برای تهیه عکسهای شارپ در اندازه 20 در 25 سانتی متر با دوربینهای با اندازه سنسور APS-C (دوربینهایی نظیر Canon 350D ، Canon 30D ، Nikon D70 ، NikonD50 و ...) حداقل دیافراگم مناسب f16 است. اگر چاره ای نداشتید، f22 هم قابل قبول است. این دو مقدار در دوربینهای فول فریم Canon 1Ds وCanon5D برابر با f22 و f32 است.
- اگر نیاز به دیافراگمهای کوچکتر دارید، بازهم میتوانید از F های بزرگتر استفاده کنید، بشرط آنکه اندازه چاپ خود را کاهش دهید.
- با توجه به جدول مشخص میشود که چرا در دوربینهای دیجیتال compact معمولا دیافراگمهای خیلی کوچک تعبیه نمیشود. در این دوربینها مشكل پراش نور از f4 یا f5 شروع ميشود.
- پراش نور منحصر به دوربینهای دیجیتال نیست. دوربینهای فیلمی نیز بر طبق اندازه فریمشان طبق جدول فوق، دارای حداقل دیافراگم محدود کننده هستند.
- جدول فوق فقط مشخص میکند که در چه دیافراگمی پراش نور باعث شروع کاهش شارپنس میگردد. اما اینکه دیافراگم ایدهآل یک لنز چه مقدار است، بستگی به نوع لنز دارد. کوچک کردن دیافراگم، ابتدا شارپنس را افزایش میدهد، اما با شروع پراش نور مجددا شارپنس افت میکند. سوال: حداکثر شارپنس لنزهای مختلف با دوربینهای فرمت APS-C در چه دیافراگمی است؟ پاسخ: بستگی به لنز دارد. در لنزهای معمولی با فوکوس در حداقل فاصله ممکن (که دراینحالت اعوجاج بیشتر است)، f16 شارپترین تصاویر را تولید میکند. همین لنزها با فوکوس در بینهایت، دیافراگم اپتیمم آنها f11 خواهد بود، و f8 و f16 آنها نتیجه کم و بیش مشابهی دارند. درلنزهای گرانقیمت که حداقل اعوجاج را دارند، حداکثر شارپنس آنها در دیافراگم f5.6 است. دراین لنزها دیافراگمهای f4 تا f11 خوب است. f22 ودیافراگمهای کوچکتر نباید استفاده شود.
- اگر با یک سيستم(دوربين و لنز) به دیافراگم محدود کننده نزدیک شویم و یا حتی از آن عبور کنیم، مهم است بدانیم که پراش نور تنها یکی از عوامل کاهش دهنده شارپنس تصویر است. اشکال در فوکوس، حرکت دوربین، لنزهای با کیفیت کم و .. همگی در کاهش شارپنس کلی دخالت دارند و پراش تنها جزئی از این مجموعه است.
- گاهی پراش و کاهش شارپنس منتج از آن مفید است: هنگامی که بخواهید شارپنس در محل focal plane را به سود افزایش شارپنس در دو سر طیف عمق میدان، کم کنید. در اين موارد استفاده از ديافراگمهاي كوچك مناسب است.
- اگر نیاز به دیافراگمهای کوچکتر دارید، بازهم میتوانید از F های بزرگتر استفاده کنید، بشرط آنکه اندازه چاپ خود را کاهش دهید.
- با توجه به جدول مشخص میشود که چرا در دوربینهای دیجیتال compact معمولا دیافراگمهای خیلی کوچک تعبیه نمیشود. در این دوربینها مشكل پراش نور از f4 یا f5 شروع ميشود.
- پراش نور منحصر به دوربینهای دیجیتال نیست. دوربینهای فیلمی نیز بر طبق اندازه فریمشان طبق جدول فوق، دارای حداقل دیافراگم محدود کننده هستند.
- جدول فوق فقط مشخص میکند که در چه دیافراگمی پراش نور باعث شروع کاهش شارپنس میگردد. اما اینکه دیافراگم ایدهآل یک لنز چه مقدار است، بستگی به نوع لنز دارد. کوچک کردن دیافراگم، ابتدا شارپنس را افزایش میدهد، اما با شروع پراش نور مجددا شارپنس افت میکند. سوال: حداکثر شارپنس لنزهای مختلف با دوربینهای فرمت APS-C در چه دیافراگمی است؟ پاسخ: بستگی به لنز دارد. در لنزهای معمولی با فوکوس در حداقل فاصله ممکن (که دراینحالت اعوجاج بیشتر است)، f16 شارپترین تصاویر را تولید میکند. همین لنزها با فوکوس در بینهایت، دیافراگم اپتیمم آنها f11 خواهد بود، و f8 و f16 آنها نتیجه کم و بیش مشابهی دارند. درلنزهای گرانقیمت که حداقل اعوجاج را دارند، حداکثر شارپنس آنها در دیافراگم f5.6 است. دراین لنزها دیافراگمهای f4 تا f11 خوب است. f22 ودیافراگمهای کوچکتر نباید استفاده شود.
- اگر با یک سيستم(دوربين و لنز) به دیافراگم محدود کننده نزدیک شویم و یا حتی از آن عبور کنیم، مهم است بدانیم که پراش نور تنها یکی از عوامل کاهش دهنده شارپنس تصویر است. اشکال در فوکوس، حرکت دوربین، لنزهای با کیفیت کم و .. همگی در کاهش شارپنس کلی دخالت دارند و پراش تنها جزئی از این مجموعه است.
- گاهی پراش و کاهش شارپنس منتج از آن مفید است: هنگامی که بخواهید شارپنس در محل focal plane را به سود افزایش شارپنس در دو سر طیف عمق میدان، کم کنید. در اين موارد استفاده از ديافراگمهاي كوچك مناسب است.









