پر کردن کادر : راه ساده ی موثر کردن تصویر این است که به موضوع نزدیکتر شوید تا موضوع
تقریبا کل کادر شما را پر کند . این باعث میشود که موضوع از پسزمینه جدا شده و نمایان تر جلوه
کند . اگر برای شما امکان ندارد که به موضوع نزدیک شوید ، از عدسی تله استفاده کنید .
کادر عمودی باشد یا افقی ؟ در کادر عمودی ، پسزمینه و پیشزمینه ارتباطشان ساده تر میشود . در
کادرهای مربع حس پویایی یا حرکت کمتر میشود . در کادر افقی حس آرامش بیشتری وجود دارد تا
کادر عمودی .
قانون زبان خط : اگر از موضوع متحرکی عکس می گیرید و آن موضوع در قسمت چپ کادر شما
قرار دارد ، این حس به بیننده دست میدهد که حرکات دیگری نیز باید انجام شود . اما اگر همین جسم
متحرک از راست به چپ قرار گیرد ، به بیننده این حس دست میدهد که حرکات موضوع به انتها
رسیده است . نکته دیگر آنکه : ما فارسی زبانها که از سمت راست می نویسیم ، هر آنچه از سمت
چپ به راست شروع شود ، برای ما جذابیت خاصی دارد .
زاویه دید از بالا یا پایین : گاهی شما نمیتوانید به دور موضوع خود بچرخید تا بهترین زاویه ی دید
را بیابید ، با نشستن و عکس گرفتن از زاویه پایین ، میتوانید تاثیر نمایشی ، در ترکیب بندی عکس
بگذارید . از زاویه دید پایین شما میتوانید پسزمینه های نامطلوب یا زننده را با آسمانی زیبا جایگزین
کنید . برگزیدن زاویه دید از بالا پرسپکتیوی کاملا متفاوت به تصویر میدهد که آسمان در آن حذف
میشود و تاکید اصلی بر جزئیات پیشزمینه میشود .
استفاده از یک کادر در کادری دیگر : ترکیب بندی متعادل و خیره کننده را میتوان با جای دادن
موضوع در کادرهای طرح داری مانند درگاه یا چهارچوب پنجره خلق کرد . با کمی کنجکاوی و
تخیل طرح های مناسب کادر را تقریبا همه جا میتوان پیدا کنید . حتی از لبه کلاه به عنوان یک کادر
ساده ، اما موثر در عکاسی پرتره میتوان استفاده کرد . درختان و گیاهان اغلب میتوانند به عنوان
کادرهای رنگی موثر و زیبا در موضوع شما نقش داشته باشند . نکته دیگر اینکه کادرها نباید خیلی
پهن باشند و حواس بیننده را از موضوع اصلی پرت کنند .
نشان دادن اندازه ی موضوع : هنگام عکاسی از مجسمه ها و موضوعهایی از این قبیل ، پس از
چاپ عکس خواهید دید آنگونه که انتظار داشته اید نتیجه نگرفته اید . یعنی بسیاری از ویژگی هایی
که شما با چشم حس میکردید ، در عکس نمایان نیست . برای حل این مشکل شما میتوانید از شخصی
بخواهید در کنار موضوع جای گیرد تا با مقایسه ی اندازه انسان و موضوع ، بیننده بتواند اندازه
نسبی آنرا تخمین بزند و حس کند .
چگونه خطوط را به کار گیریم ؟ خطوط و پرسپکتیو را میتوان برای ایجاد حس عمق به کار گرفت .
به همین دلیل اشیاء و اجسامی که در پشت سر یکدیگر جای می گیرند ، به ترتیب کوچکتر به نظر
میرسند و حس عمق را در تصویر ایجاد میکنند . مثل درختان که در پشت سرهم قرار گرفته باشند .
کاربرد رنگها برای تاکید : رنگها را برای توجه دادن به بخش اصلی و مورد دلخواه در ترکیب بندی
به کار گیرید . اگر رنگ بخش کوچکی یا نامشخص از یک چشم انداز با پیرامون خود تضاد داشته
باشد ، تاثیری نمایشی و غالب خواهد داشت . تضاد رنگها با کنار هم جای گرفتن رنگهای پایه (زرد
، قرمز ، آبی) در یک تصویر به دست می آید . برخی از رنگها چشم رباتر از رنگهای دیگر هستند
برای نمونه رنگ قرمز یک گل در تصویر ، انگار جلو آمده یا بزرگتر شده است .
ایجاد حس فضا یا عمق : اشیاء هنگامی که از دوربین فاصله زیادی داشته باشند ، در عکس بسیار
رنگ باخته و کم کنتراست نمایان میشوند . این پدیده را برای ایجاد حس قوی عمق در ترکیب بندی
میتوان به کار گرفت . با جای دادن اشیایی با تنالیته های تاریک در پیش زمینه ی ترکیب بندی ،
میتوان بر عمق تصویر افزود .
رنگ و ایجاد حالت mood : رنگها را برای تاثیر گذاری در حالت ترکیب بندی عکس خود استفاده
کنید . یکی از راه های افزایش گیرایی یک عکس ، به کار گیری رنگهای متضاد است . رنگهای
قرمز ، نارنجی و زرد تداعی کننده رنگهای گرم اند و رنگهای سبز و آبی به عنوان رنگهای سرد
شناخته شده اند . در این میان خاکستری ، رنگی خنثی است و در کنار هر رنگی میتواند بنشیند .
شکستن ریتم : الگوی منظمی از شکلها یا فرمها در تصویر که مرتبا تکرار شوند را ریتم میگویند .
الگویی که بسیار منتظم یا ثابت باشد نسبتا یکنواخت و کسل کننده است . برای راه حل این مشکل
میتوان کادربندی را طوری انجام داد تا ریتمها در محلی دگرگون شود و یا با دگرگونی در رنگ
الگوها ، ریتم را از یکنواختی درآورد .
به کار گیری سایه ها : سایه ها را نادیده نگیرید . گاهی نقش سایه ها از موضوع اصلی جالبتر و
گویاتر است . و گاهی باعث ایجاد بعد سوم میشود و تصویر را از حالت دوبعدی در می آورد .
الگوهای طبیعی : برای آشکار شدن الگوهای طبیعی به موضوع نزدیک شوید تا کادر دوربین شما
را پرکند . این الگوهای طبیعی تقریبا همه جا پیدا میشوند . عکاسی کلوزآپ (نمای نزدیک) اغلب از
بخش کوچکی از یک الگو ، میتواند تصویری نیرومندتر به دست آورد .
بافت : بافت را برای رساندن حس کیفیت سطح موضوع به کار بگیرید . نور ملایم بامداد یا غروب
برای آشکار کردن و تاکید بر بافت موضوع ، نور ایده آلی است ، چون به صورت مایل به موضوع
میتابد .
فرم : نخستین گام در شناسایی اشیاء نگاه به فرم آنهاست ، بنابراین عنصری مهم در بیشتر ترکیب
بندی هاست .
ü نور پس زمینه را برای اینکه موضوع اصلی تان ضدنور شود به کار گیرید . حالت ضدنور
اجسام ، به گونه ای موثر همه عناصر ترکیب بندی به جزء شکل موضوع را حذف میکند . یعنی
خطوط پیرامونی به سادگی دیده میشوند .
ü اگر موضوع شما بیش از یک شکل قوی را در بر دارد ، زاویه دید شما به گونه ای باید باشد که
ü پشت یکدیگر جای نگیرند و از تاثیر یکدیگر نکاهند .
تقارن : برای ایجاد تعادل در ترکیب بندی ، به دنبال تقارن در موضوع خود باشید . هماهنگی منظم
یک الگوی متقارن ، به طور طبیعی چشم نواز است و اگر چنین نباشد ، عکس هیچ ارزشی نخواهد
داشت . مثل تقارن مرکزی یک گل یا تقارن محوری یک برگ که یک تصویر هنری را میسازد .
تقریبا کل کادر شما را پر کند . این باعث میشود که موضوع از پسزمینه جدا شده و نمایان تر جلوه
کند . اگر برای شما امکان ندارد که به موضوع نزدیک شوید ، از عدسی تله استفاده کنید .
کادر عمودی باشد یا افقی ؟ در کادر عمودی ، پسزمینه و پیشزمینه ارتباطشان ساده تر میشود . در
کادرهای مربع حس پویایی یا حرکت کمتر میشود . در کادر افقی حس آرامش بیشتری وجود دارد تا
کادر عمودی .
قانون زبان خط : اگر از موضوع متحرکی عکس می گیرید و آن موضوع در قسمت چپ کادر شما
قرار دارد ، این حس به بیننده دست میدهد که حرکات دیگری نیز باید انجام شود . اما اگر همین جسم
متحرک از راست به چپ قرار گیرد ، به بیننده این حس دست میدهد که حرکات موضوع به انتها
رسیده است . نکته دیگر آنکه : ما فارسی زبانها که از سمت راست می نویسیم ، هر آنچه از سمت
چپ به راست شروع شود ، برای ما جذابیت خاصی دارد .
زاویه دید از بالا یا پایین : گاهی شما نمیتوانید به دور موضوع خود بچرخید تا بهترین زاویه ی دید
را بیابید ، با نشستن و عکس گرفتن از زاویه پایین ، میتوانید تاثیر نمایشی ، در ترکیب بندی عکس
بگذارید . از زاویه دید پایین شما میتوانید پسزمینه های نامطلوب یا زننده را با آسمانی زیبا جایگزین
کنید . برگزیدن زاویه دید از بالا پرسپکتیوی کاملا متفاوت به تصویر میدهد که آسمان در آن حذف
میشود و تاکید اصلی بر جزئیات پیشزمینه میشود .
استفاده از یک کادر در کادری دیگر : ترکیب بندی متعادل و خیره کننده را میتوان با جای دادن
موضوع در کادرهای طرح داری مانند درگاه یا چهارچوب پنجره خلق کرد . با کمی کنجکاوی و
تخیل طرح های مناسب کادر را تقریبا همه جا میتوان پیدا کنید . حتی از لبه کلاه به عنوان یک کادر
ساده ، اما موثر در عکاسی پرتره میتوان استفاده کرد . درختان و گیاهان اغلب میتوانند به عنوان
کادرهای رنگی موثر و زیبا در موضوع شما نقش داشته باشند . نکته دیگر اینکه کادرها نباید خیلی
پهن باشند و حواس بیننده را از موضوع اصلی پرت کنند .
نشان دادن اندازه ی موضوع : هنگام عکاسی از مجسمه ها و موضوعهایی از این قبیل ، پس از
چاپ عکس خواهید دید آنگونه که انتظار داشته اید نتیجه نگرفته اید . یعنی بسیاری از ویژگی هایی
که شما با چشم حس میکردید ، در عکس نمایان نیست . برای حل این مشکل شما میتوانید از شخصی
بخواهید در کنار موضوع جای گیرد تا با مقایسه ی اندازه انسان و موضوع ، بیننده بتواند اندازه
نسبی آنرا تخمین بزند و حس کند .
چگونه خطوط را به کار گیریم ؟ خطوط و پرسپکتیو را میتوان برای ایجاد حس عمق به کار گرفت .
به همین دلیل اشیاء و اجسامی که در پشت سر یکدیگر جای می گیرند ، به ترتیب کوچکتر به نظر
میرسند و حس عمق را در تصویر ایجاد میکنند . مثل درختان که در پشت سرهم قرار گرفته باشند .
کاربرد رنگها برای تاکید : رنگها را برای توجه دادن به بخش اصلی و مورد دلخواه در ترکیب بندی
به کار گیرید . اگر رنگ بخش کوچکی یا نامشخص از یک چشم انداز با پیرامون خود تضاد داشته
باشد ، تاثیری نمایشی و غالب خواهد داشت . تضاد رنگها با کنار هم جای گرفتن رنگهای پایه (زرد
، قرمز ، آبی) در یک تصویر به دست می آید . برخی از رنگها چشم رباتر از رنگهای دیگر هستند
برای نمونه رنگ قرمز یک گل در تصویر ، انگار جلو آمده یا بزرگتر شده است .
ایجاد حس فضا یا عمق : اشیاء هنگامی که از دوربین فاصله زیادی داشته باشند ، در عکس بسیار
رنگ باخته و کم کنتراست نمایان میشوند . این پدیده را برای ایجاد حس قوی عمق در ترکیب بندی
میتوان به کار گرفت . با جای دادن اشیایی با تنالیته های تاریک در پیش زمینه ی ترکیب بندی ،
میتوان بر عمق تصویر افزود .
رنگ و ایجاد حالت mood : رنگها را برای تاثیر گذاری در حالت ترکیب بندی عکس خود استفاده
کنید . یکی از راه های افزایش گیرایی یک عکس ، به کار گیری رنگهای متضاد است . رنگهای
قرمز ، نارنجی و زرد تداعی کننده رنگهای گرم اند و رنگهای سبز و آبی به عنوان رنگهای سرد
شناخته شده اند . در این میان خاکستری ، رنگی خنثی است و در کنار هر رنگی میتواند بنشیند .
شکستن ریتم : الگوی منظمی از شکلها یا فرمها در تصویر که مرتبا تکرار شوند را ریتم میگویند .
الگویی که بسیار منتظم یا ثابت باشد نسبتا یکنواخت و کسل کننده است . برای راه حل این مشکل
میتوان کادربندی را طوری انجام داد تا ریتمها در محلی دگرگون شود و یا با دگرگونی در رنگ
الگوها ، ریتم را از یکنواختی درآورد .
به کار گیری سایه ها : سایه ها را نادیده نگیرید . گاهی نقش سایه ها از موضوع اصلی جالبتر و
گویاتر است . و گاهی باعث ایجاد بعد سوم میشود و تصویر را از حالت دوبعدی در می آورد .
الگوهای طبیعی : برای آشکار شدن الگوهای طبیعی به موضوع نزدیک شوید تا کادر دوربین شما
را پرکند . این الگوهای طبیعی تقریبا همه جا پیدا میشوند . عکاسی کلوزآپ (نمای نزدیک) اغلب از
بخش کوچکی از یک الگو ، میتواند تصویری نیرومندتر به دست آورد .
بافت : بافت را برای رساندن حس کیفیت سطح موضوع به کار بگیرید . نور ملایم بامداد یا غروب
برای آشکار کردن و تاکید بر بافت موضوع ، نور ایده آلی است ، چون به صورت مایل به موضوع
میتابد .
فرم : نخستین گام در شناسایی اشیاء نگاه به فرم آنهاست ، بنابراین عنصری مهم در بیشتر ترکیب
بندی هاست .
ü نور پس زمینه را برای اینکه موضوع اصلی تان ضدنور شود به کار گیرید . حالت ضدنور
اجسام ، به گونه ای موثر همه عناصر ترکیب بندی به جزء شکل موضوع را حذف میکند . یعنی
خطوط پیرامونی به سادگی دیده میشوند .
ü اگر موضوع شما بیش از یک شکل قوی را در بر دارد ، زاویه دید شما به گونه ای باید باشد که
ü پشت یکدیگر جای نگیرند و از تاثیر یکدیگر نکاهند .
تقارن : برای ایجاد تعادل در ترکیب بندی ، به دنبال تقارن در موضوع خود باشید . هماهنگی منظم
یک الگوی متقارن ، به طور طبیعی چشم نواز است و اگر چنین نباشد ، عکس هیچ ارزشی نخواهد
داشت . مثل تقارن مرکزی یک گل یا تقارن محوری یک برگ که یک تصویر هنری را میسازد .









