paneldovom
Active Member
عکاسی دارای سه جنبه علمی ، صنعتی و هنری است . عکاسی به عنوان یک پدیده علمی متولد شد و به شکل یک صنعت گسترش یافت و همچنین جنبه های هنری نیز در آن ظهور کرد . فرآیند شیمی با حاشیه بندی علم فیزیک شروع شد ، تکنیک ها و ابداعات ، اختراع شد و این صنعت پیشرفت کرد ، سپس متوجه شدند که این شهود که بر صفحه ای سفید نقش می بندد ، می تواند دارای پیام و سبک و سیاقی باشد .
((عکس و عکاسی با علم شروع شد ، با صنعت پیشرفت کرد و با هنر تجلی پیدا کرد))
ش
_ پیدایش دوربین عکاسی و عکاسی پرتره
اگر روزی به دوربین و این جعبه جادویی نگاه می کردیم شاید از ترس به گوشه ای پناه می بردیم و یا ساعت ها به آن جسم عجیب خیره می شدیم . شاید اگر زمانی گفته میشد وسیله ای اختراع می شود که میتواند لحظات زندگی را ثبت کند ، آن شخص را دیوانه خطاب می کردند و یا اگر قبل از صنعت فیلم برداری شخصی می گفت ، موضوعات عکس هم می توانند روزی به حرکت درآیند ، حتما مورد تمسخر قرار می گرفت . اما امروز شاهد تمام آنها هستیم و می توانیم بگوییم که دست کم در هر خانه ای یک جبه ی جادویی وجود دارد .
عکاسی که در زمان ناصرالدین شاه به ایران راه پیدا کرد ، داستانهای جالبی نیز با خود همراه داشت ، زمانی همین جعبه حکم اسباب بازی دربار را داشت وشاه قاجار اوقات فراقت خود را با همین دوربین سپری می کرد و این مسئله شاه ایران را به شاهی هنردوست تبدیل کرده بود . در آن زمان عکاسان نیز در خدمت دربار بودند و فقط اجازه داشتند از شاه و اطرافیان آنها عکاسی کنند ، هرچند گاهی عکاسان دل به دریا میزدند و از مردم عادی در کوچه و بازار عکاسی می کردند که از میان آنها میتوان به آقارضا عکاسباشی اشاره کرد . میرزارضا یکی از عکاسان معروف دربار بود و سالها در کاخ ناصرالدین شاه عکاسی می کرد که بابت عکاسی پنهانی ای که از مردم در بازارانجام داده بود در میان کاخ فلک شد .
در آن زمان فقط برخی از سران و ثروتمندان بودند که با عکاسی آشنا بودند و توان پرداخت هزینه های بالای شیشه های عکاسی و چاپ آنرا داشتند و عامه مردم حتی دوربین عکاسی را از نزدیک ندیده بودند . البته مردم با اتاقک و دریچه آشنایی داشتند ، چون مردم در آن زمان وسیله با نام دیوراما و یا همان شهر فنگ که در آن عکسهایی نمایش داده میشد را دیده بودند ، اما اگر دوربینی در جلویشان نمایان میشد حتما پا به فرار می گذاشتند .
در زمان رضاخان ، به همه مردم دستور داده شد که باید تمام سه جلدها عکسدار شوند که این هم داستانی شنیدنی دارد ، چون اکثر مردم دوربین را ندیده بودند با قرار گرفتن در مقابل دوربینی که بی شباهت به اسلحه نبود ، یا از حال میرفتند یا پا به فرار میگذاشتند ، برخی عکاسان هم به مردم میگفتند این همان شهرفرنگ است و اگر چند لحضه به این دریچه نگاه کنید ، تصویرها به نمایش درمی آیند .
و اینگونه بود که مردم رفته رفته با دوربین ها آشنا شدند و این داستان ادامه داشت تا زمانیکه شرکت های سازنده ، دوربینهای تمام اتوماتیک و ارزان قیمت خود را روانه بازار کردند و دوربین عکاسی در دست مردم عادی هم رواج پیدا کرد . شرکت ایستمن کداک یکی از آن شرکتها بود و شعاری که به مردم می داد چنین بود : شما فقط دکمه را فشار دهید ، بقیه کارها را ما انجام می دهیم . بدین ترتیب دوربین در بین مردم عمومیت پیدا کرد و با زیاد شدن روزنامه ها ، مجله ها ، عکاسخانه ها و عکاسان دورگرد و خیابانی ، صنعت و هنر عکاسی فراگیر شد .
((عکس و عکاسی با علم شروع شد ، با صنعت پیشرفت کرد و با هنر تجلی پیدا کرد))
ش
_ پیدایش دوربین عکاسی و عکاسی پرتره
اگر روزی به دوربین و این جعبه جادویی نگاه می کردیم شاید از ترس به گوشه ای پناه می بردیم و یا ساعت ها به آن جسم عجیب خیره می شدیم . شاید اگر زمانی گفته میشد وسیله ای اختراع می شود که میتواند لحظات زندگی را ثبت کند ، آن شخص را دیوانه خطاب می کردند و یا اگر قبل از صنعت فیلم برداری شخصی می گفت ، موضوعات عکس هم می توانند روزی به حرکت درآیند ، حتما مورد تمسخر قرار می گرفت . اما امروز شاهد تمام آنها هستیم و می توانیم بگوییم که دست کم در هر خانه ای یک جبه ی جادویی وجود دارد .
عکاسی که در زمان ناصرالدین شاه به ایران راه پیدا کرد ، داستانهای جالبی نیز با خود همراه داشت ، زمانی همین جعبه حکم اسباب بازی دربار را داشت وشاه قاجار اوقات فراقت خود را با همین دوربین سپری می کرد و این مسئله شاه ایران را به شاهی هنردوست تبدیل کرده بود . در آن زمان عکاسان نیز در خدمت دربار بودند و فقط اجازه داشتند از شاه و اطرافیان آنها عکاسی کنند ، هرچند گاهی عکاسان دل به دریا میزدند و از مردم عادی در کوچه و بازار عکاسی می کردند که از میان آنها میتوان به آقارضا عکاسباشی اشاره کرد . میرزارضا یکی از عکاسان معروف دربار بود و سالها در کاخ ناصرالدین شاه عکاسی می کرد که بابت عکاسی پنهانی ای که از مردم در بازارانجام داده بود در میان کاخ فلک شد .
در آن زمان فقط برخی از سران و ثروتمندان بودند که با عکاسی آشنا بودند و توان پرداخت هزینه های بالای شیشه های عکاسی و چاپ آنرا داشتند و عامه مردم حتی دوربین عکاسی را از نزدیک ندیده بودند . البته مردم با اتاقک و دریچه آشنایی داشتند ، چون مردم در آن زمان وسیله با نام دیوراما و یا همان شهر فنگ که در آن عکسهایی نمایش داده میشد را دیده بودند ، اما اگر دوربینی در جلویشان نمایان میشد حتما پا به فرار می گذاشتند .
در زمان رضاخان ، به همه مردم دستور داده شد که باید تمام سه جلدها عکسدار شوند که این هم داستانی شنیدنی دارد ، چون اکثر مردم دوربین را ندیده بودند با قرار گرفتن در مقابل دوربینی که بی شباهت به اسلحه نبود ، یا از حال میرفتند یا پا به فرار میگذاشتند ، برخی عکاسان هم به مردم میگفتند این همان شهرفرنگ است و اگر چند لحضه به این دریچه نگاه کنید ، تصویرها به نمایش درمی آیند .
و اینگونه بود که مردم رفته رفته با دوربین ها آشنا شدند و این داستان ادامه داشت تا زمانیکه شرکت های سازنده ، دوربینهای تمام اتوماتیک و ارزان قیمت خود را روانه بازار کردند و دوربین عکاسی در دست مردم عادی هم رواج پیدا کرد . شرکت ایستمن کداک یکی از آن شرکتها بود و شعاری که به مردم می داد چنین بود : شما فقط دکمه را فشار دهید ، بقیه کارها را ما انجام می دهیم . بدین ترتیب دوربین در بین مردم عمومیت پیدا کرد و با زیاد شدن روزنامه ها ، مجله ها ، عکاسخانه ها و عکاسان دورگرد و خیابانی ، صنعت و هنر عکاسی فراگیر شد .









