با وجود تکامل قابل ملاحضه فن عکاسی و کیفیت آن ، دوربین از هرچه گذشته ماشینی است که باید
هدایت شود ، ماشینی عاری از حس ، عاجز از دیدن و برگزیدن .
آنچه در یک عکس مهم است وسیله ای نیست که آنرا گرفته ، بلکه عکاسی است که آنرا پدید آورده
است . بهترین عکاس نیز همیشه کسی نیست که گرانترین دوربین را دارد .
این عکاس است نه دوربین که بهترین عکسها را به وجود میاورد . بسیارند عکاسان هنرمندی که با
استفاده از وسایل بسیار ساده آثار پر ارزشی خلق میکنند . توصیف آنچه به تصاویر هنرمندان ارزش
میبخشد آسان نیست . هنر ، فی نفسه ، چیزی نیست که بتوان برای خلق آن نسخه نوشت . بیان هنری
امری است فطری و غریزی و اکثرا بیش از معلومات و اطلاعات به احساسات نیاز دارد . بنابراین
اگر بخواهیم از پیش بدانیم فلان عکس چرا ، چگونه و به چه دلیل یک اثر هنری خواهد بود امر
بسیار دشواری را خواستار شده ایم .
عکس موفق و عکس خوب :
عکس موفق تصویری است واضح و خوانا . این تمام تعریفی است که میتوانیم بکنیم . هرکس با
دوربینهای خوب که فراوان هم هستند ، میتواند در تمام عکسهایی که میگیرد موفق باشد .
عکس خوب تصویری است که توجه ما را جلب میکند و با ما رابطه بر قرار میسازد . چون یک
لحظه مهم ، یک حالت ناپایدار، یک ژست پرمعنی را ضبط کرده است ، یا اینکه با وضعی خوش
آیند ، کسی ، منظره ای و یا شکلی از طبیعت را به ما عرضه میدارد . و یا اینکه آنها را با دیدی
تازه و غیر معمول ارائه میکند یا معلومات و اطلاعات تازه ای از جهان ناشناخته برای ما میاورد
ارائه کردن ، اطلاع دادن ، آموختن ، به یاد آوردن و مجسم ساختن برخی از ویژگی های یک عکس
خوب است .
آنچه میتواند به عکس ارزش بدهد بیش از هر چیز محتوای پر معنی و قدرت تجسم آن است .
عکاسان مبتدی تمایل زیادی دارند که در حد امکان عوامل و عناصر بیشتری وارد کادر تصویر
بکنند . مثلا میخواهند در یک عکس ، حتما همه افراد خانواده را در برابر تمامی یک منظره جای
بدهند . این بهترین وسیله شناختن یک عکس بی ارزش است . ریز شدن موضوع و فراوانی جزئیاتی
که چشم بیننده را گمراه میکند ، تصویری درهم و آشفته پدید میاورد که به نظر میرسد انسان هزاران
بار آنرا دیده است . در برابر چنین موضوعی باید تصمیم به انتخاب گرفت : یا اشخاص یا منظره .
در صورت انتخاب اشخاص : نقطه دید نزدیکتر و کادر فشرده تر مشاهده خطوط و حالات چهره را
امکانپذیر خواهد ساخت و دکدر جالب طبیعت و منظره ، زمینه زیبایی برای عکس به وجود خواهد
آورد .
در صورت انتخاب دوم : خطوط ظریف و پر حالت منظره ، ترتیب پلانهای مختلف ، زیبایی
روشنایی ضد نور و دیگر چیزهای دلپذیر است که باید در ثبت آنها کوشید .اگر اشخاصی در چنین
عکسی حضور داشته باشند باید در پلان دور به شکل نقطه های ریز ، در نقش وزنه متعادل کننده ،
(کنتر پوان بصری) ظاهر شوند : یعنی انسان در حضور طبیعت .
لحظه : مشخصه اصلی عکسی که یک موجودزنده یا موضوع متحرکی را نشان میدهد لحظه است
(یک لحظه قطعی). هر حرکت موجود زنده در لحظه ای به اوج خود میرسد ، این لحظه عصاره ای
است از تمام آنچه گذشته و همه آنچه خواهد رسید (مثل ورزشکاری در حال پرش). در حرکتهای
مرکب نیز چنین لحظاتی را باید شکار کرد : مثل هزاران چهره متوجه به یک نقطه ، یا صدها دست
دراز شده به یک سمت . این عکسها اگر یک لحظه زودتر یا یک لحظه دیرتر گرفته شوند همه لطف
و معنای خود را از دست میدهند .
توفیق یک عکس بستگی به دارد به اینکه عکاس بتواند واقعه را پیش بینی کند . این تقریبا یک حس
ششم است که عکاسان بزرگ خبری و متخصص پرتره به طور ذاتی صاحب آنها هستند . اما در
افرادی که فراوان و بی دریغ عکس می گیرند نیز این حس به طور عجیبی نشو و نما میکند و قدرت
می یابد . لحظه را نمیتوان از پیش ساخت و حاضر کرد . مثلا گفتن (( حاضر ! تکان نخورید ! لبخند
بزنید ! )) جز چهره ای منقبض که تقلیدی از لبخند در آن نقش بسته ، چیزی به شما تحویل نخواهد
داد .
هدایت شود ، ماشینی عاری از حس ، عاجز از دیدن و برگزیدن .
آنچه در یک عکس مهم است وسیله ای نیست که آنرا گرفته ، بلکه عکاسی است که آنرا پدید آورده
است . بهترین عکاس نیز همیشه کسی نیست که گرانترین دوربین را دارد .
این عکاس است نه دوربین که بهترین عکسها را به وجود میاورد . بسیارند عکاسان هنرمندی که با
استفاده از وسایل بسیار ساده آثار پر ارزشی خلق میکنند . توصیف آنچه به تصاویر هنرمندان ارزش
میبخشد آسان نیست . هنر ، فی نفسه ، چیزی نیست که بتوان برای خلق آن نسخه نوشت . بیان هنری
امری است فطری و غریزی و اکثرا بیش از معلومات و اطلاعات به احساسات نیاز دارد . بنابراین
اگر بخواهیم از پیش بدانیم فلان عکس چرا ، چگونه و به چه دلیل یک اثر هنری خواهد بود امر
بسیار دشواری را خواستار شده ایم .
عکس موفق و عکس خوب :
عکس موفق تصویری است واضح و خوانا . این تمام تعریفی است که میتوانیم بکنیم . هرکس با
دوربینهای خوب که فراوان هم هستند ، میتواند در تمام عکسهایی که میگیرد موفق باشد .
عکس خوب تصویری است که توجه ما را جلب میکند و با ما رابطه بر قرار میسازد . چون یک
لحظه مهم ، یک حالت ناپایدار، یک ژست پرمعنی را ضبط کرده است ، یا اینکه با وضعی خوش
آیند ، کسی ، منظره ای و یا شکلی از طبیعت را به ما عرضه میدارد . و یا اینکه آنها را با دیدی
تازه و غیر معمول ارائه میکند یا معلومات و اطلاعات تازه ای از جهان ناشناخته برای ما میاورد
ارائه کردن ، اطلاع دادن ، آموختن ، به یاد آوردن و مجسم ساختن برخی از ویژگی های یک عکس
خوب است .
آنچه میتواند به عکس ارزش بدهد بیش از هر چیز محتوای پر معنی و قدرت تجسم آن است .
عکاسان مبتدی تمایل زیادی دارند که در حد امکان عوامل و عناصر بیشتری وارد کادر تصویر
بکنند . مثلا میخواهند در یک عکس ، حتما همه افراد خانواده را در برابر تمامی یک منظره جای
بدهند . این بهترین وسیله شناختن یک عکس بی ارزش است . ریز شدن موضوع و فراوانی جزئیاتی
که چشم بیننده را گمراه میکند ، تصویری درهم و آشفته پدید میاورد که به نظر میرسد انسان هزاران
بار آنرا دیده است . در برابر چنین موضوعی باید تصمیم به انتخاب گرفت : یا اشخاص یا منظره .
در صورت انتخاب اشخاص : نقطه دید نزدیکتر و کادر فشرده تر مشاهده خطوط و حالات چهره را
امکانپذیر خواهد ساخت و دکدر جالب طبیعت و منظره ، زمینه زیبایی برای عکس به وجود خواهد
آورد .
در صورت انتخاب دوم : خطوط ظریف و پر حالت منظره ، ترتیب پلانهای مختلف ، زیبایی
روشنایی ضد نور و دیگر چیزهای دلپذیر است که باید در ثبت آنها کوشید .اگر اشخاصی در چنین
عکسی حضور داشته باشند باید در پلان دور به شکل نقطه های ریز ، در نقش وزنه متعادل کننده ،
(کنتر پوان بصری) ظاهر شوند : یعنی انسان در حضور طبیعت .
لحظه : مشخصه اصلی عکسی که یک موجودزنده یا موضوع متحرکی را نشان میدهد لحظه است
(یک لحظه قطعی). هر حرکت موجود زنده در لحظه ای به اوج خود میرسد ، این لحظه عصاره ای
است از تمام آنچه گذشته و همه آنچه خواهد رسید (مثل ورزشکاری در حال پرش). در حرکتهای
مرکب نیز چنین لحظاتی را باید شکار کرد : مثل هزاران چهره متوجه به یک نقطه ، یا صدها دست
دراز شده به یک سمت . این عکسها اگر یک لحظه زودتر یا یک لحظه دیرتر گرفته شوند همه لطف
و معنای خود را از دست میدهند .
توفیق یک عکس بستگی به دارد به اینکه عکاس بتواند واقعه را پیش بینی کند . این تقریبا یک حس
ششم است که عکاسان بزرگ خبری و متخصص پرتره به طور ذاتی صاحب آنها هستند . اما در
افرادی که فراوان و بی دریغ عکس می گیرند نیز این حس به طور عجیبی نشو و نما میکند و قدرت
می یابد . لحظه را نمیتوان از پیش ساخت و حاضر کرد . مثلا گفتن (( حاضر ! تکان نخورید ! لبخند
بزنید ! )) جز چهره ای منقبض که تقلیدی از لبخند در آن نقش بسته ، چیزی به شما تحویل نخواهد
داد .
(( حیات متوقف نمیشود ، وظیفه عکاس است که بهترین لحظات آن را به چنگ آورد ))
آخرین ویرایش:









