Little-Demon
Well-Known Member
سلام...
بي مقدمه حرفم رو مي زنم...
شايد اين پست از نظر بعضي ها خلاف قوانين باشه..
.ولي نمي دونم هميشه تو انجمن ها كار و تلاش مطرح نيست..احساس هم مطرح هست...
اين بار نه سوال دارم و نه مي خوام چيزي رو معرفي كنم...
اين بار شكايت دارم ....از همه ....همه سهم دارن...يه نفر 0% و يه نفر 100% ..هركي يه سهمي داره...البته براي
خيلي ها كه خودشون مي دونند...اين پست هيچ اهميتي نداره ....براي خيلي هام قابل درك نيست چون واقعا بيچاره ها در جريان نيستند...
ولي هدف اصلي اونايي ان كه مي دونند تقصير كارن ولي ميخوان خودشون رو بي خبر جلوه بدن ..من با اونا كار دارم....گرچه شايد وجدان ها شون مرده باشه.
.
ولي بازم ميگم...يه عضو...هر كي ميخواد باشه...پسر رئيس جمهور يا يه گداي عاجز...هر كس.....تو اين انجمن ها حق داره ....
به نظر من حتي اون اعضايي هم كه اولين پستشون رو مي زنند. و حتي به خاطر عكسشون يه نفر ديگه رو به ذوق ميارن اونام حق دارن چه برسه به بقيه...
پس تا اينجا انگار همه بر گردن هم و انجمن حق داريم...و همين طور بر عكس....گرچه اينجا كسي از ديگري خواهش نكرده كه بيا تو انجمن و دعوت نامه هم ندادن...
افراد خودشون ميان ...ولي بيخودي هم نيست..بالاخره همه تو اين محيط واقع شدن...و رو قانون طبيعت كه وحشيانه ترين قانون دنياست هم بخوايم حساب كنيم ...حتي اون شته كه به برگ درخت ها ميچسبه به اندازه يه شير بالغ حق داره ....اين كثيف ترين قانونه....قانون جنگل....حتي توي اين هم اين چيزا رعايت ميشه...
ولي..............................
فكرمي كنم يه خبرايي شده اينجا...هيچ انتظاري از بچه هاي اين انجمن ندارم....چون اونا مديون من نيستن..اگه هم يه روزي مشكلي از كسي حل كردم كه اون روز رو به قول بعضي ها يادم نمياد و چنين روزي نبوده..بازم بچه ها مديون من نيستن ...و مديون انجمن و مديراش هستن....بله انجمن....چون اين فضا بود كه همه ما رو دور هم جمع كرد ...اين فضا صميميت ها رو شكل داد و اين فضا قلب ها رو صاف كرد ....از طرفي عده اي از اين فضا برداشت هاي ديگه اي كردن.....و قلب ها رو كثيف و كثيف تر كردن و فاصله گرفتن قلب ها از هم...خيلي برام سخته باورش..خوب حالا طرف ديگه : خودم رو معرفي نكردم... بفرمائيد :
خيلي ها با من آشنا هستن و شايد هم يكي دوتايي ادعا كنند كه خوب منو ميشناسن ولي بايد به همه بگم كه متاسفم من خودم رو درست معرفي نكردم...از روز اول...يه آدم با كلي آرزو --آرزوهاي بزرگ...با يه اراده ضعيف به قول بعضي ها...با يه رفتار بچه گانه به قول كسي كه منو ديوونه كرد با اين حرفش...مطمئنم از اولين خواننده هاي اين نامه است..اين آدم به خاطر مسائلي به آرزوهاش نمي رسه و تك تك پر مي زنند.....تصميم ميگيره خودشو با دنياي مجازي سرگرم كنه....اينترنت....
از اولين چيزايي كه نظرش رو جلب مي كنه اين سايت هست....چون چيزايي كه اون آدم مي خواسته تو همين جا همش پيدا ميشه....اين آدم خيلي بچه بود كه ميومد اينجا..وقتي كه كسي فكرش رو نمي كرد....اين آدم با شوق اومد با شوق برداشتن مطالب مفيد مثل اكثر تازه كارا....به صميميت و دوستي اعضا فكر نمي كرد....اصلا...هيچ فكر نمي كرد كه با فشار دادن يه دكمه تشكر چقدر دل اون شخصي كه آموزش رو گزاشته رو شاد مي كنه و روحيه ميده بهش....ولي خوب كار خودش رو مي كرد...تا اين كه يه بار به قسمت سوالات اومد و خودش چشمش به يه سوال بي جواب افتاد ....با كنجكاوي خوندش ديد همشو بلده خيلي ساده است...پس براي طرف جواب رو نوشت..و روز به روز ميومد رو خط تا ببينه اون شخص كي مياد جوابشو بگيره......تا بالاخره متوجه شد كه اون شخص همون اوليل كار جواب رو خونده ...و هيچ تشكر خشك و خالي اي هم ن كرده....خيلي خورد تو ذوقش...و اين كمرش رو خرد كرد تازه يادش افتاد كه خودش هم همين بوده كارش ...بنابر اين به افرادي كه تشكر هاشون زياد بود و پست زياد داشتن توجه كرد گفت پس منم ميتونم مسل اينا باشم....
ميبينيد ؟ با اين انگيزه......خوب....هنوز سرش نمي شد صفا و دوستي انجمن چيه به خاطر تشكر جواب پست ها رو ميداد.....خيلي مسخره است...اون يه بچه بود ...يه بچه ..فقط همين....وقتي يه سال گزشت كم كم ديدي اين تشكر ها و اين پست ها به هيچ كاري نمي خورند..پس فكرش رو عوض كرد ...ديري نگزشت كه تونست رضايت قلبي خودش و نه اعضا رو كم كم بدست بياره..يعني يه فرد مفيد تو انجمن واقع بشه.... مشخصه هاي بدي داشت ..خيلي بد...به خاطر اجراي قوانين انجمن...چندين بار..چند نفر رو دلشون رو شكست و باعث گناه بزرگي شد....رفتارش تحقير كننده بود و هزار عيب ديگه ...ولي چيكار كنه ؟ يه موجود كه به همينا عادت كرده بود حتما اطرافيان با اون همين كار رو مي كردند..؟ پس از كي الگو گرفته اون ؟
خوب وان بدبخت سعي كرد خودشو از تو لجن بكشه بيرون....ولي اسير يه حس خبيس شد وبزرگترين خيانت رو به يكي از اعضا كرد...كه بخشيدني نيست...اينم از اين ..اون فرد اونو بخشيد با اين حال و اين اونو پست تر از پس كرد
رفتارش رو صحيح كرد حداقل تو طاهر كار...سعي كرد نرم برخورد كنه....با وجود دشمناي خارجي و داخل...اهميت نداد و جلو رفت ....تا اين كه محبوبيتي خاص رو بدست آورد..اون هم در غياب فرد يا افراد فعلا انجمن....ولي با برگشت اونا....دوباره اون حس كثيف اومد و جنايات.....و بد اخلاقي ها و ...خوب بازم شكست خورده بود...خيلي دلم ميسوزه...موجودي كه هر جايي مي رفت توي گوشه هاي اتاق مي نشست و هيچ چي نمي گفت. همه مي گفتن افسرده اس....كم كم از اون حالت در اومده بود..چون با بچه هاي انجمن اخت شده بود....حس كرده بود كه تنها نيست ...خيلي دوستاي خوب داره...آقا بالاسر هم داره ...كسي كه مي فهمه اونو....براي همين شوقش زياد شد....يه مدت پيش رفت ...تا به دلايلي نتوسنت بياد انجمن ...و وقتي برگشت...هيچ كس اونو تحويل نگرفت....تموم دوستا ..تصور مي كرد اون حس خشك و سرد دوباره اومده ...
صميمي ترين ها تو انجمن با اون مثل يه حيوون برخورد مي كنند ..كسي كه از بچه ها اون صميميت رو ديده بود اين براش حكم اعدام رو داشت....براي بعضي ها اين كار يه مسخره بازي هست...و اين نامه يه انشاي خيالي....اين چيزيه كه دائما ذكر لباشونه..و مي گن .: اهميت نده..چون اونا خيلي بزرگن...خيلي.....خيلي ولي براي اون فرد چي ؟ يه عضو كوچيك ؟ چي كار ميتونه بكنه ؟مثل اينكه خانواده تردش كنند....سخته ؟ نه ؟ همه براشون بي تفاوت....هست شايد به خاطر عدم يه خداحافظي بوده ولي نه .....چرا همه با هم اين حس رو نسبت به اون پيدا مي كنن؟ حتما كاري كردهك چنين رفتاري به نظر من مستلزم جنايته هست يه جنايت بزگ فقط و فقط..خوب من جنايتم چي بود ؟ كسي رو نكشتم...؟ كشتم ؟ كسي رو خوار كردم ؟ فكر نمي كنم..خيلي از اين ماجرا مي گزره..ولي شايد اين تواس كارامه.....شايد روزگار و بعضي از افراد داخل روزگار
خواستن منو خوار كنن...باشه من آماده ام....كاري كه با من شد ....با هيچ كس ديگه نشد.....حالم از حرفاي كليشه اي بعضي ها بهم ميخوره كه ميخوان موضوع رو خوب جلوه بدن و با جمله هاي مثل:
تو اشتباه مي كني..كي همچين حرفي زده ؟ يكم رو كارات فكر كن....تو داري همه چيز رو با هم قاطي مي كني ...
خوب اين يه اشتباهه به نظر شما....ولي بعضي وقت ها اشتباه ها درست ازآب در ميان.....چرا اگه اشتباهه يه دفعه اي و همگي ؟
از همه تشكر مي كنم ....هر كسي به نوبه خودش با خوبي يا بدي حق خودش رو نسبت به من ادا كرد..
از همه در خواست دارم كه منو حلال كنن......منم كه خود به خو دهمه رو حلال كردم .....
ولي: اين حق يه عضو ساده مثل من نبود... اين يه زخم بزرگ بود رو قلب من ..همين. چند نفر خیلی ظلم بزرگی به من کردن که دیگه نتونستم تحمل کنم...گرچه همه هیچ اهمیتی نمی دن به این چیزا تو نت و براشون عادیه و می گن یارو دیوونه است ولی از همین جا خیلی چیزا شکل میگیره..
همگي خداحافظ....براي هميشه....اينا رو هم نمي نويسم كه بيان همه خواهش كنن كه برگرد آخه چرا و ....
چون ميدونم من ديگه مردم تو اين انجمن........مردم..
.
خيلي از زندگي زده شدم..كمتر كسي جدي ميگيره اينو..من رو اين مسائل حساسم.ولي نا اميد نيستم..
دلم خوشه كه حداقل يكي هست كه منو تنها نزاره و هميشه دوستم داره با همه بدي هام...خداي من همه كس من...
بدردود انجمن مالتي مديا بيلدر...خوش باشيد......
جاداره در آخر از بهترين هام تشكر كنم...:
حامد گلم كه مثل يه برادر بود برام...
مهران عزيزم كه اونم خيلي بهش ظلم كردم....
حسين عزيز...سامان عزيز...بهمن خان خودم.. پيمان عزيز...ناصر عزيز...سجاد عزيز...جواد عزيز...پيام عزيز..و مجتبي صالح عزيز كه اميدوارم به خاطر اون حركت منو ببخشه.من هيچ چي تو دلم نيست.و آلت255 عزيز كه واقعا شرمنده شم..چون الان اسمش رو يادم رفته و تمامي عزيزاني كه شرمنده شونم چون اسماشون رو يادم رفته ...
و در آخر از شادي خانم كه واقعا بايد منو ببخشه...به خاطر.....هنوز يادم نرفته.
دست همتون رو مي بوسم.(بغض نمي زاره همه چي رو بنويسم.)..همگي موفق باشيد
(در این دنیای ما گریاندن یک شخصی مانند نوشیدن یک لیوان آب ساده است . ولی پاک کردن اشک یک نفر و بدست آوردن دل یک نفر واقعا هنر است.. هنر...)
خــــــــــــــــــــــــــــداحــــــــــــــــــــــــــــــــافـــــــــــــــــــــــــــــــــــظ

بي مقدمه حرفم رو مي زنم...
شايد اين پست از نظر بعضي ها خلاف قوانين باشه..
.ولي نمي دونم هميشه تو انجمن ها كار و تلاش مطرح نيست..احساس هم مطرح هست...اين بار نه سوال دارم و نه مي خوام چيزي رو معرفي كنم...

اين بار شكايت دارم ....از همه ....همه سهم دارن...يه نفر 0% و يه نفر 100% ..هركي يه سهمي داره...البته براي
خيلي ها كه خودشون مي دونند...اين پست هيچ اهميتي نداره ....براي خيلي هام قابل درك نيست چون واقعا بيچاره ها در جريان نيستند...
ولي هدف اصلي اونايي ان كه مي دونند تقصير كارن ولي ميخوان خودشون رو بي خبر جلوه بدن ..من با اونا كار دارم....گرچه شايد وجدان ها شون مرده باشه.
.ولي بازم ميگم...يه عضو...هر كي ميخواد باشه...پسر رئيس جمهور يا يه گداي عاجز...هر كس.....تو اين انجمن ها حق داره ....
به نظر من حتي اون اعضايي هم كه اولين پستشون رو مي زنند. و حتي به خاطر عكسشون يه نفر ديگه رو به ذوق ميارن اونام حق دارن چه برسه به بقيه...
پس تا اينجا انگار همه بر گردن هم و انجمن حق داريم...و همين طور بر عكس....گرچه اينجا كسي از ديگري خواهش نكرده كه بيا تو انجمن و دعوت نامه هم ندادن...

افراد خودشون ميان ...ولي بيخودي هم نيست..بالاخره همه تو اين محيط واقع شدن...و رو قانون طبيعت كه وحشيانه ترين قانون دنياست هم بخوايم حساب كنيم ...حتي اون شته كه به برگ درخت ها ميچسبه به اندازه يه شير بالغ حق داره ....اين كثيف ترين قانونه....قانون جنگل....حتي توي اين هم اين چيزا رعايت ميشه...
ولي..............................
فكرمي كنم يه خبرايي شده اينجا...هيچ انتظاري از بچه هاي اين انجمن ندارم....چون اونا مديون من نيستن..اگه هم يه روزي مشكلي از كسي حل كردم كه اون روز رو به قول بعضي ها يادم نمياد و چنين روزي نبوده..بازم بچه ها مديون من نيستن ...و مديون انجمن و مديراش هستن....بله انجمن....چون اين فضا بود كه همه ما رو دور هم جمع كرد ...اين فضا صميميت ها رو شكل داد و اين فضا قلب ها رو صاف كرد ....از طرفي عده اي از اين فضا برداشت هاي ديگه اي كردن.....و قلب ها رو كثيف و كثيف تر كردن و فاصله گرفتن قلب ها از هم...خيلي برام سخته باورش..خوب حالا طرف ديگه : خودم رو معرفي نكردم... بفرمائيد :
خيلي ها با من آشنا هستن و شايد هم يكي دوتايي ادعا كنند كه خوب منو ميشناسن ولي بايد به همه بگم كه متاسفم من خودم رو درست معرفي نكردم...از روز اول...يه آدم با كلي آرزو --آرزوهاي بزرگ...با يه اراده ضعيف به قول بعضي ها...با يه رفتار بچه گانه به قول كسي كه منو ديوونه كرد با اين حرفش...مطمئنم از اولين خواننده هاي اين نامه است..اين آدم به خاطر مسائلي به آرزوهاش نمي رسه و تك تك پر مي زنند.....تصميم ميگيره خودشو با دنياي مجازي سرگرم كنه....اينترنت....
از اولين چيزايي كه نظرش رو جلب مي كنه اين سايت هست....چون چيزايي كه اون آدم مي خواسته تو همين جا همش پيدا ميشه....اين آدم خيلي بچه بود كه ميومد اينجا..وقتي كه كسي فكرش رو نمي كرد....اين آدم با شوق اومد با شوق برداشتن مطالب مفيد مثل اكثر تازه كارا....به صميميت و دوستي اعضا فكر نمي كرد....اصلا...هيچ فكر نمي كرد كه با فشار دادن يه دكمه تشكر چقدر دل اون شخصي كه آموزش رو گزاشته رو شاد مي كنه و روحيه ميده بهش....ولي خوب كار خودش رو مي كرد...تا اين كه يه بار به قسمت سوالات اومد و خودش چشمش به يه سوال بي جواب افتاد ....با كنجكاوي خوندش ديد همشو بلده خيلي ساده است...پس براي طرف جواب رو نوشت..و روز به روز ميومد رو خط تا ببينه اون شخص كي مياد جوابشو بگيره......تا بالاخره متوجه شد كه اون شخص همون اوليل كار جواب رو خونده ...و هيچ تشكر خشك و خالي اي هم ن كرده....خيلي خورد تو ذوقش...و اين كمرش رو خرد كرد تازه يادش افتاد كه خودش هم همين بوده كارش ...بنابر اين به افرادي كه تشكر هاشون زياد بود و پست زياد داشتن توجه كرد گفت پس منم ميتونم مسل اينا باشم....
ميبينيد ؟ با اين انگيزه......خوب....هنوز سرش نمي شد صفا و دوستي انجمن چيه به خاطر تشكر جواب پست ها رو ميداد.....خيلي مسخره است...اون يه بچه بود ...يه بچه ..فقط همين....وقتي يه سال گزشت كم كم ديدي اين تشكر ها و اين پست ها به هيچ كاري نمي خورند..پس فكرش رو عوض كرد ...ديري نگزشت كه تونست رضايت قلبي خودش و نه اعضا رو كم كم بدست بياره..يعني يه فرد مفيد تو انجمن واقع بشه.... مشخصه هاي بدي داشت ..خيلي بد...به خاطر اجراي قوانين انجمن...چندين بار..چند نفر رو دلشون رو شكست و باعث گناه بزرگي شد....رفتارش تحقير كننده بود و هزار عيب ديگه ...ولي چيكار كنه ؟ يه موجود كه به همينا عادت كرده بود حتما اطرافيان با اون همين كار رو مي كردند..؟ پس از كي الگو گرفته اون ؟
خوب وان بدبخت سعي كرد خودشو از تو لجن بكشه بيرون....ولي اسير يه حس خبيس شد وبزرگترين خيانت رو به يكي از اعضا كرد...كه بخشيدني نيست...اينم از اين ..اون فرد اونو بخشيد با اين حال و اين اونو پست تر از پس كرد
رفتارش رو صحيح كرد حداقل تو طاهر كار...سعي كرد نرم برخورد كنه....با وجود دشمناي خارجي و داخل...اهميت نداد و جلو رفت ....تا اين كه محبوبيتي خاص رو بدست آورد..اون هم در غياب فرد يا افراد فعلا انجمن....ولي با برگشت اونا....دوباره اون حس كثيف اومد و جنايات.....و بد اخلاقي ها و ...خوب بازم شكست خورده بود...خيلي دلم ميسوزه...موجودي كه هر جايي مي رفت توي گوشه هاي اتاق مي نشست و هيچ چي نمي گفت. همه مي گفتن افسرده اس....كم كم از اون حالت در اومده بود..چون با بچه هاي انجمن اخت شده بود....حس كرده بود كه تنها نيست ...خيلي دوستاي خوب داره...آقا بالاسر هم داره ...كسي كه مي فهمه اونو....براي همين شوقش زياد شد....يه مدت پيش رفت ...تا به دلايلي نتوسنت بياد انجمن ...و وقتي برگشت...هيچ كس اونو تحويل نگرفت....تموم دوستا ..تصور مي كرد اون حس خشك و سرد دوباره اومده ...
صميمي ترين ها تو انجمن با اون مثل يه حيوون برخورد مي كنند ..كسي كه از بچه ها اون صميميت رو ديده بود اين براش حكم اعدام رو داشت....براي بعضي ها اين كار يه مسخره بازي هست...و اين نامه يه انشاي خيالي....اين چيزيه كه دائما ذكر لباشونه..و مي گن .: اهميت نده..چون اونا خيلي بزرگن...خيلي.....خيلي ولي براي اون فرد چي ؟ يه عضو كوچيك ؟ چي كار ميتونه بكنه ؟مثل اينكه خانواده تردش كنند....سخته ؟ نه ؟ همه براشون بي تفاوت....هست شايد به خاطر عدم يه خداحافظي بوده ولي نه .....چرا همه با هم اين حس رو نسبت به اون پيدا مي كنن؟ حتما كاري كردهك چنين رفتاري به نظر من مستلزم جنايته هست يه جنايت بزگ فقط و فقط..خوب من جنايتم چي بود ؟ كسي رو نكشتم...؟ كشتم ؟ كسي رو خوار كردم ؟ فكر نمي كنم..خيلي از اين ماجرا مي گزره..ولي شايد اين تواس كارامه.....شايد روزگار و بعضي از افراد داخل روزگار
خواستن منو خوار كنن...باشه من آماده ام....كاري كه با من شد ....با هيچ كس ديگه نشد.....حالم از حرفاي كليشه اي بعضي ها بهم ميخوره كه ميخوان موضوع رو خوب جلوه بدن و با جمله هاي مثل:
تو اشتباه مي كني..كي همچين حرفي زده ؟ يكم رو كارات فكر كن....تو داري همه چيز رو با هم قاطي مي كني ...
خوب اين يه اشتباهه به نظر شما....ولي بعضي وقت ها اشتباه ها درست ازآب در ميان.....چرا اگه اشتباهه يه دفعه اي و همگي ؟
از همه تشكر مي كنم ....هر كسي به نوبه خودش با خوبي يا بدي حق خودش رو نسبت به من ادا كرد..

از همه در خواست دارم كه منو حلال كنن......منم كه خود به خو دهمه رو حلال كردم .....

ولي: اين حق يه عضو ساده مثل من نبود... اين يه زخم بزرگ بود رو قلب من ..همين. چند نفر خیلی ظلم بزرگی به من کردن که دیگه نتونستم تحمل کنم...گرچه همه هیچ اهمیتی نمی دن به این چیزا تو نت و براشون عادیه و می گن یارو دیوونه است ولی از همین جا خیلی چیزا شکل میگیره..
همگي خداحافظ....براي هميشه....اينا رو هم نمي نويسم كه بيان همه خواهش كنن كه برگرد آخه چرا و ....

چون ميدونم من ديگه مردم تو اين انجمن........مردم..
.خيلي از زندگي زده شدم..كمتر كسي جدي ميگيره اينو..من رو اين مسائل حساسم.ولي نا اميد نيستم..
دلم خوشه كه حداقل يكي هست كه منو تنها نزاره و هميشه دوستم داره با همه بدي هام...خداي من همه كس من...
بدردود انجمن مالتي مديا بيلدر...خوش باشيد......
جاداره در آخر از بهترين هام تشكر كنم...:
حامد گلم كه مثل يه برادر بود برام...
مهران عزيزم كه اونم خيلي بهش ظلم كردم....
حسين عزيز...سامان عزيز...بهمن خان خودم.. پيمان عزيز...ناصر عزيز...سجاد عزيز...جواد عزيز...پيام عزيز..و مجتبي صالح عزيز كه اميدوارم به خاطر اون حركت منو ببخشه.من هيچ چي تو دلم نيست.و آلت255 عزيز كه واقعا شرمنده شم..چون الان اسمش رو يادم رفته و تمامي عزيزاني كه شرمنده شونم چون اسماشون رو يادم رفته ...
و در آخر از شادي خانم كه واقعا بايد منو ببخشه...به خاطر.....هنوز يادم نرفته.
دست همتون رو مي بوسم.(بغض نمي زاره همه چي رو بنويسم.)..همگي موفق باشيد
(در این دنیای ما گریاندن یک شخصی مانند نوشیدن یک لیوان آب ساده است . ولی پاک کردن اشک یک نفر و بدست آوردن دل یک نفر واقعا هنر است.. هنر...)
خــــــــــــــــــــــــــــداحــــــــــــــــــــــــــــــــافـــــــــــــــــــــــــــــــــــظ










