هنر دیدن (درک تصویر)

هنر دیدن :

وضوح تصویر و نور دو شرط اصلی برای موفقیت عکاس در برداشتن عکس از نظر فنی است .
عکسی را از نظر فنی میتوان عکس خوب دانست که محاسبه نور آن صحیح انجام بگیرد و تمام
جزئیات آن در حد کافی از وضوح برخوردار باشد و دیگر اینکه هیچگونه کج شکلی و ناهنجاری در
آن به چشم نخورد . برای رسیدن به چنین نتیجه ای ، داشتن اطلاعات فنی در حد معینی ، به قدری
که تا اینجا گفته شد کفایت میکند و لزومی ندارد که عکاس کارشناس فیزیک نور و عدسی باشد . اما
مسئله مهم اینست که هر تصویری که از لحاظ فنی صحیح و خوب باشد ، الزاما عکس جالبی نیست
.در موقع گرفتن عکس ، اگر قلب و روح انسان در برابر موضوعی که انتخاب کرده است ، از
احساس خالی باشد ، حساس ترین فیلمها هم نخواهد توانست کوچکترین خدمت و کمکی بکند . زیرا
عکس خوب با داشتن معنی و مفهوم و با برخورداری از محتوی و فرم ، باید بتواند توجه بیننده را
جللب کند و مدتی معطوف خود نگه دارد . در مورد محتوی میتوان گفت که هرچیز ، هرقدر ساده و
بی اهمیت هم که باشد ، میتواند موضوعی برای عکسبرداری باشد . اساسا این مسئله یکی از مزایای
عکاسی است ، زیرا به عکاسان کمک میکند تا آنچه را که معمولا از نظر همگان دور میماند و خود
به خود توجهی برنمی انگیزد ، ثبت و عرضه کنند .
از لحاظ فرم ، یعنی طرز قرار گرفتن خطها ، سطحها ، حجمها و شکلها که در حقیقت هر تصویری
از همین اجزاء تشکیل میگردد ، از اصول و قواعد ترکیب بندی (کمپوزیسیون) میتوان کمک گرفت
. وقتی عکس خوبی را تماشا میکنید ، بلافاصله نظرتان به موضوع آن جلب میشود ، سپس مشاهده
میکنید که 1) عناصر تصویر به کمک طرح و شدت و ضعف رنگها ، با موضوع اصلی ایجاد هم
آهنگی کرده اند _ و 2) هیچ چیزی نیست که توجه بیننده را از موضوع اصلی منحرف کرده و به
سوی خود بکشاند . در نتیجه از مجموعه تصویر احساس توازن و تعادل میشود . به چنین عکسی
میتوان گفت که : خوب ترکیب یافته است .
نگاهی به اطراف خود بکنید . آیا میتوانید تعداد شکلهایی را که می بینید بشمارید ؟ محال است ! در
میان این شکلهای بیشمار ، چنان ترکیبهای هنری و زیبائی یافت میشود که هر کدام برای خلق یک
اثر نفیس شایستگی دارد . اما این ترکیبها به قدری درهم اند که درک آنها ازعهده هرکسی بر نمی آید
این وظیفه عکاس هنرمند است که آنها را بیابد ، جدا سازد و برای تماشای دیگران آماده کند . در این
صورت است که برای همه قابل درک و لمس خواهند شد .
دوربین عکاسی این توانایی را دارد که حتی سریع ترین و گذراترین شکلها را نیز ضبط کند . در
میان این همه شکل ، آنچه نظر یک عکاس را جلب میکند بی شک چیزی است که با روح و فکر و
سرشت او پیوند دارد ، چراکه او را وادار به انتخاب یکی و انصراف از دیگری میکند . در حدی که
میتوان گفت :

این انتخابی است که مهر شخصیت عکاس بر پای آن نقش بسته است

با چنین تعریف و توصیفی از عکاسی ، باید بگوئیم که این کار فقط یک عمل ضبط و ثبت ماشینی
نیست ، و صفت خوب را تنها به عکاسی میتوانیم اطلاق کنیم که اولا بتواند موضوعهای جالب را
ببیند و ثانیا پس از دیدن ، آنرا طی یک رشته اعمال شخصی در ضمیر خود بپروراند . نتیجه همه
اینها ، تصویری خواهد بود استخراج شده از میان احساسها و ادراکهای عکاس .
 
آخرین ویرایش:

جدیدترین ارسال ها

بالا