نظم و ترتیب یا آشفتگی :
اگر با دقت و توجه تصاویر جالب و خوب و معروف عکاسان بزرگ را مورد بررسی قرار دهید ،
اغلب خواهید دید که عکسهای ساده ای هستند . نظم و ترتیب سبب میشود که موضوع اصلی ارزش
کامل خود را بیابد و بهتر به چشم بخورد و از مجموعه تصویر احساس وضوح شود . آنچه ما را در
شکل دادن به کمپوزیسیون اکثر عکسهایی که می گیریم راهنما و الهام بخش است جز اصل نظم و
ترتیب چیز دیگری نیست .
از وارد کردن و قرار دادن چیزهای زیاد در یک تصویر باید دوری جست . مثلا وقتی منظره جالب
و زیبایی با موضوعهای متعدد از قبیل گله گوسفندان ، چوپان ، چمن ، جویبار ، آلاچیق ، پل کوچک
و غیره نظر ما را به سوی خود جلب میکند ، لزومی ندارد همه این موضوعها را در یک عکس ثبت
کنیم . هر یک از این عناصر به تنهایی میتواند موضوع یک تصویر زیبا باشد . در صورتی که از
مجموعه آنها در یک تصویر بینظمی و درهم آمیختگی احساس خواهد شد . همچنین نباید فراموش
کرد که موضوع اصلی هرچه بزرگتر باشد و در سطح تصویر فضای کافی اشغال کند عکس ساده
تری خواهیم داشت که در بیننده اثر بیشتری خواهد گذاشت . پس قبل از فشردن دکمه شاتر صحنه را
کاملا بررسی کنید و موضوعاتی که بی ارتباط با موضوع اصلی هستند را از کادر خارج کنید .
مرکز توجه :
به موجب اصل نظم است که در بیشتر کمپوزیسیونها یک مرکز توجه یا نقطه قوی وارد میکنیم تا
نظر را جلب و نگاه را راهنمایی کند . در یک تصویر وجود چندین مرکز توجه هم ارزش صحیح
نیست زیرا موجب پراکندگی توجه خواهد شد و نگاه سرگردان و بلاتکلیف نخواهد توانست در جای
معینی ثابت بماند .
با وجود این اکثرا نقطه توجه دومی نیز در نظر میگیرند که در حقیقت تذکری برای نقطه اصلی به
شمار میرود و نه تنها از ارزشهای موضوع اصلی نمیکاهد بلکه موجب تاکید آن میگردد و سبب
میشود که نگاه دوباره از آن به مرکز اصلی معطوف شود . شکوه و سکون خاصی در این نوع
عکسها وجود دارد ، اما آنرا با احتیاط کامل و آگاهی تمام باید به کار گرفت .
مرکز توجه به ندرت در وسط تصویر جای میگیرد و به همین علت ، تصاویری که در ترکیب آنها
از شکلهای قرینه پرهیز شده است ، تصاویر بهتر و متنوع تری میباشند .
تغییر شکل (بدنمایی و کج شکلی) :
شاید در بعضی از عکسها متوجه شده باشید که قسمتی از اندام انسان به طور عجیب و غریبی تغییر
شکل یافته است ، یا به عبارتی بعضی از قسمتها نسبت به بقیه اعضاء بزرگتر نشان داده شده است .
این کج شکلی ها که معمولا غیر عمدی صورت میگیرد ، نتیجه ناشیگری و نداشتن تجربه کافی است
و بیشتر معلول عکسبرداری از فواصل نزدیک است . زیرا آنچه در نزدیکی دوربین باشد نسبت به
چیزی که دورتر قرار گیرد ، بزرگی اغراق آمیزی پیدا میکند و در میان آن دو عدم تناسب به وجود
می آید . عدسی های زاویه باز (واید) نیز وقتی به سوژه نزدیک شوید ، چنین حالتی را با شدت
بیشتری بوجود می آورند و سوژه تناسب طبیعی خود را از دست میدهد . البته گاه با آگاهی کامل
نسبت به چیزی که میخواهیم ، میتوان از این روش استفاده نمود و اثری هنری را خلق کرد .
اگر با دقت و توجه تصاویر جالب و خوب و معروف عکاسان بزرگ را مورد بررسی قرار دهید ،
اغلب خواهید دید که عکسهای ساده ای هستند . نظم و ترتیب سبب میشود که موضوع اصلی ارزش
کامل خود را بیابد و بهتر به چشم بخورد و از مجموعه تصویر احساس وضوح شود . آنچه ما را در
شکل دادن به کمپوزیسیون اکثر عکسهایی که می گیریم راهنما و الهام بخش است جز اصل نظم و
ترتیب چیز دیگری نیست .
از وارد کردن و قرار دادن چیزهای زیاد در یک تصویر باید دوری جست . مثلا وقتی منظره جالب
و زیبایی با موضوعهای متعدد از قبیل گله گوسفندان ، چوپان ، چمن ، جویبار ، آلاچیق ، پل کوچک
و غیره نظر ما را به سوی خود جلب میکند ، لزومی ندارد همه این موضوعها را در یک عکس ثبت
کنیم . هر یک از این عناصر به تنهایی میتواند موضوع یک تصویر زیبا باشد . در صورتی که از
مجموعه آنها در یک تصویر بینظمی و درهم آمیختگی احساس خواهد شد . همچنین نباید فراموش
کرد که موضوع اصلی هرچه بزرگتر باشد و در سطح تصویر فضای کافی اشغال کند عکس ساده
تری خواهیم داشت که در بیننده اثر بیشتری خواهد گذاشت . پس قبل از فشردن دکمه شاتر صحنه را
کاملا بررسی کنید و موضوعاتی که بی ارتباط با موضوع اصلی هستند را از کادر خارج کنید .
مرکز توجه :
به موجب اصل نظم است که در بیشتر کمپوزیسیونها یک مرکز توجه یا نقطه قوی وارد میکنیم تا
نظر را جلب و نگاه را راهنمایی کند . در یک تصویر وجود چندین مرکز توجه هم ارزش صحیح
نیست زیرا موجب پراکندگی توجه خواهد شد و نگاه سرگردان و بلاتکلیف نخواهد توانست در جای
معینی ثابت بماند .
با وجود این اکثرا نقطه توجه دومی نیز در نظر میگیرند که در حقیقت تذکری برای نقطه اصلی به
شمار میرود و نه تنها از ارزشهای موضوع اصلی نمیکاهد بلکه موجب تاکید آن میگردد و سبب
میشود که نگاه دوباره از آن به مرکز اصلی معطوف شود . شکوه و سکون خاصی در این نوع
عکسها وجود دارد ، اما آنرا با احتیاط کامل و آگاهی تمام باید به کار گرفت .
مرکز توجه به ندرت در وسط تصویر جای میگیرد و به همین علت ، تصاویری که در ترکیب آنها
از شکلهای قرینه پرهیز شده است ، تصاویر بهتر و متنوع تری میباشند .
تغییر شکل (بدنمایی و کج شکلی) :
شاید در بعضی از عکسها متوجه شده باشید که قسمتی از اندام انسان به طور عجیب و غریبی تغییر
شکل یافته است ، یا به عبارتی بعضی از قسمتها نسبت به بقیه اعضاء بزرگتر نشان داده شده است .
این کج شکلی ها که معمولا غیر عمدی صورت میگیرد ، نتیجه ناشیگری و نداشتن تجربه کافی است
و بیشتر معلول عکسبرداری از فواصل نزدیک است . زیرا آنچه در نزدیکی دوربین باشد نسبت به
چیزی که دورتر قرار گیرد ، بزرگی اغراق آمیزی پیدا میکند و در میان آن دو عدم تناسب به وجود
می آید . عدسی های زاویه باز (واید) نیز وقتی به سوژه نزدیک شوید ، چنین حالتی را با شدت
بیشتری بوجود می آورند و سوژه تناسب طبیعی خود را از دست میدهد . البته گاه با آگاهی کامل
نسبت به چیزی که میخواهیم ، میتوان از این روش استفاده نمود و اثری هنری را خلق کرد .









