بیوگرافی من....و خداحافظی

وضعیت
موضوع بسته شده است.

Little-Demon

Well-Known Member
سلام...:sad:
بي مقدمه حرفم رو مي زنم...
شايد اين پست از نظر بعضي ها خلاف قوانين باشه..:neutral:.ولي نمي دونم هميشه تو انجمن ها كار و تلاش مطرح نيست..احساس هم مطرح هست...
اين بار نه سوال دارم و نه مي خوام چيزي رو معرفي كنم...:wink:
اين بار شكايت دارم ....از همه ....همه سهم دارن...يه نفر 0% و يه نفر 100% ..هركي يه سهمي داره...البته براي
خيلي ها كه خودشون مي دونند...اين پست هيچ اهميتي نداره ....براي خيلي هام قابل درك نيست چون واقعا بيچاره ها در جريان نيستند...
ولي هدف اصلي اونايي ان كه مي دونند تقصير كارن ولي ميخوان خودشون رو بي خبر جلوه بدن ..من با اونا كار دارم....گرچه شايد و‍جدان ها شون مرده باشه.:sad:.
ولي بازم ميگم...يه عضو...هر كي ميخواد باشه...پسر رئيس جمهور يا يه گداي عاجز...هر كس.....تو اين انجمن ها حق داره ....
به نظر من حتي اون اعضايي هم كه اولين پستشون رو مي زنند. و حتي به خاطر عكسشون يه نفر ديگه رو به ذوق ميارن اونام حق دارن چه برسه به بقيه...
پس تا اينجا انگار همه بر گردن هم و انجمن حق داريم...و همين طور بر عكس....گرچه اينجا كسي از ديگري خواهش نكرده كه بيا تو انجمن و دعوت نامه هم ندادن...:wink:
افراد خودشون ميان ...ولي بيخودي هم نيست..بالاخره همه تو اين محيط واقع شدن...و رو قانون طبيعت كه وحشيانه ترين قانون دنياست هم بخوايم حساب كنيم ...حتي اون شته كه به برگ درخت ها ميچسبه به اندازه يه شير بالغ حق داره ....اين كثيف ترين قانونه....قانون جنگل....حتي توي اين هم اين چيزا رعايت ميشه...
ولي..............................
فكرمي كنم يه خبرايي شده اينجا...هيچ انتظاري از بچه هاي اين انجمن ندارم....چون اونا مديون من نيستن..اگه هم يه روزي مشكلي از كسي حل كردم كه اون روز رو به قول بعضي ها يادم نمياد و چنين روزي نبوده..بازم بچه ها مديون من نيستن ...و مديون انجمن و مديراش هستن....بله انجمن....چون اين فضا بود كه همه ما رو دور هم جمع كرد ...اين فضا صميميت ها رو شكل داد و اين فضا قلب ها رو صاف كرد ....از طرفي عده اي از اين فضا برداشت هاي ديگه اي كردن.....و قلب ها رو كثيف و كثيف تر كردن و فاصله گرفتن قلب ها از هم...خيلي برام سخته باورش..خوب حالا طرف ديگه : خودم رو معرفي نكردم... بفرمائيد :
خيلي ها با من آشنا هستن و شايد هم يكي دوتايي ادعا كنند كه خوب منو ميشناسن ولي بايد به همه بگم كه متاسفم من خودم رو درست معرفي نكردم...از روز اول...يه آدم با كلي آرزو --آرزوهاي بزرگ...با يه اراده ضعيف به قول بعضي ها...با يه رفتار بچه گانه به قول كسي كه منو ديوونه كرد با اين حرفش...مطمئنم از اولين خواننده هاي اين نامه است..اين آدم به خاطر مسائلي به آرزوهاش نمي رسه و تك تك پر مي زنند.....تصميم ميگيره خودشو با دنياي مجازي سرگرم كنه....اينترنت....
از اولين چيزايي كه نظرش رو جلب مي كنه اين سايت هست....چون چيزايي كه اون آدم مي خواسته تو همين جا همش پيدا ميشه....اين آدم خيلي بچه بود كه ميومد اينجا..وقتي كه كسي فكرش رو نمي كرد....اين آدم با شوق اومد با شوق برداشتن مطالب مفيد مثل اكثر تازه كارا....به صميميت و دوستي اعضا فكر نمي كرد....اصلا...هيچ فكر نمي كرد كه با فشار دادن يه دكمه تشكر چقدر دل اون شخصي كه آموزش رو گزاشته رو شاد مي كنه و روحيه ميده بهش....ولي خوب كار خودش رو مي كرد...تا اين كه يه بار به قسمت سوالات اومد و خودش چشمش به يه سوال بي جواب افتاد ....با كنجكاوي خوندش ديد همشو بلده خيلي ساده است...پس براي طرف جواب رو نوشت..و روز به روز ميومد رو خط تا ببينه اون شخص كي مياد جوابشو بگيره......تا بالاخره متوجه شد كه اون شخص همون اوليل كار جواب رو خونده ...و هيچ تشكر خشك و خالي اي هم ن كرده....خيلي خورد تو ذوقش...و اين كمرش رو خرد كرد تازه يادش افتاد كه خودش هم همين بوده كارش ...بنابر اين به افرادي كه تشكر هاشون زياد بود و پست زياد داشتن توجه كرد گفت پس منم ميتونم مسل اينا باشم....
ميبينيد ؟ با اين انگيزه......خوب....هنوز سرش نمي شد صفا و دوستي انجمن چيه به خاطر تشكر جواب پست ها رو ميداد.....خيلي مسخره است...اون يه بچه بود ...يه بچه ..فقط همين....وقتي يه سال گزشت كم كم ديدي اين تشكر ها و اين پست ها به هيچ كاري نمي خورند..پس فكرش رو عوض كرد ...ديري نگزشت كه تونست رضايت قلبي خودش و نه اعضا رو كم كم بدست بياره..يعني يه فرد مفيد تو انجمن واقع بشه.... مشخصه هاي بدي داشت ..خيلي بد...به خاطر اجراي قوانين انجمن...چندين بار..چند نفر رو دلشون رو شكست و باعث گناه بزرگي شد....رفتارش تحقير كننده بود و هزار عيب ديگه ...ولي چيكار كنه ؟ يه موجود كه به همينا عادت كرده بود حتما اطرافيان با اون همين كار رو مي كردند..؟ پس از كي الگو گرفته اون ؟
خوب وان بدبخت سعي كرد خودشو از تو لجن بكشه بيرون....ولي اسير يه حس خبيس شد وبزرگترين خيانت رو به يكي از اعضا كرد...كه بخشيدني نيست...اينم از اين ..اون فرد اونو بخشيد با اين حال و اين اونو پست تر از پس كرد
رفتارش رو صحيح كرد حداقل تو طاهر كار...سعي كرد نرم برخورد كنه....با وجود دشمناي خارجي و داخل...اهميت نداد و جلو رفت ....تا اين كه محبوبيتي خاص رو بدست آورد..اون هم در غياب فرد يا افراد فعلا انجمن....ولي با برگشت اونا....دوباره اون حس كثيف اومد و جنايات.....و بد اخلاقي ها و ...خوب بازم شكست خورده بود...خيلي دلم ميسوزه...موجودي كه هر جايي مي رفت توي گوشه هاي اتاق مي نشست و هيچ چي نمي گفت. همه مي گفتن افسرده اس....كم كم از اون حالت در اومده بود..چون با بچه هاي انجمن اخت شده بود....حس كرده بود كه تنها نيست ...خيلي دوستاي خوب داره...آقا بالاسر هم داره ...كسي كه مي فهمه اونو....براي همين شوقش زياد شد....يه مدت پيش رفت ...تا به دلايلي نتوسنت بياد انجمن ...و وقتي برگشت...هيچ كس اونو تحويل نگرفت....تموم دوستا ..تصور مي كرد اون حس خشك و سرد دوباره اومده ...
صميمي ترين ها تو انجمن با اون مثل يه حيوون برخورد مي كنند ..كسي كه از بچه ها اون صميميت رو ديده بود اين براش حكم اعدام رو داشت....براي بعضي ها اين كار يه مسخره بازي هست...و اين نامه يه انشاي خيالي....اين چيزيه كه دائما ذكر لباشونه..و مي گن .: اهميت نده..چون اونا خيلي بزرگن...خيلي.....خيلي ولي براي اون فرد چي ؟ يه عضو كوچيك ؟ چي كار ميتونه بكنه ؟‌مثل اينكه خانواده تردش كنند....سخته ؟ نه ؟ همه براشون بي تفاوت....هست شايد به خاطر عدم يه خداحافظي بوده ولي نه .....چرا همه با هم اين حس رو نسبت به اون پيدا مي كنن؟ حتما كاري كردهك چنين رفتاري به نظر من مستلزم جنايته هست يه جنايت بزگ فقط و فقط..خوب من جنايتم چي بود ؟ كسي رو نكشتم...؟ كشتم ؟ كسي رو خوار كردم ؟ فكر نمي كنم..خيلي از اين ماجرا مي گزره..ولي شايد اين تواس كارامه.....شايد روزگار و بعضي از افراد داخل روزگار
خواستن منو خوار كنن...باشه من آماده ام....كاري كه با من شد ....با هيچ كس ديگه نشد.....حالم از حرفاي كليشه اي بعضي ها بهم ميخوره كه ميخوان موضوع رو خوب جلوه بدن و با جمله هاي مثل:
تو اشتباه مي كني..كي همچين حرفي زده ؟ يكم رو كارات فكر كن....تو داري همه چيز رو با هم قاطي مي كني ...
خوب اين يه اشتباهه به نظر شما....ولي بعضي وقت ها اشتباه ها درست ازآب در ميان.....چرا اگه اشتباهه يه دفعه اي و همگي ؟
از همه تشكر مي كنم ....هر كسي به نوبه خودش با خوبي يا بدي حق خودش رو نسبت به من ادا كرد..:cry:
از همه در خواست دارم كه منو حلال كنن......منم كه خود به خو دهمه رو حلال كردم .....:cry:
ولي: اين حق يه عضو ساده مثل من نبود... اين يه زخم بزرگ بود رو قلب من ..همين. چند نفر خیلی ظلم بزرگی به من کردن که دیگه نتونستم تحمل کنم...گرچه همه هیچ اهمیتی نمی دن به این چیزا تو نت و براشون عادیه و می گن یارو دیوونه است ولی از همین جا خیلی چیزا شکل میگیره..
همگي خداحافظ....براي هميشه....اينا رو هم نمي نويسم كه بيان همه خواهش كنن كه برگرد آخه چرا و ....:cry:
چون ميدونم من ديگه مردم تو اين انجمن........مردم..:cry:.
خيلي از زندگي زده شدم..كمتر كسي جدي ميگيره اينو..من رو اين مسائل حساسم.ولي نا اميد نيستم..:oops:
دلم خوشه كه حداقل يكي هست كه منو تنها نزاره و هميشه دوستم داره با همه بدي هام...خداي من همه كس من...
بدردود انجمن مالتي مديا بيلدر...خوش باشيد......
جاداره در آخر از بهترين هام تشكر كنم...:
حامد گلم كه مثل يه برادر بود برام...
مهران عزيزم كه اونم خيلي بهش ظلم كردم....
حسين عزيز...سامان عزيز...بهمن خان خودم.. پيمان عزيز...ناصر عزيز...سجاد عزيز...جواد عزيز...پيام عزيز..و مجتبي صالح عزيز كه اميدوارم به خاطر اون حركت منو ببخشه.من هيچ چي تو دلم نيست.و آلت255 عزيز كه واقعا شرمنده شم..چون الان اسمش رو يادم رفته و تمامي عزيزاني كه شرمنده شونم چون اسماشون رو يادم رفته ...
و در آخر از شادي خانم كه واقعا بايد منو ببخشه...به خاطر.....هنوز يادم نرفته.
دست همتون رو مي بوسم.(بغض نمي زاره همه چي رو بنويسم.)..همگي موفق باشيد:oops:

(در این دنیای ما گریاندن یک شخصی مانند نوشیدن یک لیوان آب ساده است . ولی پاک کردن اشک یک نفر و بدست آوردن دل یک نفر واقعا هنر است.. هنر...)
خــــــــــــــــــــــــــــداحــــــــــــــــــــــــــــــــافـــــــــــــــــــــــــــــــــــظ:oops:
 

zix

New Member
بابا دمت گرم من كه الان عضو شدم خيلي تحت تاثير قرار گرفتم .
معلوم كه خيلي دلت پر
خواب بعضي ها ميان تو انجمن عضو ميشن كه براي دوستاشون كلاس بگذارن ولي بچه با معرفتا اينجوري نيستند
اگه از من ميشنوي براي خدا كاري بكن نه براي شخص يا گروه خاصي اينطوري وجدانت خيلي راحت ميشه
 

gholonbeh

Member
سلام
مي دونم چي مي كشي
چون من خودم هم اين حس رو كه الان تو داري چند وقته پيش داشتم
ولي خوب گذشتم ازش به سختي و ديگه برام مهم نيست اين جور رفتارا چون منم تصميم گرفتم مثل خودشون باشم نمي گم كارم درسته ولي تصميم گرفتم جلويه كساي كه ين جوري مي گن يا حالا به هر صورتي مثل آيينه باشم تا بفهمن كه اين جور رفتا رو با ديگرون نبايد كرد همون جوري كه منو تنها گذاشتن و بهم محل ندادن منم هيمين كارو باهاشون كردم كه در نتيجه منجر به قطع رابطه و ديگه به خودم گفتم بهتر ديگه عصابم خورد نمي شه سنايه نو جووني خيلي حساسه شايد خيلي از بچه ها احساس تورو داشتن من خودم مثل تو بودم حتي چند ماهيم نت رو ترك كردم و فروم رو ترك كردم تمام فروم هايي كه توشون عضو بودم و وقتي برگشتم بازم مثل تو شدم ولي ديگه اين بار فهميد بودم قضيه چيه خيلي از آدما به فكر خودشونن و مهم نيست براشون كه با ديگرون چه جوري رفتار مي كنن و آيا بهشون ضربه مي زنن يا نه فقط و فقط خودشون مهمن و تو اين بين ممكنه خيلي از آدما رو از هدفي كه ديرن دور كنن و شايدم اصلا ديگه اون طرف به هدفش نرسه
نمي خوام بهت بگم نرو يا نمون نمي خوام نصيحتتم كنم فقط مي خوام بهت بگم كه از اين جور چيزا زياده و خيليا ممكنه به آدم صدمه بزنن حتي شايد بعضي وقتا پدر مادر خوده آدم كه من چند باريم اين رو تجربه كردم. ديگه عزيز تر از اونا كيارو داريم مگه ؟
م يخوام بهت بگم كه آدم خودش بايد قوي باشه و اين جور مشكلات رو حل كنه نه اين كه بخواد ازشون فرار كنه چرا ؟ چون نمي تونه حلشون كنه يا باهاشون كنار بياد
مطمئن باش اگه بخواي از نت و انجمن دور بشي اولين كسي كه ضرر مي كنه خودتي چون از اخبار و مطالب جديد روز كه پيش مياد دور مي شي و تو كارتم عقب ميوفتي من از وقتي كه دوباره اومدم تو فروم ها ديدم كه واقعا ايت جوري مي تونم پيشرفت كنم چه بسا كه مشكلات زياديم داره ولي بايد تحمل كرد و فقط به خودت فكر كني
وقتي جواب سوال كسي رو مي دي از اون توقع تشكر نداشته باش از اون بالايي بخوا كه پاداشتو بده و به اين فكر كن كه وقتي كه خودت مشكلت گير كرد چون كاره كس ديگرو موقعي كه كارش گير بوده راه انداختي كاره خودتم راه ميو فته و اون بالاي يكي رو مي فرسته تا كارتو راه بندازه و تو اين بين واس خودتو خوبه چون هم خلاق تر مي شي و اون مطلبي كه بلد بودي شايد يادت رفته يه تمديني مي شه و ياد مياد شايد از همون وال يه ايده خيلي عالي به ذهنت برسه كه بتوني يه برنامه خيلي توپ باهاش بنويسي كه كلي مفيد باشه
خيلي حرفت زدم سرتو درد نميارم
فقط و فقط به خودت فكر كن و ثوي باش تا بتوني با مشكلاتت مبارزه كني
برات آرزويه موفقيت مي كن هر جا كه باشي
چه بياي انجمن چه نياي
اميدوارم زندگي موفقي داشته باشي پر از آرزوهاي دستيافته
موفق و سربلند باشي
 

aff - SEvEN

Banned
................

آقا مجتبي ، سلام .
روزتون بخير باشه ... خب مي نمي دونم چي بگم بجز اينکه ميدونم و تو دو هفته اخير مجبور شدم ياد بگيرم که ما ادما هميشه اونجوري هم که فکر ميکنيم رفتارهامون درست نيست . حتي زماني که يقين داريم درست رفتار ميکنيم اينجوري ممکنه نباشه .
من يه چيزايي مي خام بگم ، نمي دونم ، درست هست يا نه ولي بهتون ميگم ...
افراد خودشون ميان ...ولي بيخودي هم نيست..بالاخره همه تو اين محيط واقع شدن ...
اين درست هستش چون حتي حق انتخاب زيستن تو اين دنيا با خودمون نيست و حتي تولدمون هم انتخابش با خودمون نيست .
قانون طبيعت كه وحشيانه ترين قانون دنياست هم بخوايم حساب كنيم ...حتي اون شته كه به برگ درخت ها ميچسبه به اندازه يه شير بالغ حق داره ....اين كثيف ترين قانونه....قانون جنگل....حتي توي اين هم اين چيزا رعايت ميشه...
من طي زماني طولاني ايمان اوردم اونچه که متصور هستين قانون جنگل و کثيف هست نمي تونه اينجوري باشه آقا مجتبي .
قانون ، قانون الهي هست در اين جهان و خدا ( اگه بهش ايمان داشته باشيد که داريد ) بنيان گذار اين قانون هستش .
همهء کيفيت ها و کميت ها علت و معلول همديگه هستن تو اين جهانه بي انتها و من اونو قانون اخلاقيات مي شناسم .
اونچه که بده نوع فکر ادم هست و نمونهء بارزش تو طبيعت ديده مي شه .
خب ما ادما 5 تا حس اصلي داريم که براي هر کدوم دنيايي متفاوت هست . حواس پنجگانمون رو ميگم ها .
وقتي تو يه ضيافتي خاننده شروع به خوندن ميکنه ما چه درکي از حرکات اون مرد داريم با ديدنش به کمک حس بينايي مون ؟
حالا وقتي چشامون رو مي بنديم و صداش رو مي شنويم چه حسي داريم ؟ مي بينين ؟ دنياهاي زيادي وجود داره و در واقع هر بخش از حواس بشر يه دنياي مخصوص به خودش رو داره ... غير از اينه ؟

همهء اين حرفارو زدم که بگم بهتون ما تحت سيطرهء حواس پنجگانهء خودمون به درک و تفسير مشغول هستيم و چون بشر مجبور هست تنها به قياس مشغول باشه ( مقايسه کردن ها ) خوبي و بدي رو از هم جدا کرده .

از نظر الهي هم خدا اين محدوديت رو برامون گذاشته تا زندگي بهتري داشته باشيم ، ايمان کامل دارم بهش .
بذارين يه مثالم بزنم باستون ... در طبيعت موجودات ذره بيني نقش اساسي دارن رو اين سياره ، در حالي که بسياري از اون ها براي بدن انسان مضر هستن ولي نبودن يکيشون ميتونه کل زندگي بشر رو تحت تاثير قرار بده .

اينجا صحبت از کثيفي و بدي هست ( در حالي که اون موجود غير قابل ديده شدن با چشم هاي ما کثيف جلوه ميکنه و مولد بيماري براي ماها ) فوق العاده بودنش محم هست . چي توضيحي هست جز اينکه اون در قياس ما بد و کثيف هست و از ديدگاه الهي نه کثيف هست و نه بد .

آقا مجتبي ، خوبي و بدي تنها در ضمير ما آدم هاست و در اين جهان ابدي بي معني هست . ماها تنها وظيفمون که بايد ياد بگيريم اين هست که نسبت به خودمون ، بقيه همنوعانمون و همينطورم تمام افريده هاي خدا مهربون باشيم .
چون قياسي که خداوند براي ما گذاشته مجبورمون به تعئين اين مرز بندي ها کرده و محدوديت هامون زياد هست و در نتيجه ما بايد طرف اونچه باشيم که خداوند گفته دوست داره و هدف ما از خلقت همين هست .
نه عبادت خدا ، نه هيچ چيز ديگه اي به اندازهء مهربون بودن آدم ها با هم خدارو خوشحال نمي کنه .

خواستن منو خوار كنن...باشه من آماده ام....كاري كه با من شد ....با هيچ كس ديگه نشد.....حالم از حرفاي كليشه اي بعضي ها بهم ميخوره كه ميخوان موضوع رو خوب جلوه بدن و با جمله هاي مثل:
تو اشتباه مي كني..كي همچين حرفي زده ؟ يكم رو كارات فكر كن....تو داري همه چيز رو با هم قاطي مي كني ...

آقا مجتبي اين کارو با خودتون نکنين ... :cry: ... خودتونو اذيت نکنين ... خدا اينو نمي خاد ...

و در آخر از شادي خانم كه واقعا بايد منو ببخشه...به خاطر.....هنوز يادم نرفته.

آقا مجتبي من شمارو به اندازه برادر خودم دوست دارم ... من تنها هستم ، هميشه ، در بيشتر ساعات ، بيشتر روزاي زندگيم رو تنها بودم ... تنهاي تنها .
از خدا و فرزند راستين اون عيسي مسيح ميخام که هر کجا هستين ، هر کاري ميکنين ، هميشه شمارو در پناه خودش محفوظ نگه داره ...

از اينکه اينجا باشين من هميشه خوشحال مي شم و اگه يه روزي بگين راه روشنايي اين هست باور ميکنم .

خب ديگه منم تمومش کنم و با يکي از شعرام ازتون خداحافظي ميکنم .

اگر در رنگين کمان زندگي
سبزي زندگي
آرامش آبي
و گرمي قرمز
و زردي جدائي نبود
عشق معني نداشت ...


خداحافظ آقا مجتبي ...
 

silvercover

کاربر متخصص
بارها و بارها با چنین صحنه هایی در تالار های گفتمان برخورد کردم و نا خوانده با موضوع مورد بحث آشنا هستم. همه ما بارها و بارها در زندگی روزمره با نمالایماتی برخورد کردیم. بهتر هست از اون واژه زندگی که اسم بردم با نام زندگی اجتماعی یاد کنم. طبیعتا با پیشرفت تکنولوژی اجتماعات بشری هم دستخوش تغییر میشه که یکی از این ها هم آمیخته شدن و گره خوردن اجتماع واقعی با اجتماع مجازی و خصوصا اینترنت هست. باید یاد بگیریم که چطور بهتر با اطرافیان در این جامعه مجازی رفتار کنیم و به جای نوشتن سوگنامه به خود نگاه کنیم. به همون نسبت که نمیتونیم در فضای مجازی نسبت به شناخت آدمها پیش بریم ، باید از تاثیرات سوء و تاثیر پذیری هم ممانعت کنیم. اگر از این گفته های کلیشه ای و شبیه سرزنش آگاه هستید پس چرا چنین رفتارهایی سر میزند ؟

اینکه اعضای این جامعه مجازی به صورت ناخواسته و یا خواسته چند صباحی با افراد دیگر این جامعه به تعامل می پردازند نباید باعث بشه که متزلزل بشیم. همه ما بارها و باره از محیط مجازی و واقعی آزرده خاطر شدیم. باید یاد بگیریم که توقعاتمان باید در حد و سطح مناسباتمان باشد.

فراتر از مسائل گفته شده شما جناب مجتبی عزیز، اصلا قصد پذیرش حقایق رو ندارید. هنگامی که به چرا جویی و یافتن حقیقت جهت کشف اینکه چرا سایر افراد با شما به تعبیر خودتان نا مناسب رفتار می کنند باید بیشتر پذایرای دلایل اونها باشید و صرفا تصورات خودتون رو مبنای قضاوت قرار ندید. همون طور که شما درگیر هستید و از مشکلاتی رنج می برید، سایرین هم مثل شما درگیرند و نالان. متاسفانه جریاناتی در اطراف شما روان هست که مطبوع شما نیست و این تالار و اعضاش سبب ترکیدن بغض قدیمی شما شده که دست به نوشتن نامه خود زدید.

مثل یک مرد با با چشمانی دوخته به چشم شما در جلوی شما می ایستم و با صدایی رسا بیان میکنم که محکم تر ، بی غرض تر و آگاهانه تر به قضایا نگاه کنین. موجودی مختار هستی که دو راه پیش روی خودت داری:

- یا بر افسردگی خودت اضاف کن و بیشتر آزرده خاطر شو و و نیروی جوانی و استعدادت رو به باد فراموشی بسپار.( که مطمئن باش تا آخر عمرت بارها و بارها با چنین حوادثی روبرو خواهی شد)

- یا بر خلاف گذشته ( که ساده هم نیست) تصور کن و از زاویه ای دیگر نگاه کنو جمع دوستانی که منتظر رسیدن دوباره شما هستن بپیوند.

همین طور که همه ما تونستیم تا حالا از پس مشکلات و ناملایمات اجتماعی بر بیایم شما هم میتونی. این گفته ها شعار نبود، کلیشه نیست، کلید حل معمای شما در همین گفته ها نهفته هست.


تصمیم با خودت هست.:wink:
 

Little-Demon

Well-Known Member
خوب...شروع می کنم به جواب دادن هر کس چون :
آدمی نیستم که بخوام پستی زده باشم که دیگران رو فقط متعجب کرده باشم ....یا توهینی کرده باشم...یاسرکار گزاشته باشم....یا متاثر کرده باشم....:mad: نه من اگه تا حالا جوا ندادم منتظر جواب یه نفر بودم که کسی نیست جز حامد عزیز..
مخاطب اصلی من اون بود بله .....ولی نه مخاطبی که ازش دلگیر بودم.....مخاطبی که منتظر بودم دیدش رو نسبت به این مسله ببینم...و با گزشته مقایسه کنم..کاملا ترین جوابی که در خور جملات من بود با بهترین برداشت رو حامد نوشته بود ...
و من منتظر همین بودم....خوب ولی به نظرات بقیه احترام می زارم و جواب هر کسی رو می دم....

من برای اشخاص کاری نمی کنم و نکردم مگر چند مورد :wink: چون اگه میخواستم این کاررو بکنم الان وضعم جور دیگه ای بود.

جواب جناب gholonbeh
جملات اول جنابعالی رو تائید می کنم....آدمی هم نیستم که اولین بارم باشه .و به این مشکلات تاحالا بر نخورده باشم.خودم قبلا تجربه کردم ...با موارد دیگه ...تقریبا چندین بار...
من نمی خوام از مشکلات فرار کنم .....این رو به منزله فرار نبینید....چون من توی عنوان پست هم نوشتم خدا حافظی..و حرفی هم از ترک کردن و ترد شدن نزدم..:wink: من از نت نمی وام فرار کنم نمی خوام ترکش کنم ....بازم اشتباه برداشت کردید چون من خداحافظی کردم...و ترک نمی کنم که بخوام ضرر کنم ....در ثانی من دیگه کاری با این انجمن ندارم که بخوام تو کارم عقب بیافتم....من کارم چیز دیگه ای هست ..و ام ام بی و این انجمن فقط یه شاخه جانبی و مخصوصا تفریحی برا من بوده .... پس فکر نمی کنم ترک بخوام بکنم که ضرر بکنم...
یه چیز دیگه ..من توقع تشکر از هیچ کس ندارم ...چون قبلا هم گفتم خیلی راحت و بدون زیر پا گزاشتن قوانین میتونم کاری کنم که ظرف یکماه 1000 تشکر بدست بیارم...من خوب میدونم که این تشکر ها به هیچ دردی نمی خوره...حتی پست ها که زیاد باشه...و من محتاج اینا نیستم....:mad: اصلا ....

جواب خانم شادی
در ابتدا باید بگم تصور و منظور من از قانون جنگل ...مقایسه اون با قانون زندگی آدم ها بود...که یه شاخه کوچیک از حقوق بشر به حساب میاد.... و اگر نه این رو خد من هم میدونم که این قانون خیلی هم منصفانه و منظم هست .....:wink:
خوب فکر هیچ انسانی از اول بد نیست ...این محاله به نظر من ...انسان یه چیزایی میبینه و در موردشون فکر می کنه و بعد از گرفتن نتیجه بد فکرهای بعدیش رو بد می کنه نسبت به اون مسله .....پس آدم وقتی به چیزی بد نگاه می کنه و بد فکر می کنه زاتی نیست ... و برگرفته از یه پرتو های بازتاب یه عمل و یه نتیجه گیری درست یا اشتباهه....پس ذاتی نیست .
خوب ؟ فکر می کنید به قول خودتون اون باکتری یا میکروب یا هر چی ..چرا در نظر انسان بد هست و چرا در نظر خدا خوب و یا عادی و لازم در زمین ...؟چون برای انسان مضره ...نه برای یه انسان بلکه برای نسل انسان...وحدت کلمه ...چیزی که همه میگن بده 100 در صد بده...تا حالا کسی نیومده بگه عامل کزاز خوبه ..همتون برید کزاز بگیرید ...گرچه این عامل در ساخت پادتن خودش بسیار مفیده و استفاده داره پس عامه مردم و کسایی که با این عامل سرو کار ندارن براشون بد و کثیف و کشنده هست ... ولی برای پژوهشگر ها نه... تو دنیا هم همینطور...یه رفتار بد یه توهین برداشتی که همه ازش می کنند بده...ولی خوب توی مثلا روانشناسی میتونه عامل شناخت یه سری عوامل باشه .....مهم عامه مردم هستند... چون ما اجتماعی زندگی می کنیم نه فردی ...
فکر می کنم کافیه .....

جواب آقای صالح
درسته رفتار من برخواسته از یه اشتباه و سوء تفاهم شد که هیچ وقت نتونستم بگم جریانش رو ولی به هر حال خیلی راحت فهمیدم که به زور به خودتون القا کردید که منو ببخشید ......انگار از این کرده ی خودتون ناراحتید....:wink: مختارید می خواید هم نبخشید به هر حال برا من اعتراف کردن کاری نداره وچیزی ازم کم نمی شه حالا شما رو نمی دونم و فکر می کنم غرورم خرد نمیشه ...حتی بخشیدن قلبی:wink: که خودتون بهتر میدونید چی می گم...

و ما جواب حامد خان که خوندنی بود واقعا
خوب اول از همه ...فکر می کنید من کی هستم؟ این رو جواب بدین ...نظرتون چیه ؟ در مورد من تصورتون چیه ؟
ما آدما دائما داریم با هم حرف می زنیم ..ارتباط برقرار می کنیم...و به وسیله رسانه های خودمون سعی می کنیم منظورمون رو به هم بفهمونیم..از طرفی چیزی که تو بعد انسان هست و یه شاخصه اصلی و مهم به حساب میاد ....احساسات هست....ادم ها به وسیله این احساس می تونند به درستی منظورشون رو به هم بفهمونن...این احساسات آدما رو به هم وابسته می کنه ...این احساسات باعث میشه که آدما خیلی از عکس العمل ها ازشون سر بزنه .و این خیلی مهمه ....خوب به راحتی می تونیم ..امتحان کنیم ...شما به انسان رو احساسش رو ازش بگیرید...چی میشه ؟ تقریبا میشه یه ربات ....ربات ها به هیچ وجه قابل به درک احساسات نیستند...احساسات دقیقا در برابر چیزی به نام الگوریتم قرار گرفته ......چیزی که اجرای دستورات فهمیدن حرفها ..برداشت از اونها و چیزای دیگه رو نمی تونه درست انجام بده ....ولی احساس چی ؟ احساس شامل عشق و محبت و عاطفه نمیشه فقط....چیزای رمانتیک و ....از این چیزا نمی خوام بگم....می تونه شامل خیلی چیزا باشه ...مثلا اختیار...ما از روی احساس تصمیم می گیریم و از روی عقل ....که دو معیار متفاوت هستن با هم....عقل منطق رو میگیره و نسبتی کم هم با همون خاصیت ربات داره ....و احساس واقعیت رو میبینه و با توجه به بعد و شاخصه خاص که توی انسان های دیگه هست . اونو میسنجه... پس حتما هر دوش باید باشه....
خوب انسانی رو بزارید تو یه اتاق ....به مدت 5 سال دائما بد و بیراه بهش بگید ..تحقیرش کنید .... و و و .....
چی میشه بعد از 5 سال ؟ حالا یه انسان آزاد رو با هاش این کار رو بکنید ..حالا چی ؟ هیچ تائثیری نداره روش....حالا اگه نگاه کنیم و ارتباط اون آدم رو زیر نظر بگیریم چی ؟ مثلا گروهی که باهاشون ارتباط داره ...حالا تمام اون گروه اون کارو باهاش بکنند یعنی مسخره اش کنند بد بیراه و.....اون انسان روحیه اش متزلزل میشه .. و نابود میشه از نظر روانی ...خوب ....پس این احساس اون هست که ضربه میخوره اون هم از طرف تمام افرادی که باهاشون هم رده هست..باهاشون رفت و آمد داشته و به عنوان یه پشتوانه ازشون استفاده کرده....گروه سنی مثلا...
خوب اون فرد اگه بخواد کنار بیاد با این گروه و سرکوفت هاشون ....باید تبدیل به یه مجسمه بشه که مسلما حال و وضع خوبی نداره......و روان پریشی یکی از عواقبش هست ..... اگه بخواد فرار کنه چی ؟ دائما این خاطره تو ذهنش می مونه تا این که کاملا یه آدم دیگه بشه..یعنی سنخی که باهاشون رفت و آمد داشته رفتارهاشون علایق و.....تعویض بشه...
خوب..؟ راه دیگه ای که اونم نشدنی هست چیه ؟ اون افراد تغییر کنند ...آیا میشه ؟ نه ..
ولی در کل همه راه ها امکان پذیر هست و جواب هم میدن ...در صورتی که زمان مورد نیاز داشته باشیم...یعنی با گزشت زمان زیاد و رعایت مواردی این کار شدنیه ...
خوب این مثال که زدم شرایط سختش بود ....حالا به صورت معمول چی ؟با یکم فکر کردن خودتون میتونید به نتیجه برسید ...
خوب توقعات ....صحبت از توقعات شد ... حرف حرف توقعات نیست اینجا...این حرف شما رو قبول دارم.....ولی فکر می کنید محیط...شرایط و.... می زاره ما توقعات رو نابود کنیم ؟ ببینید تو همین عصر که اشاره می کنید چطور یه استاد دانشگاه به خودش اجازه میده که توقعاتش در سطح یه رفتگر باشه ؟ ممکنه ؟ بله ولی اون فرد موفق نیست ..چرا ؟ توقعات بد نیست ...ولی بجا و در خور مقام و موقعیت ....برای همون دکتر بله بده که توقعاتش از سطح خودش بره بالاتر ولی در سطح خودش اگه باشه بهتره .....حالا اگه در سطح خودش هم که باشه دیگران بر آورده نکنند براش چی ؟
مسله مام همینطوره ...هر کسی متن بنده رو خونده فکر می کنه من کشته مرده ی دکمه تشکرم..یا پستی که ازم تشکر کنن.:mad: و این طرز فکر ها رو نشون میده...البته من توقع دارم بله ولی توقع چی ؟ توقع داشتم وقتی بدون خداحافظی از اینجا رفتم و حتی 80 درصد هم نفهمیدم که من رفتم...اون چند نفری هم که باهاشون برخورد داشتم بیخود و بی جهت من و من نکنن و مثل قبل باهام بر خورد کنند نه کمتر و نه بیشتر ..... منظورم رو همین الان بگم که دوباره حرفای اشتباه تحویل من ندید .منظورم شما نیستی اصلا حامد خان اگه هم هم زمان موردی پیش اومده با هم قاطیش نکنید ...
من اگه همین الان یکی در بیاد عیوبم رو بهم بگه که چرا اون طوری برخورد کرده باهام....خوشحال هم می شم..تشکر هم می کنم...جالب اینجاست که من حتی یه نفر هم برام این کارو نکرد بدون هیچ دلیل ...و اگرنه مگه من بیمارم که طرف بیاد بگه به این دلیل ...و من یه چیزی هم طلب کار بشم .....هیچ کس حرفی به من نزده همه میگن هیچ چی نشده ... من از این جا ناراحتم..همه بدون دلیل :wink: و اگرنه شما بیاید بگید عیوب رو دلایل رو من پذیرا هستم..
بله این بغض قدیمه ....نه تو این انجمن بلکه داخل چند انجمن دیگه هم همین رفتار با من شده ...و گزروندم و لی با این فرق داره ...نمونه اش انجمن ******* که 3 ماه هست ترکش کردم و هیچ ضرری نکردم و راحت ترهم شدم و به قول بعضی ها هم از کارم عقب نیافتادم....و به قول شما هم پریشان حال تر نشدم....
خوب منم مثل خودتون مثل یه مرد با چشمان باز به چشماتون خیره میشم و بهتره بگم که فریاد میزنم که آگاهانه تر با مدرک تر و با دقت بیشتر و با در نظر گرفتن مسائل دیگر و دو طرفه تر به این مسله نگاه کنید....جوابی که به شما دادم قانع کننده شما نیست و نقص داره ولی بهتون اینو بگم که کسی از ماجرا خبر نداره هیچ کس و هر کس از نوشته من به علاقه خودش تعبیر کرده:cry: برای خودم متاسفم.. برای خودم......از طرز فکر خودم ....نه شما ها ....خودم:cry:

در آخر باز هم از همه معذرت میخوام ...ممنون از نظراتتون .....به هر حال حتی بهترین جواب هم به طرف یه چیز دیگه کشیده شده بود و من رو به رفتن ترغیب کرد نه در ظاهر و نه در باطن ...بلکه در ثمره برداشت از کلام.
قصد توهین هم نداشتم...اینا جواباتون بود .....خواه نا خواه ....
خداحافظ همگی....موفق باشید...:oops:.
 

aff - SEvEN

Banned
آگاهانه تر با مدرک تر و با دقت بیشتر و با در نظر گرفتن مسائل دیگر و دو طرفه تر به این مسله نگاه کنید....جوابی که به شما دادم قانع کننده شما نیست و نقص داره ولی بهتون اینو بگم که کسی از ماجرا خبر نداره هیچ کس و هر کس از نوشته من به علاقه خودش تعبیر کرده برای خودم متاسفم.. برای خودم......از طرز فکر خودم ....نه شما ها ....خودم

آقا مجتبي عزيز .

برعکس پست قبليم ، به شدت به اين عمل شما اعتراض دارم ، به شدت اونرو تقبيح ميکنم و به شدت متاثر شدم .

متاسفانه بايد بهتون بگم اين که آدم ها بخان دو طرفه نگاه کنن به مساله غير ممکن هست .
خب اگر کسي از ماجرا خبر نداره هيچ دليلي هم نداره که بخاين اعتراض کنين و يا هر چيز ديگه اي ...
در ضمن ما اينجا جمع نشديم شجره نامه همديگرو بخونيم و يا به اين فکر کنيم که فلان يوزر کي هست ، مشکلات زندگي اجتماعيش چي هست ولاغير ...

با فرياد اين مساله رو به شما متذکر مي شم که شما نه تنها از هدف اصلي اين انجمن در اين لحظه دور هستيد بلکه حتي در رفتن از انجمن بيلدر هم ترديد داريد .
يه ضرب المثل ميگه انساني که به واقع مصمم به انجام کاري باشه اون رو در بوق و کرنا به گوش همه نمي رسونه .
يا سنگ بزرگ نشونه نزدن هست .

بذارين يک نکته رو خلاصه کنم در همه اين گفته ها . چه خودم و چه خودتون و چه بقيه اعضا و حتي حرفاي مدير انجمن .

اينجا يک انجمن هست ... انجمن حل مشکلات اجتماعي هم نيست ، انجمن روانپزشکي و امور خانواده هم نيست .
ما هم براي اين موضوعات اينجا گرد هم نيومديم .
سياست ها حتي اگر به نظرتون بد بياد استوار هست تنها بر روي آموزش و پرورش . تنها همين و بس .

متذکر مي شم به شما پيغام خصوصي و ايجاد اون در انجمن ها دقيقا براي چنين چيزهايي هست ، اونجا ميتونين با اعضا هر چه دل تنگتون ميخاد بگيد ولي براي اينجا کافي هست .

بذاريد يک چيز ديگه هم بگم ... حتما نبايد مثل يک ربات رفتار کرد تو انجمن ... مي شه آدم احساسات خوب خودش رو در فعاليت در انجمن ها نشون بده ولي نمي شه روي اون متمرکز شد .

ختم کلام به عنوان يک يوزر عادي مجيد انلاين :

در صورت تمايل به انجمن برگرديد ، از خشونت و ابراز دائمي اين مساله به يوزرهاي جديد که اينجا قانون داره ، پست قديمي رو بالا نيارين ، اينجا قانون داره ، حرفاي غير علمي نزنين ، اينجا قانون داره سوال تکراري نپرسين و سرچ کنين ، اينجا قانون داره ...
و هر نوع گفتهء تنش زا شديدا پرهيز کنيد و به فعاليت مرسوم و عادي بپردازيد تا ببينيد برخورد يوزرها با شما چطور خواهد بود و آيا مثل گذشته خواهد بود يا نه .
گرچه برخورد يوزرها با شما بد نبوده به نظر من .

آقاي عزيز اينجا فقط يک انجمن هست و بس نه مکاني براي باز کردن گره هاي کور احساسات مختلف آدم ها و يا آزاد کردن اين احساسات از پيچ و خم عواطف بشري و يا هر چيز ديگه اي ، حالا به هر دليل شناخته شده و ناشناخته .

براي آخرين بار تکرار ميکنم ، اينجا فقط يک انجمن هست و بس و به قول آقا سيلور و اخطار منطقي و درستشون به خود من :

انجمن داراي مدير هست .

بقيه يوزرها هم خواهش ميکنم پستي نزنين و باعث اتلاف وقت يوزرهايي که براي حل مشکلاتشون به اينجا ميان نشين .
صحبتم با همه يوزرهايي هست که مطالب رو پي گيري کرديد . اين گفته من رو جدي بگيريد .

متشکرم

شادي خاچيکيان
 

belderchin

Member
دوست عزيز demon جان به جمله اي كه من تو امضام نوشتم خوب دقت كن و روش حسابي فكر كن
112.gif
297.gif
جنابعالي هر طور كه در مورد خودت فكر كني همون شخصيت رو در آينده اي نزديك پيدا خواهي كرد ....... اينو من نميگم بلكه اين مطلبو علم ثابت كرده ....... بهت پيشنهاد ميكنم حتما" كتاب قدرت فكر رو بخوني
288.gif

دوست من شما يه مرد هستي و در آينده مسئوليت سنگين خانواده و خيلي از مسئوليتهاي ديگه به عهده شما خواهد بود وقتي از طرز عمل چند نفر اونم تو اينترنت به صورت غيرمستقيم اينقدر آزرده خاطر ميشي و زود تصميم به ترك محل كارت ميكني ! چطور در آينده ميخواي تو اجتماع با گرگهاي جامعه رودررو بشي و حق خودتو بگيري....... با قهر كردن !!!
296.gif

اينجا محل كار شماست جايي كه هم ياد ميگيري و هم ياد ميدي ! از شما 146 بار تو انجمنها تشكر شده اين يعني اينكه بچه ها قدر حضور شما و مطالبتون رو ميدونن ، به خاطر حضور اين 146 نفر .............
سعي كن بزرگ فكر كني .
ياعلي
 

Little-Demon

Well-Known Member
در جواب جناب بلدرچین :فقط و فقط: این پست به اعضای همین انجمن هست و بس.
بنده لازم می دونم جواب خانوم شادی رو بدم .
من اگه میگم کسی خبر نداره منظورم اینه که هیچ کسی به درستی ای که باید ........از این ماجرا برداشت نکرده ... واگرنه اگه کسی خبر نداشت مگه مرض داشتم بیام اینقدر سر شما ها و خودم رو درد بیارم؟.
هر کسی تو این انجمن زیاد فعال بوده باشه این پست های شما رو به یاد داره ..مخصوصا خودتون :
http://forum.majidonline.com/showthread.php?t=66978&highlight=خداحافظ

http://forum.majidonline.com/showthread.php?t=72438&highlight=خداحافظ
پس دلیلی نمی دونم جواب حرف های شما رو بدم.
هر کسیی اون جنجال ها و بحث های اعصاب خرد کن شما رو یادشه ...که چقدر به رخ بقیه کشیدید که می رید و میرید. و بالاخره هم بر گشتید ... خوب دوست دارم بدونم عکس العملتون رو ؟ نمونه های بارز این مسله هست... پس به رخ کشیدن من نشونه پز رفتن دادن نیست... و اونم تازه بعد از یه مدت بر گشتن....:wink:
شما هم از پست من درست برداشت نکردید ...من نوشتم خداحافظی .... و تاکید هم کردم که من قهر نکردم...من دیگه کار دیگه ای رو شروع کردم و با این انجمن هم کاری ندارم .پس دلیلی نمی بینم بیخود خودمو خسته کنم و بحث بکشم از همه چیز معلومه......هر کس دیگه این حرفا رو به من میزد قبول میکردم ولی شما ..نه .....چون شیون و دعوایی که راه انداخته شد یه مدت هنوز یادمه.....در مورد یاد آوری قوانین هم ...اگه خلاف قوانین هست بگید واگرنه نمی پذیرم........همونطور که یادآوری و اجرای قوانین با مدیر انجمن هست یادآوری این که من این طور برای اعلام قوانین بر خورد نکنم با مدیر هست و به شما مربوط نمیشه و....انجمن مدیر داره ... و حامد عزیز ...خودشون به من اخطار های لازم رو دادن و بیکار ننشستن...
این جا جای باز کردن گره های کور عاطفی و احساسی نیست ..درسته ...ولی نوشتن اینام برای بعضی که مخاطب من هستن بد نیست....از کجا معلوم...همیشه من نباید به اونهایی که دوستشون دارم اینا رو بگم...شاید بهترین های من تو این انجمن مخاطب هام باشن:wink:
پس یکم فکر کنید ......
ما هم اونروز وقتی شما شروع کردید از زندگی پاکتون برامون صحبت کردید و گفتید من فلانم و من دختر فلانیم و من استادم دکتر اوجایی بوده از این حرفا ما چیزی نگفتیم و بیشتر برای رفع مشکل شما کوشیدیم ...این جاست که هر دستی نمک نداره . و گویا برا خودمون دشمن ساختیم .....شما دقیقا دارید حرف هایی از خودتون رو که نقض کردم براتو با دلیل رو تو سرم می کوبید تا بگید درسته.....مثلا قانون جنگلی که گفتم و ربات ....این جا همه حق انتخاب .و حرف زدن دارن .....اگه اینو نقض میکنید خود آقا مجید رو بیارم...حرفیه ؟
گاهی اوقات لازمه بعضی چیزا رو آدم به صورت عمومی بگه تا یه سری هوای کار بیاد دستشون جلوی همه....و حتی بعضی ها بفهمند که اون بلا سر خودشون نیاد...پس پیغام خصوصی همیشه کارساز نیست.
یوزر هایی که شدیدیا باهاشون برخورد داشتم از بهترین دوستای من هستن هنوزم...اسم نمیارم....پس تذکرات من باعث این کارا نیست ..و خواهشا راه کار پیش پای من نزارید ...
این حرف خودتون رو همیشه یادم بوده و هست که سنگ بزرگ نشونه نزدنه...ولی این سنگ بزرگ نیست فقط یه خداحافظیه و یه یاد آوری به بچه به عنوان اینکه بعضی چیزا بیاد دستشون و اگرنه هیچ ضرری به من نرسیده و نمی رسه از ترک این انجمن
قبلا هم گفته بودم کار من چیز دیگه ای هست ....به هر حال اگه این پست حذف هم بشه من شکایتی ندارم چون چند نفر مخاطب من اونو خوندن و خیلی بهشون سخت اومد بالاخره ....
تمام..از حامد عزیز هم در خواست دارم تمومش کنند...و این تاپیک رو به همراه خیلی از حرف های ناگفته قفل کنند..چون اگه پیش بریم...به جای خداحافظی مجبور میشم خیلی از حرف ها رو بزنم که به خیلی ها بد میگزره و انجمن رو بهم میریزه....
 
آخرین ویرایش:

[SOBHAN]

Active Member
بسم الله
جناب Little-Demon
ظاهرا شما خيلي عصباني هستي .... غير از اينه ؟ ؟:wink::wink:
خانم شادي درسته كه مدير انجمن نيستن ولي فكر نمي كنم كه مدير انجمن هم مخالفتي با حرفهاي خانم شادي داشته باشند .
ممكنه بعضي وقتها آدمها اونقدر از دست يه چيزي ناراحت بشن كه بخوان به زمين و زمان بي احترامي كنن و و اونقدر كنترل اعصابشون رو از دست بدن كه
نميدو نن دارن چي كار مي كنن ..........:eek:
اون دو تا پستي كه ارجاع داده بوديد براي چي بود؟؟؟!!! (مثلا مي خواستيد آبروي يك نفر را ببريد ؟):mad::mad::mad:
خوب براي هر كسي ممكنه اين اتفاق پيش بياد كه يه زماني يك تصميمي از روي عصبانيت ، ناراحت بودن ........و يا هر چيز ديگري بگيره و بعدش از تصميم خودش منصرف بشه .:shock:
هيچ فكر كردين اگه يه زماني يه اتفاقي افتاد ، يه چيزي شد خواستي دوباره برگردي .....:wink::wink:
اون وقته كه شما ديگه ......:cry::cry:
يه ذره معقولانه تر و پخته تر در جوابهاي كه مي خواهيد بدهيد (حتي در اوج عصبانيت ) كار كنيد .

*********************************************************
***************************************************
********************************************
************************************
***************************
از دست من ناراحت نشيد...:oops:
مي دونم خسته شدي ...!

يا علي (ع)
 
آخرین ویرایش:
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا