آموزش لغات زبان آلمانی

saalek110

Well-Known Member
بریم یه لطیفه آلمانی — اینبار کوتاه‌ و بامزه‌:

---

لطیفه آلمانی:

Treffen sich zwei Jäger.
Sagt der eine: "Ich habe einen Hasen geschossen."
Sagt der andere: "Wo ist er denn?"
Sagt der erste: "Er ist weggelaufen."
Sagt der andere: "Aber du hast doch geschossen!"
Sagt der erste: "Ja, aber der Hase wusste nichts davon."

---

ترجمه:

دو تا شکارچی همدیگه رو می‌بینن.
یکیشون می‌گه: «من یه خرگوش شلیک کردم.»
اون یکی می‌گه: «پس کجاست؟»
اولی می‌گه: «فرار کرد.»
دومی می‌گه: «ولی تو شلیک کردی!»
اولی می‌گه: «آره، ولی خرگوش خبر نداشت.»

---

چرا خنده‌داره؟

شکارچی می‌گه شلیک کردم، ولی خرگوش فرار کرده.
یعنی تیر به خرگوش نخورده، ولی شکارچی فکر می‌کنه شکار کرده.
و بهانه می‌آره: «خرگوش خبر نداشت!»

یعنی خرگوش باید می‌فهمید که شلیک شده و می‌مرد!

---

لغات جدید:

· treffen sich → همدیگه رو می‌بینن
· zwei Jäger → دو تا شکارچی
· sagt → می‌گه
· der eine → یکی
· der andere → اون یکی
· geschossen → شلیک کرد (past)
· der Hase → خرگوش
· weggelaufen → فرار کرد (past)
· wusste → می‌دونست (past)
· nichts davon → هیچی از اون
 

saalek110

Well-Known Member
جملات کاربردی آلمانی — جمله‌های کوتاه، روزمره و ضروری :

Ich habe Hunger.
من گرسنه‌ام.

Ich habe Durst.
من تشنه‌ام.

Was kostet das?
این چند می‌شه؟

Wo ist die Toilette?
دستشویی کجاست؟

Ich verstehe nicht.
من نمی‌فهمم.

Können Sie das wiederholen?
می‌تونید تکرار کنید؟

Sprechen Sie bitte langsam.
لطفاً آهسته صحبت کنید.

Helfen Sie mir bitte.
لطفاً کمکم کنید.

Wo ist die U-Bahn?
مترو کجاست؟

Ich möchte eine Fahrkarte kaufen.
می‌خوام یه بلیت بخرم.

Kann ich mit Karte bezahlen?
می‌تونم با کارت پرداخت کنم؟

Die Rechnung, bitte.
صورت‌حساب، لطفاً.

Das ist sehr lecker.
این خیلی خوشمزه‌ست.

Ich habe mich verlaufen.
من گم شدم.

Sprechen Sie Englisch?
انگلیسی صحبت می‌کنید؟

Ich brauche einen Arzt.
من دکتر لازم دارم.
 

جدیدترین ارسال ها

بالا