انتخاب یک مربع یا مستطیل ، به اصطلاح چهارچوبی ، است که موضوع را در بر میگیرد . اغلب
اوقات این کار لحظه ای پیش از گرفتن عکس در داخل پنجره دید (ویزور) انجام می پذیرد . برای
یک عکاس خوب ، کادربندی یک موضوع عبارت است از محاط کردن آن به هنگام عکسبرداری در
داخل چهار ضلع پنجره دید به طرزی مناسب . ابعاد موضوع هرچه باشد ، امکان کادرگیری متعدد
وجود دارد : از صحنه های خیلی کلی تا جزئیات ، به اصطلاح دیگر از پلان کلی تا پلان جزئی .
o پلان یا نمای کلی : موضوع را با محیطش نشان میدهد : مانند ساختمانی در میان یک منظره ، منظره عمومی یک شهر و نظایر آن . (محل و موضوع را نشان میدهد)
o نمای متوسط : کادربندی فشرده تری دارد و روی موضوع اصلی بیشتر تاکید میکند ، بی آنکه جای زیادی برای اطراف آن باقی بگذارد . این شیوه کادربندی برای صحنه های داستانی که از موضوع های زنده گرفته میشود بسیار مناسب است . (شکل یا عملی را با دقت ارائه میکند)
o نمای نزدیک : قسمت اصلی موضوع را شامل میشود ، بدون آنکه متضمن محیط و جوانب باشد مانند کودکی در گهواره .
o نمای درشت : فقط حاوی پرمعنی ترین قسمت موضوع است : مانند دست ، صورت ، گلبرگهای یک گل و غیره . میتوان گفت که نمای درشت بروی جزئیاتی انگشت میگذارد که خود میتوانند موضوع مستقلی باشد . به این ترتیب قدرت بیان منحصر به فردی به تصویر میبخشد . (ترتیب و نظام و چگونگی ساختمان اجسام را افشا میکند)
نقطه دید :
جایی است که چشم بیننده یا عدسی دوربین قرار دارد و یکی از راکان اساسی عکاسی محسوب
میشود زیرا پرسپکتیو موضوع فقط به آن بستگی دارد . اگر بدون تغییر محل دوربین ، لنز نرمال را
با یک تله فتو عوض کنید ، خواهید دید که جزء بزرگ نمایی تصویر چیزی را تغییر نداده اید و
نشده اند (یعنی پرسپکتیو تغییر نیافته است) .
اما همینکه جای دوربین را عوض کنید و آنرا به جلو یا عقب ، به راست یا چپ ، به بالا یا پائین
ببرید نسبت پلانهای مختلف موضوع تغییر خواهد کرد . پرسپکتیو به چیزی بسته نیست ، مگر نقطه دید .
مشاهدات عمومی چندی را که زائیده قوانین پرسپکتیو هستند و درک آنها بسیار سهل است ذکر میکنیم :
نقطه دید پایین : پلانهایی را که به طور طبیعی قرار دارند درهم میفشارد و چنان به نظر میرسد که اشیاء را به هم نزدیک کرده و بروی هم انداخته است . ارتفاع اشیایی را که در پلان اول (پیشزمینه) واقع اند تشدید میکند . خط افق را پایین می آورد .
نقطه دید بالا : پلانها را از هم جدا میکند و به نظر میرسد که اشیاء از هم دور شده اند . از ارتفاع اشیاء واقع در پلان اول میکاهد ، گویی به زمین چسبیده اند . خط افق را بالا میبرد .
نقطه دید طبیعی : همان است که به آن عادت کرده ایم . و همان است که با چشم خود می بینیم .
در بیشتر موارد ما به خاطر استفاده از نقطه دید بالا یا پایین ناچاریم دوربین را از وضع افقی خارج
ساخته به سوی پایین یا بالا متوجه سازیم . در این حال خطوط عمودی بالاجبار به طرف یک نقطه
متمایل خواهند شد . در چنین وضعی تصویر یک ساختمان بلند حالت تنه یک اهرم را پیدا خواهد
کرد . این حالت میتواند نه تنها ناراحت کننده باشد بلکه مطلوب نیز باشد و عکاس از روی عمد به
پدید آوردن چنین تصویری بپردازد . یا اینکه برعکس این حالت مطلقا غیر قابل قبول باشد و عکاس
برای پرهیز از آن درصدد پیدا کردن چاره برآید .
آنچه در تمام این احوال باید دانست این است :
§ هرگونه انحراف دوربین از وضع افقی ، وضع خطوط عمودی را نیز تغییر میدهد و از حالت موازی درمی آورد .
§ این تغییر وضع خطوط به کمک بعضی وسایل و یا روش های خاص قابل اجتناب است .
برای اینکه خطوط عمودی یک موضوع در روی تصویر نیز با هم موازی باشند ، کافی است که
سطح فیلم کاملا با موضوع موازی باشد .
نقطه دید برحسب فاصله دوربین تا موضوع نیز میتواند تغییراتی را پدید بیاورد : هرچه موضوع
دورتر باشد ابعاد آن کوچکتر خواهد بود . با نزدیک شدن به موضوع اصلی ، آنرا در تصویر
میتوانیم بزرگتر نشان بدهیم .
اوقات این کار لحظه ای پیش از گرفتن عکس در داخل پنجره دید (ویزور) انجام می پذیرد . برای
یک عکاس خوب ، کادربندی یک موضوع عبارت است از محاط کردن آن به هنگام عکسبرداری در
داخل چهار ضلع پنجره دید به طرزی مناسب . ابعاد موضوع هرچه باشد ، امکان کادرگیری متعدد
وجود دارد : از صحنه های خیلی کلی تا جزئیات ، به اصطلاح دیگر از پلان کلی تا پلان جزئی .
o پلان یا نمای کلی : موضوع را با محیطش نشان میدهد : مانند ساختمانی در میان یک منظره ، منظره عمومی یک شهر و نظایر آن . (محل و موضوع را نشان میدهد)
o نمای متوسط : کادربندی فشرده تری دارد و روی موضوع اصلی بیشتر تاکید میکند ، بی آنکه جای زیادی برای اطراف آن باقی بگذارد . این شیوه کادربندی برای صحنه های داستانی که از موضوع های زنده گرفته میشود بسیار مناسب است . (شکل یا عملی را با دقت ارائه میکند)
o نمای نزدیک : قسمت اصلی موضوع را شامل میشود ، بدون آنکه متضمن محیط و جوانب باشد مانند کودکی در گهواره .
o نمای درشت : فقط حاوی پرمعنی ترین قسمت موضوع است : مانند دست ، صورت ، گلبرگهای یک گل و غیره . میتوان گفت که نمای درشت بروی جزئیاتی انگشت میگذارد که خود میتوانند موضوع مستقلی باشد . به این ترتیب قدرت بیان منحصر به فردی به تصویر میبخشد . (ترتیب و نظام و چگونگی ساختمان اجسام را افشا میکند)
نقطه دید :
جایی است که چشم بیننده یا عدسی دوربین قرار دارد و یکی از راکان اساسی عکاسی محسوب
میشود زیرا پرسپکتیو موضوع فقط به آن بستگی دارد . اگر بدون تغییر محل دوربین ، لنز نرمال را
با یک تله فتو عوض کنید ، خواهید دید که جزء بزرگ نمایی تصویر چیزی را تغییر نداده اید و
نشده اند (یعنی پرسپکتیو تغییر نیافته است) .
اما همینکه جای دوربین را عوض کنید و آنرا به جلو یا عقب ، به راست یا چپ ، به بالا یا پائین
ببرید نسبت پلانهای مختلف موضوع تغییر خواهد کرد . پرسپکتیو به چیزی بسته نیست ، مگر نقطه دید .
مشاهدات عمومی چندی را که زائیده قوانین پرسپکتیو هستند و درک آنها بسیار سهل است ذکر میکنیم :
نقطه دید پایین : پلانهایی را که به طور طبیعی قرار دارند درهم میفشارد و چنان به نظر میرسد که اشیاء را به هم نزدیک کرده و بروی هم انداخته است . ارتفاع اشیایی را که در پلان اول (پیشزمینه) واقع اند تشدید میکند . خط افق را پایین می آورد .
نقطه دید بالا : پلانها را از هم جدا میکند و به نظر میرسد که اشیاء از هم دور شده اند . از ارتفاع اشیاء واقع در پلان اول میکاهد ، گویی به زمین چسبیده اند . خط افق را بالا میبرد .
نقطه دید طبیعی : همان است که به آن عادت کرده ایم . و همان است که با چشم خود می بینیم .
در بیشتر موارد ما به خاطر استفاده از نقطه دید بالا یا پایین ناچاریم دوربین را از وضع افقی خارج
ساخته به سوی پایین یا بالا متوجه سازیم . در این حال خطوط عمودی بالاجبار به طرف یک نقطه
متمایل خواهند شد . در چنین وضعی تصویر یک ساختمان بلند حالت تنه یک اهرم را پیدا خواهد
کرد . این حالت میتواند نه تنها ناراحت کننده باشد بلکه مطلوب نیز باشد و عکاس از روی عمد به
پدید آوردن چنین تصویری بپردازد . یا اینکه برعکس این حالت مطلقا غیر قابل قبول باشد و عکاس
برای پرهیز از آن درصدد پیدا کردن چاره برآید .
آنچه در تمام این احوال باید دانست این است :
§ هرگونه انحراف دوربین از وضع افقی ، وضع خطوط عمودی را نیز تغییر میدهد و از حالت موازی درمی آورد .
§ این تغییر وضع خطوط به کمک بعضی وسایل و یا روش های خاص قابل اجتناب است .
برای اینکه خطوط عمودی یک موضوع در روی تصویر نیز با هم موازی باشند ، کافی است که
سطح فیلم کاملا با موضوع موازی باشد .
نقطه دید برحسب فاصله دوربین تا موضوع نیز میتواند تغییراتی را پدید بیاورد : هرچه موضوع
دورتر باشد ابعاد آن کوچکتر خواهد بود . با نزدیک شدن به موضوع اصلی ، آنرا در تصویر
میتوانیم بزرگتر نشان بدهیم .
به طور کلی ابعاد نسبی پلانهای مختلف تنها به نقطه دید بستگی دارد
آخرین ویرایش:









