واقعا که! ... این یوسف، یوسف قرآن نیست. (نقد سریال یوسف پیامبر)

سلام
دیروز سریال یوسف پیامبر را می دیدم. واقعا ناراحت شدم. نمی خوان یه جلوه بریدن دستا درست کنه. این کار راحت.ه از حقه های قدیمی سینماست. همش نشون داد که چند قطره خون میزه یا مثه اینکه دارن چوب اره می کنن. کارد اینور و اونور می کردن. صحنه های تکراری. حرف زدن بچه را هم نشون ندادن. حالا اونو که مطمئن بودم مال این حرفا نیستن. اما می شد بهتر تدوین بشه. مثل سریال حضرت عیسی که اونم حرف زد اما تدوینش خوب بود و آدم حالش بد نمی شد! شیطون هم که مسخره درست کرده بودن. تازه سه سال هم ساختنش طول کشدیه. جلوه های سریال امام علی (ع) و ولایت عشق خیلی خوب بود. به نظر من این سریال اگه جذابیت قصه اش نبود (از آن عنوان بهترین قصه ها) نام برده شده اصلا سریال جالبی نیست. کارگردانیش خیلی ضعیفه.
اونوقت چند دهه پیش فیلم هایی همچون ده فرمان را می ساختن که عالی بود. سریال و یا فیلمی از پیامبران و ائمه که موجه نشون داده نشه خیلی سطحش میاد پایین.
یک پیش بینی: با این وضعیت مطمئنا خواب عزیر مصر را نمی تونیم بینیم (قضیه 7 گاو). و فقط می شنویم.
بعد میگن سینماها خالی از تماشاگران شده. به امید بهتر شدن این وضعیت سینمای ایران.
 

gigamax

کاربر متخصص جلوه های ویژه
دوست من در ضعیف بودن کارگردانی این سریال هیچ شکی نیست .
اما یه چیزی رو در نظر بگیر . این یه سریاله نه فیلم سینمایی .
و ثانیا اینجا ایرانه نا هالیوود .

هر دوتا باعث میشن که بودجه یه پروژه بسیار کاهش پیدا کنه و محدودیت های سیاسی و عقیدتی هم که روش اعمال بشه میشه یه چیزی مثل این ...
شما ده فرمان یا بن هور رو اینطور با اینها مقایسه نکن چون اولا اونا بودجه های بسیار بسیار زیادی داشتن و ثانیا واقعا برای کارشون از جون مایه می ذاشتن .

ولی هیچکدوم از اینا باعث نمیشه که سکانس به اون مهمی رو اینقدر بی مزه دربیارن . کارگردان اصلا تو باغ نیست ...
فیلم مریم مقدس هم با همین محدودیت ها ساخته شد اما نگاه کنید چه کار قشنگی شد .

به امید پیشرفت روز افزون
 

animeditor

Active Member
سلام جمیعاً

دوستان عزیز
خیلی حال می کنم که بچه ها این جور با دقت به برنامه های تلویزیون نگاه می کنن.

با اجازتون اسم این تاپیک رو عوض می کنم و اون رو انتقال می دم به بخش اصول فیلم سازی و تدوین.
اون جا منم با شما میام و بحث رو ادامه می دم.
راستش می خواستم بعداً درمورد این فیلم مطلب بنویسم ... ولی حالا که شما شروع کردید ... منم هستم.
چون اصلاً دل خوشی از این فیلم ندارم.

التماس دعا
یا علی
 
با سلام مجدد

اول اینکه من این سریال را با فیلم های چند دهه قبل مقایسه کردم نه ارباب حلقه ها و ماتریس و هزاران فیلم دیگه.
ثانیا اگه در مقم مقایسه با سریال ها هم باشه از سریال های مدرن امروزی هم که بگذریم که تلویزیون ما پخش نمی کنه. سریال هایی چون پرستاران که شنیدم با هزینه های بسیار کمی هم ساخته شده (تو خودشه هم همش میگه بودجه نداریم!!) در مقابل این سریال بی نقض هستند. در ضمن این سریال خاصی است که مورد توجه همه قرار می گیره بنابراین باید کمی با سایر سریال های دیگه فرق داشته باشه!
 

gigamax

کاربر متخصص جلوه های ویژه
خوب دوست من چه حرفی غیر از این زدم ؟! من از کارگردان فیلم و این اثر مسخره که حمایت نکردم . شما متن منو دوباره بخون

من گفتم تلویزیون رو با سینما مقایسه نکن . همین . چون خیلی فرق میکنه
نگفتم سریالها رو با سریالهای دیگه مقایسه نکن . وقتی imagine tv سریال 24 رو می سازه و بعد سیما فیلم اینو . خب معلومه که کار کی قشنگتره
 

animeditor

Active Member
سلام جمیعاً

فکر نکنم این تاپیک واسه جر و بحث و کل کل باشه.
می خوایم یه اظهارنظر دست و حسابی بنویسیم. پس لطفاً داغ نشه.
مطلبم رو کامل کنم اون وقت فکر کنم بحثمون جدی تر می شه.
دوستان دیگه هم بیان وسط.

التماس دعا
یا علی
 
به نظر من که این فیلم از نظر بودجه هیچ محدودیتی نداشته چون پشتیبان اون تبیان هستش
همچنین درسته که سریاله ولی آخرش احتمال زیاد یک فیلم سینمایی هم از داخلش در میارن چونکه میبینید که خیلی آب بستن توش
 

Sisili boy

Member
سلام علیکم جمیعاً
آقا ما با فعلاً با کل سینمای ایران مشکل نداریم و فقط در مورد این سریال صحبت می کنیم و از اهمیت اون می گیم و می دونیم این کارا از معدود کارهای سینمای ماست که شاید کشور های عربی و مسلمان دیگه هم بخوان بخرنش پس خرج کردن توی اون نباید برای صدا سیما سخت باشه پس چرا کم گذاشتن؟ برای هر سریال ماه رمضان 900 میلیون خرج شد ولی برای این کار بزرگ فقط در حدود 2یا3 میلیارد.
توی (تروی) یه قلعه ی کامل به اون زیبایی و ابهت ساخته شد برای یه افسانه حالا ما برای قصه های قرانی ساخت کشور دکور هایی با کم ترین زیبایی و کاملاً مصنوعی می سازیم ،چه برسد به کارهای جلوه های ویژه.....
 

shirani

مدیر انجمن <A href="http://forum.majidonline.com/f
تا کی می خواییم بگیم اینجا هالیود نیست و ایرانه یا حرفهای از این قبیل من نمیدونم اینها که با ساخت این جور فیلمها ( صحنه های +18 ) مشکل دارند چرا می سازند و اسرار به ساخت فیلمهای می کنند که فقط خودشون زیر سوال می رند

این سریال فقط با علاقه مردم داره دنبال میشه وگرنه هیچ نکته جالبی از سوی دستندرکارن این کار ارائه نشده ...

جلوه ای وِیژه واقعاً مذخرف و بچه گانه که حتی 3 سال پیش هم ...

ودر کل شاید دل کارگردان خوش باش برای این کار و پول مفت و هنگفتی هم گرفته تا این سریال آبگوشتی ( از نظر ساخت ) را به خورد من و شما بده

اصلاً از نقد این سریال های ایرانی بیایید بیرون

افسانه جومانگ یا امپراتور دریا و ... بهتره از این هاست


:d
 

Sisili boy

Member
چرا بیایم بیرون بالاخره که چی ؟
ما در حال توسعه هستیم پس باید تو سینمامون هم توسعه ایجاد بشه یا نه ؟ فقط دستمزد ها بالا می ره وهنر و تکنیک هم به جهنم...
میکس کردن دنیای غرب و شرق (اهرام )این قدر زایس که بچه هام کارگردان رو مسخره می کنن از پای تلوزیون میرن سراغ بازی کردن.
 

shirani

مدیر انجمن <A href="http://forum.majidonline.com/f
اخه بیخودی داریم تو سر مغز خودمون میزنیم کارگردان این کار کرده تمومو شده به به و چهچهاش را هم گرفته
 
دوست من در ضعیف بودن کارگردانی این سریال هیچ شکی نیست .
اما یه چیزی رو در نظر بگیر . این یه سریاله نه فیلم سینمایی .
و ثانیا اینجا ایرانه نا هالیوود .
اگه حرفام نشان دهنده کلک بود ببخشید چون اصلا از کل کل کردن خوشم نمیاد ملی منظور این بود که درسته که ایران و هالیوود و فیلم و سریال با هم فرق می کنه اما باید مد نظر هم داشت که این سریال خاصه (نه خاص سریال بزنگاه!! شاید هم اونجور خاص-چون بخاری نداره!!) و پر مخاطب و دوم هم اینکه در این چند دهه پیشرفت های چشمگیری در ابزارهای ساخت فیلم و سریال شده که ما از اونا استفاده نمی کنیم.
درسته که کارگردان فیلم ساخته ولی ما هم نظرمون را می دیم (حتی اگه تاثیری نداشته باشه) لااقل چندتا هم فکر و هم درد! که پیدا می کنیم.:rose:
 

animeditor

Active Member
سلام جمیعاً

ایمان جان، قرار نشد از خودمون ایراد بگیریم.
وقتی میایم می گیم هالیوود فلانه ... می گن ما کجا و اونا کجا.
وقتی میایم درمورد خودمون حرف می زنیم ... می گن ول کنید این کارای آبگوشتی رو.

اتفاقاً به نظرم بهترین مقایسه اینه که هر چیزی رو با خودش و توانایی هاش مقایسه کنیم.
ما داریم درمورد یه سریال ساخت داخل بحث می کنیم ... پس منصفانه نیست بخوایم اینو با مصائب مسیح (مل گیبسون) روبرو کنیم.

اگه روزنامه ها و مجلات و سایت ها رو خونده باشید، می بینید که اکثراً از این سریال راضی نیستن. پس به به و چه چهی در کار نیست.
ما هم با سازندگان فیلم دشمنی نداریم که بخوایم ساز مخالف بزنیم.

هنوز وقت نشد مطلب بنویسم ... اکسکیوزمی.

التماس دعا
یا علی
 

shirani

مدیر انجمن <A href="http://forum.majidonline.com/f
خیلی از سریال ها ایرانی که ساخته شده را من قبول دارم ( دکتر قریب که شاید کم از این سریال ها بیاد و ساخته بشه ) یا ساعت شنی و ... خیلی های دیگه

من نمی خوام بگ این سریال های ایرانی خوب نیستند یا ضعیف هستند یا هر چیز دیگه به نظر من اگه بعضی از صنحه های تو کار های ایرانی ساخته نشه بهتره
 

roohollah

Banned
سریال هایی چون پرستاران که شنیدم با هزینه های بسیار کمی هم ساخته شده (تو خودشه هم همش میگه بودجه نداریم!!) در مقابل این سریال بی نقض هستند. در ضمن این سریال خاصی است که مورد توجه همه قرار می گیره بنابراین باید کمی با سایر سریال های دیگه فرق داشته باشه!
پرستاران بحثش جداست!
توی (تروی) یه قلعه ی کامل به اون زیبایی و ابهت ساخته شد برای یه افسانه حالا ما برای قصه های قرانی ساخت کشور دکور هایی با کم ترین زیبایی و کاملاً مصنوعی می سازیم ،چه برسد به کارهای جلوه های ویژه.....
مشکل فیلم جلوه های ویژش نیست!
افسانه جومانگ یا امپراتور دریا و ... بهتره از این هاست
:lol: فوش نده دیگه بابا! :lol: امپراتور دریا که طرف زوم نمیتونست بکنه!:lol:
===================================================
بابا! اگر انتقاده، نقده، درست نقد کنید خوب!
مشکل اصلی فیلم در این نیست که اهرام مسخره میکس شدن، یا این که ...
مشکل فیلم اینه که سازندگان فهم قرآنی متناسبی نداشتن. منظور چیه؟ یعنی حضرت یوسف پیامبر نیست، بچه مثبته! این دو از زمین تا خود آسمان تفاوت دارن...
البته این ها رو با فهم کوچک خودم سنجیدم...
به هر حال، فیلم جالبیه، چون در مورد موضوع خواصیه.
به جای گیر دادن به جلوه های ویژه(و نگاه کردن فیلم به دنبال ایراد گرفتن از اون) حواستون باشه که حجاب اکبر (علمتون) چشمتون رو از اصل ماجرا نپوشونه!
مهم این نیست که شیطان رو بد درآوردن! مهم اینه که پیامبر پشت 7 در بسته، با زن زیبایی مصر، در حالی که بیشتر از تقاضا، دستور هم بهش دادن، کاری نکرده! ما تو خیابون، جلوی کشت انتظامی، وقتی طرف با داداششه(!!!) بازم جلوی خودمون رو نمیگیریم!
به هر حال از این که ساختنش، تشکر میکنیم، و از این که از توانایی های بلقوه بسیار زیاد داخلی استفاده ای در جهت خوش ساخت بودنش نشده، انتقاد میکنم و متاسفم که هنوز فضای کافی به وجود نیامده...
برای رفع این مشکل هم راه پیدا کردیم، رفعش میکنیم انشاءالله...
تا 10 سال دیگه اگر خدا بخواد مشکلات این شکلی نخواهد بود...
یا علی...
 

shirani

مدیر انجمن <A href="http://forum.majidonline.com/f
مهم اینه که پیامبر پشت 7 در بسته، با زن زیبایی مصر، در حالی که بیشتر از تقاضا، دستور هم بهش دادن، کاری نکرده!
من هم بحثم همین چرا این صحنه را مثل صحنه های عادی دیگه که تو فیلم های بی محتوا سینما ایران ساختند. به نظر من با ید این صحنه را یا حذف می کردند یا حد اقل یکم روش تفکر انجام می دادند که موجب تمسخر نشه .

ما تو خیابون، جلوی کشت انتظامی، وقتی طرف با داداششه(!!!) بازم جلوی خودمون رو نمیگیریم!
به نظر من این بی جنبگی محظ نه چیز دیگه
 

saeed450

Active Member
سلام بچه ها خیلی دلم برای مجید انلاین تنگ شده بود............هر کاری می کردم باز نمی شد سایت و فروم ها ...........یه یک سالی هم که مشهد بودم .............

به نظرم یوسف پیامبر خیلی بیشتر از خیلی ضعف داره ............چون اصلا شما رو به اون حال و هوای گذشته نمی بره ...........مثل فیلم های امام علی و...............

به نظرم خیلی خیلی بهتر می تونستن بسازنش با توجه به موضوع زیبای این داستان

توی انتخاب یوزارسیف .......... از خیلی آدم های بهتری میتونستن استفاده کنن .........حتما هم نباید بازیگر باشه ................غریبه باشه بهتره

این اصلا خوب نیست ...............یعنی به حضرت یوسف اون ابهت و مقام رو نمیده ...........و آدم اصلا حس نمی کنه این یه پیغمبره ..............برای مثال میتونستن یه ادم قد بلند تر صورت باریک موهای بلند و صاف و چشمانی براق و ریش مرتب با صدایی ملکوتی و دوبلاژ شده استفاده کنن .............

بهتر نبود ؟؟؟؟
 

saeed450

Active Member
یوزارسیف !

« مصطفی زمانی» بازیگرنقش حضرت یوسف


دنبال یک زندگی راحت هستم

تا می گویی یوسف، همه چهره ای را مجسم می کنند که با دیدنش اگرچاقو به دست داشته باشی حتماً دستت را خواهی برید. ازاین قصه که بگذریم، با خودم فکرمی کردم پیدا کردن یوسف ازمیان خیل چشم رنگی هایی که عرصه سینما را به دست گرفته اند خیلی هم نباید سخت باشد.
یوسفی که ازمیان 3 هزارنفربرای مصاحبه می آید نیزیکی ازهمان چشم رنگی هاست که با مو و ریش بلندش بیشترمرا به یاد مسیح می اندازد. او خیلی اتفاقی گذارش به شهرپر وسوسه و خیال انگیزسینما افتاده و هنوز روزهای دوست داشتنی و دشوارشهرت برای او از راه نرسیده است. به همین خاطرمی شود هر جایی نشست و با او از یوسفی حرف زد که به قول خودش هیچ شباهتی به آن که حالا می بینیم ندارد.
گویا مو و چشم های رنگی اش را تیره کرده اند، می گوید: زیبایی را گرفته اند تا معصومیت ببخشند.
دلش نمی خواهد او را از گروه همان چشم رنگی هایی ببینیم که راه دشوارسینما را به خاطرزیبایی چهره شان یک شبه پیموده اند. می گوید به ضابطه معتقد است و بیش از آن به سرنوشت.
ما هم نمی خواهیم مثل برخی منتقدان که او را نا بازیگرشهرستانی معرفی کرده و[به قول خود زمانی] با سلیقه ای عمل کردن کینه خود را دردل او نشانده اند، بازیگری اش را به بوته ی نقد بکشانیم. می نشینیم به انتظار و نقدها را می گذاریم برای بعد. بازیگری بی شک مهارتی نیست که بشود داشتن یا نداشتن را درچهره ی او جستجو کرد.
یوسفی که حالا می بینیم جوان 23 ساله ای است اهل فریدون کنار. اوشبیه همه جوان های دور و برم لباس پوشیده و یک غرورپنهانی را درتکان دادن های دست و حتی نگاه کردنش به آدم های میزکناری می بینم. تعجب نمی کنم وقتی می گوید دو تا دوست بیشترندارد وهمکلاسی هایش می گویند: فلانی به زمین هم فخر می فروشد.با مصطفی زمانی دریک شب زمستانی گفتگومی کنم. تا به خانه برسم به یوسفی فکرمی کنم که تصویری کردن حقیقت زیبایی اش بی شک کار دشواری است ( که شاید ازعهده ی هیچکدام ازاین خیل چشم رنگی ها برنیاید).
----------------------------------------------------------------------------------------------------
------------------------------------------------------------
----------------------------------------
ازبین چند کاندیدا انتخاب شدید ؟
اطلاع داشتم برای نقش یوسف تست می گیرند. حتی یک بار ازجلوی دفتراین پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد یکی ازدوستانم عکس مرا به آقای سلحشورنشان داده بود و با پیشنهاد او 7 اردیبهشت 83 اولین تست را دادم و3 روزبعد دو تا ازسکانس های سریال را ازمن تست گرفتند که بعدها فهمیدم سخت ترین سکانس ها بوده است. پس ازیک ماه، تست گریم دادم بعد با من قرارداد بستند با این شرط که اگرکاندیدای بهتری پیدا شد، با نظرکارگردان من کناربروم. تا آنجا که اطلاع دارم ازحدود 3 هزارنفرتست گرفتند و زمانی من را انتخاب کردند، گفتند تنها کاندیدایی هستی که روی آن اتفاق نظردارند. ازتاریخ عقد قرارداد یعنی تیرماه 83 تا شروع فیلمبرداری دراوایل بهمن همان سال، شرایط بسیارسختی داشتم. برخی عوامل اصلی کارسعی درانتخاب یکی ازبازیگران حرفه ای داشتند. حتی مدتی دنبال یک بازیگرخارجی گشتند. ولی همه ما می دانیم که تجربه ساخت فیلم مصائب مسیح توسط مل گیبسون ثابت کرد ایفاگرنقش پیامبرباید یک بازیگرناشناخته باشد. آدمی که روی او ذهنیت خاصی وجود ندارد. به هرحال ازآنجا که بازیگری برای من آنقدراهمیت نداشت که به خاطرآن ازهمه چیزبگذرم، باهمه اینها کنارآمدم. من به مفهوم واقعی عاشق بازیگری وشهرت نبودم، به هرحال یا بازی می کردم یا نمی کردم.
با جلساتی که گذاشتند وحمایت های آقای سلحشور رفتم جلوی دوربین پس ازیک هفته هم بازیگرثابت این نقش شدم. الان هم حدود یک سال است کارمی کنم.
از نظرخودتان هم بهترین گزینه بودید ؟
من حس می کنم این نقش نیازبه کسی دارد که بدون توجه به دوربین وعوامل پشت صحنه حرف بزند که این کارسختی است. آنهایی که حرفه ای هستند نا خودآگاه مجبورند به این چیزها توجه کنند. صحنه هایی بود که احساس می کردم فقط باید با دلم حرف بزنم . خیلی جاها من اصلاً به کاراکترفکرنمی کردم. او را بازی نمی کردم، خودم بودم. حس می کنم برای این کارنیازبه آن داریم که درونمان را قوی کرده باشیم ومن این کاررا پیشترانجام داده بودم. شاید به خاطرنوع زندگی ای که خداوند برایم رقم زده است. البته به نظرمن یک بازیگرحرفه ای نمی تواند این نقش رابرای مردم ارائه کند. من برای مردم بازی می کنم. اصولاً نقش پیامبر را باید برای مردم بازی کرد.
فکرمی کنید چهره تان چه ویژگی خاصی برای ایفای این نقش داشته است؟
قضیه یوسف یک قضیه باطنی است. زیبایی ظاهری با توجه به زاویه دید مردم تغییرپیدا می کند. پس مطلق بودن را باید دراین زمینه کنارگذاشت. و دیگراین که بعضی چهره ها هستند که بدون داشتن زیبایی ظاهری صمیمیت دارند. آدمها با آنها احساس نزدیکی می کند واین به انسانیت آدم ها برمی گردد. فکرمی کنم کارگردان بیشتردنبال همین بوده است که ازاین نظرتا حدودی به خودم مطمئن هستم، به اضافه ی یک زیبایی ظاهری که البته درگریم بسیاری ازجذابیت های چهره پوشانده شده است. درواقع زیبایی دراینجا براساس فضای پیرامون تعیین می شود. براساس گریم فراعنه مصر وآدم های دور و براست که زیبایی یوسف برجسته ی شود. ازطرفی باید این چهره برای مردم باورپذیرمی شد .اما خب کاندیداهای دیگری هم بودند که چهره های بسیارزیبایی داشتند اما آن انرژی درونی را که کارگردان دنبالش بود نداشتند وگرنه من خودم را ازنظرزیبایی درحد آدم های معمولی می بینم.

معمولاً کارگردان در تمام جزئیات شما را راهنمایی می کند یا ایده های خودتان را هم به کار می گیرید؟
آقای سلحشورمعتقدند کارباید براساس دید کارگردان پیش برود نه بازیگر. الان متأسفانه درسینمای ما اغلب بازیگران دوست ندارند کسی به آنها بگوید که مثلاً این صحنه را این طوری بازی کن. شاید ما قادرباشیم بازی بسیارقوی هم ارائه کنیم، گاه لازم است به خاطرسایربازیگران سطح بازی ها یکدست شود. ولی بسیاری ازبازیگران راضی به این کارنمی شوند. بازیگرانی که دراین سریال حضوردارند اغلب به این ویژگی آنها توجه شده است. نقش من نیزبه خاطراین که الگوی خاصی برای ارائه آن وجود ندارد ومن فقط باید نقش کسی را بازی کنم که در بالاترین مراتب انسانیت قراردارد، ازجهاتی حائز اهمیت است. هرچند شاید به خاطرنبود یک الگوی خاص کسی نمی تواند انتقادی به نقش وارد کند؛ همین موضوع مسؤولیت مراسنگین ترمی کند. چرا که هرحرکتی ازمن به حساب پیامبرگذاشت می شود. به همین خاطردرمورد این نقش همواره سعی می کنم نظرات کارگردان را به کارببندم. اما این طورهم نیست که ایده های ما را نادیده بگیرند. مثلاً دربعضی صحنه های حسی به خاطرشناخت کاملی که ازمن دارند با انگشت گذاشتن روی نقاط حساس زندگی ام، به باورپذیری آن صحنه به من کمک می کنند. به طورمثال درصحنه ای که یوسف به ماوراء می رود وفرشته ها دور او می چرخند، باید حالت زار کسی را می داشتم که مثلاً پدرش را به غریبه ها فروخته است. یک چنین حسی داشت آن صحنه، اما فرشته ها برای من قابل لمس نبودند. برای همین آقای سلحشورکه می دانست ارادت خاصی به امیرالمومنین (ع) دارم، آمد نشست کنارمن وگفت: زیاد گناه کرده ای، اما لیاقت این را داشته ای که امیرالمومنین بیاید اینجا وشفاعتت کند و من با این جمله به هم ریختم. شاید باورتان نشود حتی بعد ازکات هم گریه ی من قطع نمی شد. این ارتباط نزدیکی که با آقای سلحشوردارم، خیلی دربازی به من کمک کرده است.
با اشاره ای که به نقش یوسف به خاطرنداشتن الگوی زنده و مشخص کردید، به نظر می رسد ترسیم پرقدرت این نقش کار ساده ای نسیت ؟
نقش یوسف را واقعاً یک آدم درد کشیده باید بازی کند. من به جرأت می توانم بگویم در صحنه های زندان 70 درصد خودم را بازی کردم. یا درسکانسی که با یعقوب پیامبرحرف می زنم. پدرم را مقابل خودم می بینم واین به خاطر وابستگی شدیدی است که به پدر ومادرم دارم و درحال حاضرازهم دورهستیم. در واقع این حس دوری ازدرون من نشأت می گیرد. بنابراین به تماشاگر دروغ نگفته ام. اینها همه ترسیم نقش را برای من ساده می کند. ازطرفی همه ی اینها را لطف خدا می بینم. حتی ورودم به دنیای بازیگری را که مدیون هیچ کس نیستم. هیج آشنایی نداشتم و معتقدم تمام سختی هایی که در زندگی تحمل کرده ام بی حکمت نبوده است.
چند بار فیلمنامه را خوانده اید؟
حدود 13 بار.
دراین زمینه مطالعه دینی هم داشتید؟
مطالعه ی دینی زیادی نداشتم. اما کتابهای مختلفی خواندم ازجمله خود قرآن. ازطرفی فیلمنامه براساس شرایط نوشته می شود نه واقعیت. بین آنچه درفیلمنامه هست و آنچه ممکن است با مطالعه عمیق به دست بیاید، گاه دوگانگی وجود دارد که عوض کردنش سخت است. واقعیت گاه باورپذیرنیست. مثل واقعیت رو گرداندن یوسف از زیباترین زن مصر. باید آن را به ذهن مردم جامعه نزدیک کرد، به مردمی که دارای طبیعت وغریزه انسانی هستند. من سعی کردم فیلمنامه نوشته شده را به خودم بقبولانم.
چه قسمتی ازکارباقیمانده است؟
از28 قسمتی که درفیلمنامه حضوردارم حدود 10 قسمت داخلی وخارجی کارشده و تقریباً می شود گفت قسمت اعظم کارباقیمانده است.
پیش از شروع فیلمبرداری چقدر تمرین داشتید؟
درمدت 6 ماه قبل از فیلمبرداری، دو تا معلم بازیگری و یک مربی سوارکاری به صورت خصوصی داشتم. آقای داوود دانشور یکی ازاستادان بازیگری ام بود که من آشنایی با تئوری سینما را مدیون او هستم. شمشیربازی را هم با خود کارگردان تمرین کردیم.
اولین صحنه ای که بازی کردیدکدام صحنه بود؟
اولین صحنه داخلی زندان بود که خبری برای من می آورند مبنی براین که زلیخا دستور داده شما را شکنجه کنند. این اولین پلانی بود که بازی کردم
دراین مدت با عوامل مشکلی نداشته اید؟
بعضی ها بودند که الان نیستند وخیلی دلشان نمی خواست که من این نقش را بازی کنم. آنها اغلب سینمایی بودند. البته من اوایل آدم بسیارخشکی بودم. فکرمی کردم اگر روابطم بیش از یک سلام وعلیک باشد ممکن است این تصورپیش بیاید که به خاطرگرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زیر پا بگذارم و این موجب ناراحتی خیلی ها شده بود. اما الان به همه ی آنها احترام می گذارم.
فکرمی کنید در ایفای نقش یوسف و باورپذیری آن برای مخاطب چقدر موفق عمل کرده اید؟
فکرمی کنم تا حد زیادی موفق بوده ام. خب یک جاهایی به علت طولانی بودن پروژه، کار خسته کننده می شود. این که آدم همیشه باید سرصحنه حضورداشته باشد. فشارکارخصوصاً درصحنه های حسی زیاد است وآنهایی هم که پشت دوربین ایستاده اند نمی دانند تو چه مشکلی داری.
آیاپیش آمده که بخواهی بعضی صحنه ها را دوباره تکرارکنی؟
بله، خیلی وقت ها.
در این مواقع کارگردان مخالفتی نمی کند؟
نه مخالفتی نمی کند. من هم آدم تعارفی نیستم.
آقای شورجه هم در مورد بازیها نظرخاصی می دهند؟
آدم فوق العاده محترمی است آقای شورجه وهمیشه حد و حدود دیگران را رعایت می کند. درزمینه ی بازی اگرنظرخاصی داشته باشد با کارگردان درمیان می گذارد و به ما می گویند. مگرمواردی که آقای سلحشورسرصحنه نیست و او به عنوان کارگردان حضوردارد.
بازیگر نقش کودکی یوسف هم با شما نسبت فامیلی دارد. او چگونه انتخاب شد؟
بله، پسرعمه ی من است. پس ازحدود 2 سال همدیگررا دریک مجلس عروسی دیدیم و من حس کردم آن معصومیتی که اینها دنبالش هستند درچهره ی اوهست. همان جا چند تا دیالوگ به او دادم که خیلی خوب جواب داد وگفت بازیگراول استان مازندران بوده است. به این ترتیب او را معرفی کردم و با تستی که ازاو گرفتند، ظرف 3 روزجلوی دوربین رفت.
پیش از این پروژه مشغول چه کاری بودید؟
دررشته مدیریت صنعتی دانشگاه غیرانتفاعی تحصیل می کردم و حسابدار یک شرکت کوچک بودم.
تجربه ی سینمایی هم داشتید؟
نه. فقط چند بارتئاترهای مدرسه و دانشگاه بازی کرده بودم.
اما اطلاعاتتان در این زمینه خوب به نظر می رسد؟
هیچ چیزبه اندازه ی تجربه به آدم اطلاعات نمی دهد. شما هزار بارهم که یک مطلب سینمایی را خوانده باشید، تا وقتی وارد میدان عمل نشوید، چیزی ازآن مفهوم درک نخواهید کرد. حتی تجربه ی تئاتری نمی تواند خیلی در سینما موثر باشد. یک بازیگر تئاتر باید نفس گیری، بیان و حرکات بدنی قوی داشته باشد. اما درسینما باید کار را خوب بشناسی. من خودم خیلی ازتئاترلذت نمی برم. سینما را ترجیح می دهم و با پیش تولیدی که درسینما وتلویزیون ایران هست، کار با دوربین 35 میلی متری را دوست دارم چون به بازیگرفرصت می دهد که به نقش فکرکند.
چقدر سینما می روید؟
تا به حال 4 بارسینما رفته ام. غیرازجشنواره ی امسال که دریک شب 3 تا فیلم دیدم، درخانه هم سعی می کنم فیلم خوب ببینم. به نظرمن مردم بهترین قضاوت کننده هستند، نه منتقدان و فیلمی که خوب می فروشد به هردلیلی که باشد فیلم خوبی است.
پیشنهاد دیگری نداشتید؟
قبل ازیوسف 3 تا کارسینمایی به من پیشنهاد شد که هرسه تجاری بودند. شاید هم بدم نمی آمد بازی کنم. اما روز آخر بازیگر دیگری را انتخاب کردند. حتی یک بارکه برای بستن قرارداد رفته بودم، گفتند ما با فلانی قرارداد بسته ایم درحالی که به من قول داده بودند. خیلی اذیت شدم. حتی به جرأت می توانم بگویم ازتیرماه 83 که قرارداد اولیه را برای یوسف بستم تا موقعی که جلوی دوربین رفتم، سخت ترین روزهای زندگی من بود. واقعاً دلم می خواهد به آنهایی که درعالم سینما جایگاه بالایی پیدا کرده اند بگویم: اگربخواهند رسم دنیا را به نا حق به هم بریزند، ازهمان جا که هستند زمین می خورند. من با همه ی سختی ها ازکسی گله مند نیستم و حاضرنبودم به خاطر پذیرفتن این نقش، پا روی اصول اخلاقی و زندگی ام بگذارم.
بعد از یوسف دلتان می خواهد چه نقشی را بازی کنید؟
دوست دارم نقش یکی ازرجال بزرگ ایرانی با تفکرات ایرانی را بازی کنم.
فرد خاصی در نظرتان هست؟
بله. اما چون قراراست ساخته شود اسم آن را نمی آورم تا ذهنیت خاصی پیش نیاید.
به هرحال دوست دارم بازی کنم. ازبیکاری متنفرم. اما موافق استفاده ی ابزاری ازچهره ها هم نیستم.
آیا هرگز در ذهنتان به بازیگری فکرکرده بودید؟
برای من هیچ چیزرویایی نیست. همه ی آرزوهای دنیا را دست یافتنی می بینم. فکرمی کنم درمورد نقش یوسف و انتخاب من برای این نقش هم سرنوشت و خواست خدا بوده است. گاهی باید هدف را رها کرد. باید بدون وابستگی به هدف تلاش کرد ومن در زندگی خیلی تلاش کردم.
به شهرت چطور؟
کمترازآن چیزی که ممکن است نقش یوسف برای من داشته باشد، خود نقش است که برای من زیباست. ظرفیت شهرت را داشتن کارهرکسی نیست. برای همین است که آدمهای بزرگ انگشت شمارند. یک روزبازیگری به من گفت: اگربهترین بازیگردنیا هم باشی، یک جرقه ای. جرقه ها یا پرنورند یا کم نور.اما همه خاموش می شوند. شهرت برای پیشرفت خوب است اما زندگی با شهرت کارساده ای نیست.
بهترین نقشی که از نظر بازیگری تأثیر عمیقی روی شما گذاشته کدام بوده است؟
من عاشق نقش فروتن درفیلم قرمزهستم. ازهمانجا بود که به بازیگری علاقه مند شدم. اصولاً نقش آدمهای روانی را خیلی دوست دارم. چون تعلیق زیادی دراین نقش هست. درخیابان هم زیاد نقش بازی می کنم که متأسفانه آخرین باربه همسایه روبرویی مان برخوردم که البته من او را نمی شناختم و خیلی هم دلش برای من سوخت.
علاقه ی اصلی تان چیست؟
برای من علاقه ی اصلی وجود ندارد. دنبال یک زندگی راحت برای خودم واطرافیانم هستم. به شرط این که به طبیعت، قانون طبیعت ومردم لطمه ای نزند. کافی است خوب فکرکنیم وخوب بخواهیم. خداوند همه چیز را در اختیارمان قرار خواهد داد. باید رمز جهان را بشناسیم. نباید ترسید. باید احتیاط کرد. باید براساس مطالعه وتجربه فاصله ترس واحتیاط را تشخیص داد که ازتارمو نازک تراست.
غیراز بازیگری به چه کارهایی می پردازید؟
ورزش می کنم و اکثراوقات درخانه هستم. کتاب می خوانم و فیلم می بینم. دو تا دوست دارم که یکی ازآنها را هردو ماه یک بارمی بینم و یکی دیگر را هم هفته ای یک بار. به طورکلی به نظرمن درجامعه جایی برای تفریح نداریم. ازطرفی معتقدم اگر قراراست حداقل الگویی برای بچه ها و جوان های دیگرباشیم باید درتفریح و گذراندن اوقات فراغت حواسمان جمع باشد وخودمان را کنترل کنیم.
خانواده تان راجع به این نقش و به طورکلی بازیگری شما چه نظری دارند؟
آنها همواره تأثیربسیارزیادی درزندگی من داشته اند. همیشه خانواده برای من اصل بوده است و برای آنها همواره احترام و اهمیت زیادی قائل بوده ام. درعوض پدر ومادرم نیز به من اعتماد کامل دارند و هرگزدرهیچ کاری مخالفتی ازخودنشان نداده اند. الان هم خیلی ذوق زده اند. چون کاراول من بوده و فکرش را هم نمی کردند.
درحال حاضرکدام برنامه یا سریال تلویزیونی را دنبال می کنید؟
هیچکدام، به جرأت می توانم بگویم که ما در دوره ی یکساله ی کنونی حتی یک سریال مناسب برای مردم هم نداشته ایم. به نظرمی آید که برنامه سازان تنها بودجه گرفته اند که یک چیزی بسازند. امیدوارم کارهای سیما فیلم پس ازآماده شدن بتواند چند سالی تلویزیون را ازجهت سریال های خوب بیمه کند.
قصه یوسف بدون شک زیباترین قصه و به گفته قرآن احسن القصص به شمار می رودکه محور اصلی آن بر مبنای عشق زمینی و فرا زمینی است. می خواهم نظرشما را در مورد مقوله عشق بپرسم:
من فکرمی کنم کل جهان هستی براین مبنا قرار دارد که عاشق باشی. تنهاعاشق بودن برای خداوند مهم است. ما آدمهای زمینی هستیم با تعلقات خودمان و دردنیایی زندگی می کنیم که تمامی نعمت ها برای استفاده ی ما درآن قرارگرفته است. باید ازدنیا لذت ببریم بی آن که کسی را بیازاریم. من معمولاً چیزی را درماوراء جستجو نمی کنم. همه چیزرا اطراف خودم پیدا می کنم. مثلاً درعشق به پدر ومادرم. گاهی دربرخی پلان های حسی که نیاز به تمرکز دارد به مادرم زنگ می زنم، صدایش را می شنوم و دیگرهمه چیزبرای من تمام می شود. زیرا آنقدراو را دوست دارم و آنقدر سادگی درعشق پدر و مادرم نسبت به خودم احساس می کنم که ازهردلواپسی و اضطراب دراین جامعه رها می شوم. حتی درمونولوگ هایی که درزندان داشتم هیچ وقت نگذاشتم برای من اشک بگذارند. چرا که آن جمله ها ازعمق وجود من بر می خاست که به عقیده من این نهایت عشق است


جهت مشاهده اندازه واقعی روی آن کلیک کنید.
 

جدیدترین ارسال ها

بالا