niederländisch und Deutsch.
فارسی: من هلندی و آلمانی یاد می‌گیرم.
3
Nederlands: Waar woon je?
Deutsch: Wo wohnst du?
فارسی: کجا زندگی می‌کنی؟
4
Nederlands: Ik hou van sport.
Deutsch: Ich liebe Sport.
فارسی: من ورزش را دوست دارم.
(می‌دانم ورزش برایت مهم است )
5
Nederlands: Kun je mij helpen?
Deutsch: Kannst du mir helfen?
فارسی: می‌توانی به من کمک کنی؟
6
Nederlands: Ik ben blij vandaag.
Deutsch: Ich bin heute glücklich.
فارسی: امروز خوشحال هستم.
 

saalek110

Well-Known Member
عالیه
پس یک بسته کامل می‌دهم: مکالمه + جملات روزمره + سفر + ورزش + انگیزشی
همه با هلندی ، آلمانی ، فارسی
۱) مکالمه ساده بین دو نفر
سلام و آشنایی
Hallo! Hoe heet jij?
Hallo! Wie heißt du?
سلام! اسمت چیست؟

Ik heet Ali. En jij?
Ich heiße Ali. Und du?
اسمم علی است. تو چی؟

Aangenaam kennis te maken.
Freut mich, dich kennenzulernen.
از آشنایی با تو خوشوقتم.

☕ ۲) جملات روزمره
Ik drink koffie.
Ich trinke Kaffee.
من قهوه می‌نوشم.

Het weer is vandaag mooi.
Das Wetter ist heute schön.
امروز هوا خوب است.

Ik heb geen tijd.
Ich habe keine Zeit.
من وقت ندارم.

Wat doe je?
Was machst du?
چه کار می‌کنی؟

✈️ ۳) جملات سفر

Waar is het station?
Wo ist der Bahnhof?
ایستگاه قطار کجاست؟

Hoeveel kost dit?
Wie viel kostet das?
این چقدر قیمت دارد؟

Ik wil een kaartje kopen.
Ich möchte ein Ticket kaufen.
می‌خواهم یک بلیت بخرم.

Spreekt u Engels?
Sprechen Sie Englisch?
آیا شما انگلیسی صحبت می‌کنید؟ (رسمی)

۴) جملات ورزشی

Ik train elke dag.
Ich trainiere jeden Tag.
من هر روز تمرین می‌کنم.

Sport maakt mij sterker.
Sport macht mich stärker.
ورزش مرا قوی‌تر می‌کند.

Discipline is belangrijk.
Disziplin ist wichtig.
انضباط مهم است.

Geen excuses!
Keine Ausreden!
هیچ بهانه‌ای نیست!

۵) جملات ذهنی و انگیزشی

Ik geloof in mezelf.
Ich glaube an mich selbst.
من به خودم ایمان دارم.

Elke dag word ik beter.
Jeden Tag werde ich besser.
هر روز بهتر می‌شوم.

Rust in mijn geest, kracht in mijn lichaam.
Ruhe im Geist, Kraft im Körper.
آرامش در ذهن، قدرت در بدن.
 

saalek110

Well-Known Member
عالی
می‌رویم مرحله بعدی: سطح متوسط (B1–B2)
همراه با جمله‌های پیچیده‌تر + ساختار گرامری مهم
۱) جمله‌های پیچیده‌تر (زمان گذشته + جمله وابسته)
گذشته

Ik heb gisteren hard getraind.
Ich habe gestern hart trainiert.
دیروز سخت تمرین کردم.

Toen ik jong was, sportte ik elke dag.
Als ich jung war, habe ich jeden Tag Sport gemacht.
وقتی جوان بودم، هر روز ورزش می‌کردم.

۲) جمله وابسته (چون، اگر، که)

چون
Ik blijf thuis omdat ik moe ben.
Ich bleibe zu Hause, weil ich müde bin.
در خانه می‌مانم چون خسته هستم.
(دقت کن: در هلندی و آلمانی فعل آخر جمله وابسته می‌آید)

اگر
Als je hard werkt, zul je slagen.
Wenn du hart arbeitest, wirst du Erfolg haben.
اگر سخت کار کنی، موفق خواهی شد.

که
Ik weet dat discipline belangrijk is.
Ich weiß, dass Disziplin wichtig ist.
می‌دانم که انضباط مهم است.

۳) حالت رسمی‌تر

Kunt u mij alstublieft helpen?
Könnten Sie mir bitte helfen?
لطفاً می‌توانید به من کمک کنید؟

Ik zou graag meer informatie willen.
Ich würde gerne mehr Informationen erhalten.
مایل هستم اطلاعات بیشتری دریافت کنم.

۴) جملات ذهن قوی (سطح بالاتر)

Succes komt niet vanzelf, je moet ervoor vechten.
Erfolg kommt nicht von allein, man muss dafür kämpfen.
موفقیت خودبه‌خود نمی‌آید، باید برایش جنگید.

Mijn grenzen bestaan alleen in mijn hoofd.
Meine Grenzen existieren nur in meinem Kopf.
محدودیت‌های من فقط در ذهنم وجود دارند.
 

saalek110

Well-Known Member
آفرین
می‌رویم مرحله قوی‌تر: ساختارهای پیشرفته‌تر + تفاوت هلندی و آلمانی + جمله‌های رسمی و تحلیلی (B2–C1)

۱) Konjunktiv II / Voorwaardelijke vorm (حالت فرضی پیشرفته)
«اگر وقت داشتم، بیشتر تمرین می‌کردم.»
Als ik tijd had, zou ik meer trainen.
Wenn ich Zeit hätte, würde ich mehr trainieren.
اگر وقت داشتم، بیشتر تمرین می‌کردم.

نکته:
هلندی: zou + مصدر
آلمانی: würde + مصدر یا فعل تغییریافته (hätte, wäre)
۲) جمله با دو بند وابسته
«می‌دانم که اگر منظم باشم، موفق می‌شوم.»
Ik weet dat als ik gedisciplineerd ben, ik zal slagen.
Ich weiß, dass ich Erfolg haben werde, wenn ich diszipliniert bin.
می‌دانم که اگر منظم باشم، موفق خواهم شد.
(در هر دو زبان، فعل در جمله وابسته به آخر می‌رود.)

۳) جملات تحلیلی‌تر
Fysieke training versterkt niet alleen het lichaam, maar ook de geest.
Körperliches Training stärkt nicht nur den Körper, sondern auch den Geist.
تمرین بدنی نه تنها بدن، بلکه ذهن را هم تقویت می‌کند.

Discipline onderscheidt winnaars van dromers.
Disziplin unterscheidet Gewinner von Träumern.
انضباط برندگان را از رؤیابینان جدا می‌کند.

۴) مجهول (Passiv)
«موفقیت ساخته می‌شود، پیدا نمی‌شود.»
Succes wordt opgebouwd, niet gevonden.
Erfolg wird aufgebaut, nicht gefunden.
موفقیت ساخته می‌شود، نه پیدا.

⚡ ۵) جملات سطح بالا رسمی
Het is van groot belang dat men consistent blijft trainen.
Es ist von großer Bedeutung, dass man konsequent trainiert.
بسیار مهم است که انسان به طور منظم تمرین کند.
 

saalek110

Well-Known Member

لغات ورزشی
sport – Sport – ورزش
training – Training – تمرین
kracht – Kraft – قدرت
uithoudingsvermogen – Ausdauer – استقامت
discipline – Disziplin – انضباط
spieren – Muskeln – عضلات
gezondheid – Gesundheit – سلامتی
wedstrijd – Wettkampf – مسابقه
overwinning – Sieg – پیروزی
doel – Ziel – هدف

لغات ذهنی
geest – Geist – ذهن
rust – Ruhe – آرامش
focus – Fokus – تمرکز
motivatie – Motivation – انگیزه
zelfvertrouwen – Selbstvertrauen – اعتماد به نفس
doorzettingsvermogen – Durchhaltevermögen – پشتکار
succes – Erfolg – موفقیت
gewoonte – Gewohnheit – عادت
groei – Wachstum – رشد
balans – Balance – تعادل

⚔ لغات سطح بالاتر
verantwoordelijkheid – Verantwortung – مسئولیت
beslissing – Entscheidung – تصمیم
mogelijkheid – Möglichkeit – امکان
ontwikkeling – Entwicklung – پیشرفت
prestatie – Leistung – عملکرد
uitdaging – Herausforderung – چالش
verbetering – Verbesserung – بهبود
strategie – Strategie – استراتژی
consistentie – Konsequenz – استمرار
prestatievermogen – Leistungsfähigkeit – توان عملکرد
 

saalek110

Well-Known Member

تفاوت لغات هلندی و آلمانی را شرح بده و اگر علت تاریخی دارد بگو


سؤال قوی پرسیدی
الان دقیق و ساختاری توضیح می‌دهم که چرا هلندی و آلمانی شبیه‌اند ولی یکی نیستند — و ریشه تاریخی‌شان چیست.
1️⃣ ریشه تاریخی مشترک
هر دو زبان از خانواده:
زبان‌های ژرمنی غربی (West Germanic languages)
می‌آیند.
این خانواده خودش شاخه‌ای از خانواده هندواروپایی است.
تقریباً ۱۵۰۰–۲۰۰۰ سال پیش، یک زبان مشترک وجود داشت به نام:
پروتو-ژرمنی (Proto-Germanic)
بعداً این زبان به شاخه‌های مختلف تقسیم شد.
2️⃣ چرا آلمانی تغییر بیشتری کرد؟
در جنوب منطقه ژرمنی (آلمان امروزی)، یک تحول بزرگ اتفاق افتاد به نام:
High German Consonant Shift
(دگرگونی همخوان‌های آلمانی بالا)
این تغییر بین قرن ۵ تا ۸ میلادی رخ داد.
در این تحول، بعضی صداها عوض شدند.
مثال‌های مهم
هلندی
آلمانی
توضیح
maken
machen
k → ch
appel
Apfel
p → pf
ik
ich
k → ch
water
Wasser
t → ss
یعنی آلمانی جنوبی صداها را "سخت‌تر" کرد،
اما هلندی این تغییر را کامل تجربه نکرد.
به همین دلیل هلندی معمولاً از نظر تلفظ ساده‌تر به نظر می‌آید.
3️⃣ شباهت‌های ساختاری
چون ریشه مشترک دارند، این موارد مشترک است:
ترتیب جمله شبیه است
فعل در جمله وابسته آخر می‌آید
جنسیت اسمی دارند
کلمات مرکب زیاد دارند
مثال:
discipline – Disziplin
kracht – Kraft
water – Wasser
tijd – Zeit
4️⃣ تفاوت‌های مهم امروزی
1. سیستم حالت‌ها (Cases)
آلمانی هنوز ۴ حالت دارد:
Nominativ
Akkusativ
Dativ
Genitiv
هلندی بیشتر حالت‌ها را از دست داده و ساده‌تر شده.
2. جنسیت
آلمانی: سه جنس
der
die
das
هلندی: عملاً دو تا
de
het
3. تأثیر فرانسوی
هلندی به دلیل نزدیکی تاریخی به بلژیک و فرانسه،
کلمات فرانسوی بیشتری گرفته.
مثال:
niveau (level)
bureau (office)
آلمانی کمتر از فرانسوی تأثیر گرفته.
5️⃣ جمع‌بندی تاریخی ساده
منطقه شمالی
منطقه جنوبی
تغییر آوایی کمتر
تغییر آوایی شدید
هلندی
آلمانی استاندارد
به همین دلیل هلندی کمی "ملایم‌تر" و آلمانی "سخت‌تر" به گوش می‌رسد.
نتیجه برای یادگیری
اگر آلمانی بلد باشی:
هلندی سریع‌تر یاد می‌گیری.
اگر هلندی بلد باشی:
آلمانی سخت‌تر است به خاطر حالت‌ها و تغییرات صوتی.
 

saalek110

Well-Known Member

می‌رویم سراغ لغات هلندی و آلمانی با ریشه مشترک و تفاوت‌های آوایی و ساختاری، به همراه معنی فارسی، تا هم یاد بگیری و هم تشخیص بده کجا شباهت و تفاوت دارند.
۱) کلمات ساده روزمره
water – Wasser – آب
brood – Brot – نان
appel – Apfel – سیب
melk – Milch – شیر
huis – Haus – خانه
dag – Tag – روز
maan – Mond – ماه
zon – Sonne – خورشید
boek – Buch – کتاب
ik – ich – من
نکته: هلندی صداها ساده‌تر، آلمانی بعضی همخوان‌ها تغییر کرده‌اند.
۲) لغات مربوط به بدن و ورزش
hand – Hand – دست
voet – Fuß – پا
arm – Arm – بازو
been – Bein – پا/عضله ساق
hart – Herz – قلب
kracht – Kraft – قدرت
spier – Muskel – عضله
trainen – trainieren – تمرین کردن
lopen – laufen – دویدن/راه رفتن
springen – springen – پرش کردن
نکته: در هلندی، فعل‌ها معمولاً ساده‌تر و کوتاه‌تر هستند؛ آلمانی گاهی صداها تغییر کرده یا بلندتر شده‌اند.
۳) لغات ذهنی و روانی
geest – Geist – ذهن
rust – Ruhe – آرامش
focus – Fokus – تمرکز
motivatie – Motivation – انگیزه
succes – Erfolg – موفقیت
discipline – Disziplin – انضباط
doorzettingsvermogen – Durchhaltevermögen – پشتکار
vertrouwen – Vertrauen – اعتماد
gewoonte – Gewohnheit – عادت
ontwikkeling – Entwicklung – پیشرفت
نکته: هلندی بیشتر واژگان مرکب ساده می‌سازد، آلمانی ترکیبی‌تر و طولانی‌تر است.
۴) تفاوت آوایی مهم
هلندی
آلمانی
فارسی
maken
machen
ساختن
ik
ich
من
tijd
Zeit
زمان
water
Wasser
آب
neus
Nase
بینی
توضیح: آلمانی در جنوب تغییرات همخوان (k→ch, t→z/ss) داشته، هلندی کمتر.
 

جدیدترین ارسال ها

بالا