بحث در مورد ترانزیستور با هوش مصنوعی Deepseek

saalek110

Well-Known Member
بحث در مورد ترانزیستور با هوش مصنوعی Deepseek


این تاپیک قبلا نامش opencv به زبان عربی بود و تا آخر بهمن ۱۴۰۴ ، حدود ۶۵۰ بازدید داشت. تاپیک را برای منظور دیگری استفاده کردم.
 
آخرین ویرایش:

saalek110

Well-Known Member
بحث در مورد ترانزیستور، در واقع بحث در مورد یکی از مهمترین و انقلابیترین اختراعات قرن بیستم است. بیایید این بحث را با ساختاری منظم پیش ببریم تا هم برای مبتدیان قابل فهم باشد و هم برای افراد حرفه‌ای تر جنبه‌های فنی جذابی داشته باشد.

ما می‌توانیم بحثمون رو حول محورهای زیر سازماندهی کنیم:

1. ترانزیستور چیست؟ (معرفی و مفهوم کلی)

· تعریف ساده: ترانزیستور را می‌توان به زبان ساده، یک "شیر یا valve" یا "سوئیچ کنترل‌شونده" در جریان برق تشبیه کرد.
یک شیر آب، جریان آب را بر اساس مقدار باز یا بسته بودن کنترل می‌کند. ترانزیستور هم همین کار را با جریان الکترون‌ها انجام می‌دهد.

· تعریف فنی‌تر: ترانزیستور یک قطعه نیمه‌هادی (معمولاً از جنس سیلیکون) با حداقل سه پایه است که می‌تواند به عنوان تقویت‌کننده (Amplifier) یا سوئیچ الکترونیکی (Electronic Switch) عمل کند.

· اهمیت آن: قبل از ترانزیستور، از لامپ‌های خلأ (Vacuum Tubes) برای این کارها استفاده می‌شد.
لامپ‌های خلأ بزرگ، پرمصرف، داغ‌کننده و شکننده بودند.
ترانزیستورها این مشکلات را حل کردند و باعث کوچک‌شدن، کم‌مصرف‌شدن و قابل‌اعتمادشدن دستگاه‌های الکترونیکی شدند. بدون ترانزیستور، خبری از کامپیوترهای شخصی، گوشی‌های هوشمند، اینترنت و تلویزیون‌های امروزی نبود.

2. انواع اصلی ترانزیستور (ساختار و عملکرد)

دو خانواده اصلی ترانزیستورها عبارتند از:

· BJT (Bipolar Junction Transistor):
· ساختار: از سه لایه نیمه‌هادی نوع N و P تشکیل شده (به صورت NPN یا PNP).
· پایه‌ها: امیتر (Emitter)، بیس (Base)، کلکتور (Collector).
· نحوه عملکرد (با جریان): عملکرد این ترانزیستور با جریان کنترل می‌شود. یعنی با تزریق یک جریان کوچک به پایه بیس، می‌توان یک جریان بزرگ‌تر بین کلکتور و امیتر را کنترل کرد.
· کاربرد اصلی: بیشتر در مدارهای تقویت‌کننده آنالوگ (مثل آمپلی‌فایرهای صوتی) به دلیل بهره بالاتر و پاسخ فرکانسی خوب.
· FET (Field-Effect Transistor):
· ساختار: از یک کانال نیمه‌هادی (از نوع N یا P) و یک ناحیه گیت (Gate) که توسط یک لایه عایق از کانال جدا شده است.
· پایه‌ها: سورس (Source)، درین (Drain)، گیت (Gate).
· نحوه عملکرد (با ولتاژ): عملکرد این ترانزیستور با ولتاژ کنترل می‌شود. با اعمال ولتاژ به پایه گیت، می‌دان الکتریکی ایجاد شده و باعث باریک یا پهن شدن کانال بین سورس و درین می‌شود و در نتیجه جریان بین آنها کنترل می‌گردد.
· مهمترین زیرمجموعه: MOSFET که رایج‌ترین نوع ترانزیستور در دنیای دیجیتال و مدارهای مجتمع (IC) است. مصرف توان بسیار پایینی دارد و می‌تواند میلیون‌ها عدد از آن روی یک تراشه کوچک ساخته شود.

3. کاربردهای اصلی (ترانزیستور در عمل)

· به عنوان سوییچ (دنیای دیجیتال):
· مهم‌ترین کاربرد در کامپیوترها و پردازنده‌ها. ترانزیستور مانند یک کلید عمل می‌کند: یا روشن (جریان عبور می‌کند -> حالت 1) یا خاموش (جریان عبور نمی‌کند -> حالت 0). با ترکیب میلیاردها سوییچ (ترانزیستور) می‌توان عملیات منطقی و محاسباتی پیچیده انجام داد.
· مثال: حافظه RAM، پردازنده CPU، کارت‌های حافظه.

· به عنوان تقویت‌کننده (دنیای آنالوگ):
· در اینجا، یک سیگنال ضعیف ورودی (مثل صدای یک گیتار یا سیگنال دریافتی از آنتن) به پایه بیس یا گیت اعمال می‌شود و ترانزیستور آن را به یک سیگنال قوی‌تر در خروجی تبدیل می‌کند.
· مثال: آمپلی‌فایر صوتی، رادیو، تلویزیون، تجهیزات پزشکی.

4. آینده و تحولات (مقیاس نانو)

بحث همیشه با اشاره به آینده جذاب‌تر می‌شود:

· قانون مور: پیش‌بینی می‌کرد که تعداد ترانزیستورها در یک تراشه هر دو سال یکبار دو برابر می‌شود. این قانون برای دهه‌ها صادق بود، اما اکنون به دلیل محدودیت‌های فیزیکی (اندازه اتم‌ها) با چالش مواجه است.
· فناوری‌های نوین: محققان به دنبال مواد جدید (مثل گرافن) و ساختارهای جدید (مثل ترانزیستورهای عمودی، ترانزیستورهای اثر میدان نانوسیم) هستند تا بتوانند ابعاد را کوچک‌تر و کارایی را بالاتر ببرند.

حالا بحث را به شما می‌سپارم. کدام یک از این جنبه‌ها برایتان جذاب‌تر است یا سوال خاصی دارید؟ مثلاً:

· فرق دقیق BJT و FET چیست؟
·
 
آخرین ویرایش:

saalek110

Well-Known Member
سالک: فرق دقیق BJT و FET چیست؟

البته! در ادامه توضیح تفاوت‌های BJT و FET به صورت متنی و بدون جدول آورده شده است:

تفاوت BJT و FET از جنبه‌های مختلف:

نحوه کنترل (مهمترین تفاوت):
در BJT، کنترل با جریان انجام می‌شود. یعنی یک جریان کوچک در پایه بیس، یک جریان بزرگ بین کلکتور و امیتر را کنترل می‌کند. در واقع ترانزیستور جریان ورودی (بیس) را تقویت می‌کند تا جریان خروجی (کلکتور-امیتر) ایجاد شود.
در FET، کنترل با ولتاژ انجام می‌شود. یک ولتاژ اعمال شده به پایه گیت، میدان الکتریکی ایجاد می‌کند و این میدان، میزان عبور جریان بین سورس و درین را کنترل می‌کند. جریان بسیار ناچیزی (تقریباً صفر) از گیت عبور می‌کند.

حامل‌های بار:
BJT از هر دو حامل بار (الکترون‌ها و حفره‌ها) برای هدایت جریان استفاده می‌کند. به همین دلیل به آن "دوقطبی" می‌گویند.
FET فقط از یک نوع حامل بار استفاده می‌کند. اگر کانال از نوع N باشد، فقط الکترون‌ها جریان را هدایت می‌کنند و اگر کانال از نوع P باشد، فقط حفره‌ها. به همین دلیل به آن "تک‌قطبی" هم می‌گویند.

امپدانس ورودی:
BJT امپدانس ورودی پایینی دارد. چون برای کار کردن نیاز به تزریق جریان به بیس دارد، امپدانس ورودی آن پایین است (معمولاً چند کیلو اهم). این بدان معناست که از مدار قبلی، جریان نسبتاً زیادی می‌کشد.
FET امپدانس ورودی بسیار بالایی دارد. چون توسط ولتاژ کنترل می‌شود و گیت توسط یک لایه اکسید عایق از کانال جدا شده (مخصوصاً در MOSFET)، امپدانس ورودی آن بسیار بالاست (چند مگا اهم تا ترا اهم). تقریباً هیچ جریانی از ورودی نمی‌کشد.

مصرف توان:
BJT به دلیل جریان‌های بیس که دائماً باید تزریق شوند، توان بیشتری مصرف می‌کند.
FET امپدانس ورودی بالا باعث می‌شود توان بسیار کمی در ورودی مصرف کند. به همین دلیل برای مدارهای مجتمع با تراکم بالا (مثل پردازنده‌ها) ایده‌آل است.

سرعت سوئیچینگ:
BJT سرعت خوبی دارد، اما در سرعت‌های بسیار بالا، به دلیل تجمع حامل‌های اقلیت در ناحیه بیس، ممکن است دچار محدودیت شود.
FET در برخی انواع سرعت بسیار بالایی دارد. مخصوصاً در MOSFETهای مدرن، به دلیل عدم تجمع حامل‌ها، سرعت سوئیچینگ بسیار بالایی دارند.

پایداری حرارتی:
BJT پایداری حرارتی کمتری دارد. با افزایش دما، جریان کلکتور افزایش می‌یابد که می‌تواند منجر به افزایش بیشتر دما و در نهایت "فرار حرارتی" و سوختن ترانزیستور شود. نیاز به مدارهای تثبیت کننده دارد.
FET پایداری حرارتی بیشتری دارد. با افزایش دما، مقاومت کانال افزایش یافته و جریان کاهش می‌یابد. این خاصیت ذاتی، FETها را در برابر نوسانات دمایی پایدارتر می‌کند.

نویز:
BJT به دلیل ماهیت جریانی و تزریق حامل‌ها، نویز ذاتی بیشتری تولید می‌کند.
FET به خصوص در فرکانس‌های پایین، نویز بسیار کمتری دارند.

پایه‌ها:
پایه‌های BJT عبارتند از امیتر (E)، بیس (B) و کلکتور (C).
پایه‌های FET عبارتند از سورس (S)، گیت (G) و درین (D).
 

saalek110

Well-Known Member
سالک:ولی فکر کنم برای ما مبتدی ها بیشتر bjt دم دستمان است درسته؟

کاملاً درست متوجه شدید! برای یک مبتدی و برای کارهای عملی و آزمایشگاهی، BJT واقعاً دم‌دستی‌تر و محبوب‌تر است. حق با شماست.

دلایل این موضوع را با هم مرور کنیم:

چرا BJT برای مبتدیان مناسب‌تر است؟

1. تاریخچه و حضور پررنگ‌تر در آموزش:

BJT سال‌ها قبل از FET به صورت تجاری ظاهر شد و به همین دلیل، کتاب‌های درسی، پروژه‌های آموزشی و دوره‌های دانشگاهی معمولاً با BJT شروع می‌شوند.

کلیه مفاهیم پایه تقویت‌کننده‌ها با BJT تدریس می‌شود.

2. تغذیه ساده‌تر و قابل پیش‌بینی:
کار با BJT در آزمایشگاه خیلی سر راست است.
شما یک منبع تغذیه DC دارید، چند مقاومت و یک LED.
با اعمال ولتاژ به بیس از طریق یک مقاومت، می‌توانید به سادگی LED را خاموش و روشن کنید یا با دستکاری ولتاژ بیس، میزان روشنایی LED را تغییر دهید.
ولتاژ آستانه روشن شدن بیس-امیتر کاملاً مشخص و حدود ۰.۷ ولت است.

3. کمتر بودن پایه‌های حساس (برای کارهای ساده):
BJT سه پایه دارد که هر کدام وظیفه مشخصی دارند.

اما FETها (به خصوص MOSFETها) می‌توانند خیلی حساس باشند.
پایه گیت در برخی FETها آنقدر حساس است که با یک بار الکترواستاتیک بدن شما (بدون اینکه حتی آن را لمس کنید!) ممکن است بسوزد یا آسیب ببیند.
این موضوع کار با آنها را برای یک مبتدی بدون تجهیزات مناسب (مثل هویه مخصوص و پد ضد الکتریسیته ساکن) ریسکی می‌کند.

4. مدل‌سازی ساده‌تر: برای محاسبات اولیه مدار با BJT، شما عمدتاً با جریان‌ها و ولتاژهای بیس و کلکتور سروکار دارید.
با چند قانون ساده مانند اینکه بیس-امیتر مانند یک دیود است و جریان کلکتور تقریباً برابر با بتا (بهره جریان) ضربدر جریان بیس است، می‌توانید مدارهای ساده را تحلیل و طراحی کنید.

پس نتیجه‌گیری نهایی:

· به عنوان مبتدی، عالی شروع کردید.
BJT بهترین گزینه برای یادگیری اصول و لذت بردن از اولین تجربه‌های عملی با ترانزیستورهاست.

پروژه‌های ساده مثل آژیر ساده، سوییچ حساس به نور، تقویت‌کننده ساده صدا همه با BJT به راحتی قابل اجرا هستند.

· وقتی پیشرفت کردید، FET را جدی بگیرید.
بعد از چند پروژه با BJT، به FETها هم ورود خواهید کرد. FETها به خاطر مصرف توان پایین، امپدانس بالای ورودی و قابلیت ساخت میلیاردی، ستون‌های دنیای دیجیتال مدرن هستند.


پس اگر می‌خواهید اولین مدار ترانزیستوری خود را ببندید، یک BJT مثل BC547 یا 2N2222 بردارید و دست به کار شوید.
با آنها کار کنید و ببینید چطور می‌توانند یک LED را روشن کنند یا یک سیگنال صوتی ضعیف را بلندتر کنند. این کار پایه محکمی برای یادگیری FET در آینده خواهد بود.
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: من قبلا برای تقویت از ترانزیستور استفاده کردم ، ترانزیستورها تقویت زیادی می کنند ، با مقدار کمی آمپر ، میشه از اون طرف یک وسیله را راه انداخت ، من یک رله را راه انداختم. می خواستم میکروکنترلر آمپر کمی ازش خارج بشه برای رله تا میکروکنترلر صدمه نبیند.

عالی است! این یک تجربه عملی بسیار ارزشمند است و دقیقاً یکی از مهمترین کاربردهای ترانزیستور را نشان می‌دهد: استفاده به عنوان سوییچ برای راندن بارهای پرمصرف با سیگنال کم‌قدرت. شما در واقع نقش یک واسط (Interface) را با ترانزیستور پیاده‌سازی کرده‌اید.

کاری که شما انجام دادید، در دنیای الکترونیک به آن "
درایور رله" (Relay Driver) می‌گویند و یک مدار کلاسیک و بسیار پرکاربرد است. بیایید دقیقاً تحلیل کنیم که چه اتفاقی در مدار شما می‌افتد:

تحلیل مدار درایور رله شما

شما یک میکروکنترلر دارید که پایه خروجی آن فقط می‌تواند جریان بسیار کمی را تأمین کند (مثلاً ۲۰ تا ۴۰ میلی‌آمپر). این جریان برای به حرکت درآوردن یک رله که ممکن است به ۱۰۰ میلی‌آمپر یا بیشتر نیاز داشته باشد، کافی نیست. ضمن اینکه میکروکنترلر ولتاژ ۵ یا ۳.۳ ولت دارد و رله شما ممکن است با ۱۲ ولت کار کند.

اینجا بود که ترانزیستور (BJT) به کمک شما آمد:

1. ورودی (بیس - Base): شما یک جریان خیلی کوچک (
مثلاً ۱ میلی‌آمپر) از پایه میکروکنترلر به بیس ترانزیستور تزریق کردید. این جریان آنقدر کم است که به میکروکنترلر آسیبی نمی‌رساند.
2. عمل تقویت (قلب ترانزیستور): ترانزیستور BJT شما (مثلاً
BC547 یا 2N2222) وارد ناحیه فعال یا اشباع شد. خاصیت ترانزیستور این است: جریان کلکتور = بتا (β) × جریان بیس. اگر بتای ترانزیستور شما حدود ۲۰۰ باشد، با ۱ میلی‌آمپر جریان بیس، ترانزیستور سعی می‌کند ۲۰۰ میلی‌آمپر جریان را از مسیر کلکتور-امیتر عبور دهد.
3. خروجی (کلکتور - Collector): این جریان ۲۰۰ میلی‌آمپری (که حالا خیلی بیشتر از جریان میکروکنترلر است) از سیم‌پیچ رله عبور می‌کند. رله با این جریان تحریک می‌شود و کنتاکت خود را تغییر حالت می‌دهد.
4.
منبع تغذیه مجزا: نکته مهم دیگر این بود که شما احتمالاً یک منبع تغذیه جداگانه برای رله در نظر گرفتید. یعنی:
· میکروکنترلر با ۵ ولت تغذیه می‌شود و به بیس متصل است.
· سیم‌پیچ رله با ۱۲ ولت تغذیه می‌شود و به کلکتور متصل است.
ترانزیستور این دو دنیا را از هم جدا می‌کند و اجازه می‌دهد یک سیگنال ضعیف ۵ ولتی، یک بار قوی ۱۲ ولتی را کنترل کند.

یک نکته حیاتی: دیود هرزگرد (Flyback Diode)

احتمالاً شما هم در مدار خود از این قطعه استفاده کرده‌اید. اگر نه، برای پروژه‌های بعدی حتماً این نکته را به خاطر بسپارید:

وقتی رله خاموش می‌شود، میدان مغناطیسی داخل سیم‌پیچ آن ناگهان از بین می‌رود. این اتفاق باعث تولید یک ولتاژ معکوس و بسیار بالا (چند صد ولت) در دو سر سیم‌پیچ می‌شود. این ولتاژ می‌تواند به ترانزیستور شما آسیب بزند.

برای جلوگیری از این مشکل، همیشه یک دیود (مثل 1N4007) را معکوس (کاتد به مثبت تغذیه و آند به کلکتور ترانزیستور) و به موازات سیم‌پیچ رله قرار می‌دهند. این دیود، ولتاژ معکوس را اتصال کوتاه کرده و ترانزیستور را نجات می‌دهد.

خلاصه

شما عملاً یکی از مهمترین دلایل استفاده از ترانزیستور را کشف کردید. این دقیقاً همان فلسفه وجودی ترانزیستور است: کنترل یک جریان بزرگ (برای رله) با یک جریان کوچک (از میکروکنترلر) و ایزوله کردن دو بخش مدار از نظر توان و ولتاژ.

کار بسیار خوبی انجام دادید!
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: من از منبع تغذیه جدا استفاده نکردم....با همان منبع تغذیه کار کردم. ولی شاید بهتر بود منبع تغذیه جدا استفاده می کردم.....در جای دیگر من از منبع تغذیه جدا استفاده کردم . یکی برای میکروکنترلر و یکی برای موتور.....تا مصرف زیاد موتور ، روی مصرف میکروکنترلر اثر نذاره ، ولی فکر کنم اگر یک قطب دو منبع تغذیه را باید به هم وصل کنیم وگرنه کار نمی کنه. درسته؟

دقیقاً! به نکته بسیار مهم و فنی‌ای اشاره کردید که بسیاری از مبتدیان را به اشتباه می‌اندازد. بله، کاملاً درست می‌گویید. اگر از دو منبع تغذیه جدا استفاده می‌کنید، باید یک نقطه مشترک (معمولاً زمین یا GND) بین آنها برقرار کنید، وگرنه مدار کار نخواهد کرد.

بیایید این موضوع را خیلی ساده و شفاف بررسی کنیم:

چرا باید زمین‌ها را به هم وصل کنیم؟

یک مدار الکترونیکی برای عملکرد صحیح نیاز به یک مسیر بسته برای جریان دارد. جریان همیشه از یک نقطه با پتانسیل بالاتر (مثبت) به یک نقطه با پتانسیل پایین‌تر (منفی یا زمین) حرکت می‌کند تا به منبع تغذیه برگردد.

در مدار شما، دو بخش جداگانه داریم:

1. بخش کنترل (میکروکنترلر): که توسط منبع تغذیه اول (مثلاً ۵ ولت) تغذیه می‌شود.
2. بخش قدرت (موتور یا رله): که توسط منبع تغذیه دوم (مثلاً ۱۲ ولت) تغذیه می‌شود.

اما این دو بخش توسط ترانزیستور به هم مرتبط می‌شوند. پایه بیس ترانزیستور از میکروکنترلر فرمان می‌گیرد (و به GND میکروکنترلر وابسته است) و پایه امیتر ترانزیستور معمولاً به GND بخش قدرت وصل می‌شود. برای اینکه ترانزیستور بتواند این دو بخش را به هم مرتبط کند و جریان از بیس به امیتر راه پیدا کند، این دو GND باید از نظر الکتریکی یک نقطه مشترک داشته باشند. در غیر اینصورت، ولتاژی که میکروکنترلر به بیس اعمال می‌کند، برای ترانزیستور "معلق" و نامفهوم خواهد بود، چون هیچ مرجع مشترکی با امیتر ندارد.

به زبان ساده‌تر: اگر زمین‌ها را به هم وصل نکنید، مسیر جریان برای بازگشت به منبع تغذیه کامل نمی‌شود و ترانزیستور هرگز قادر به هدایت جریان موتور نخواهد بود.

مثالی که زدید (میکروکنترلر و موتور) کاملاً درست است

شما با این کار یک کار حرفه‌ای انجام داده‌اید:

· منبع تغذیه مجزا برای موتور باعث می‌شود نوسانات شدید جریان موتور (مثلاً هنگام راه‌اندازی یا ترمز) به مدار حساس میکروکنترلر منتقل نشود و میکروکنترلر ریستارت نشود یا آسیب نبیند.
· وصل کردن دو زمین هم مسیر ارتباط این دو بخش را فراهم می‌کند.

جمع‌بندی نهایی برای پروژه‌های آینده

· اگر همه چیز با یک ولتاژ کار می‌کند: می‌توانید از یک منبع تغذیه واحد برای همه چیز استفاده کنید (مثل پروژه اولتان با رله).
· اگر ولتاژها متفاوت است یا موتور و بارهای سنگین دارید: حتماً از دو منبع تغذیه جدا استفاده کنید. ولی فراموش نکنید که پایه منفی (GND) هر دو منبع را به هم وصل کنید. این کار تداخل را کم می‌کند و مدار را پایدارتر می‌سازد.
· نکات ایمنی: هنگام وصل کردن دو منبع تغذیه، حتماً از سلامت و استاندارد بودن آنها مطمئن شوید و از اتصال اشتباه قطب‌ها (اتصال مثبت یک منبع به منفی دیگری) که باعث اتصال کوتاه و سوختن منبع می‌شود، خودداری کنید.

کارتان بسیار حرفه‌ای بوده است. این تفکیک زمین‌ها (که به آن Star Grounding هم می‌گویند) یکی از اصول طراحی مدارهای حساس و قدرتی است.
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: راستش فکر خودم نبود ، شاید اگر صد سال هم می گذشت ، به ذهنم نمی رسید باید یک طرف منبع تغذیه ها را به هم وصل کنم. هوش مصنوعی این نکته را بهم گفت.

کاملاً درکتان می‌کنم! و باید بگویم این تجربه‌ای که توضیح دادید، دقیقاً نشان‌دهنده یکی از مهمترین و شیرین‌ترین جنبه‌های یادگیری در دنیای امروز است.

بیایید صادق باشیم: هیچکس با دانش مادرزاد به دنیا نمی‌آید که بداند باید دو زمین را به هم وصل کند! این نکات ظریف، حاصل سال‌ها تجربه عملی، اشتباه کردن، دود کردن قطعات و البته راهنمایی گرفتن از افراد با تجربه‌تر است.

چرا به ذهن شما (و بسیاری دیگر) نمی‌رسید؟

دلیلش بسیار ساده و انسانی است:
وقتی به یک مدار نگاه می‌کنیم، تمایل داریم آن را به صورت دو بخش کاملاً جدا از هم ببینیم.

ذهن ما می‌گوید «این بخش با منبع تغذیه A کار می‌کند، آن بخش با منبع تغذیه B کار می‌کند، پس کارشان جدا است».

این یک شهود طبیعی و منطقی است. چیزی که از دید ما پنهان می‌ماند، نقش حیاتی مرجع (Reference Point) در مدارهای الکترونیکی است. ما فراموش می‌کنیم که ولتاژ یک مفهوم نسبی است و همه چیز به یک نقطه مشترک برای سنجش نیاز دارد.

نقش هوش مصنوعی در این میان چیست؟

شما یک مثال عالی از "همکاری انسان و هوش مصنوعی" را بیان کردید:

1. شما (انسان): تجربه عملی داشتید، مدار بسته بودید، با چالش مواجه شدید و می‌دانستید که یک جای کار می‌لنگد. شما سوال درست را پرسیدید:


«چطور دو منبع تغذیه را برای میکرو و موتور به کار ببرم؟»

این بخشی است که هیچ هوش مصنوعی نمی‌تواند جایگزین شما شود.

2. هوش مصنوعی (ابزار): مانند یک کتابخانه عظیم یا یک مهندس با تجربه که تمام این نکات ریز را در حافظه خود دارد، به سرعت نکته گمشده را پیدا کرد و در اختیار شما گذاشت: «باید GNDها را به هم وصل کنی».

این یعنی چه؟

این یعنی شما از هوش مصنوعی به عنوان "شتاب‌دهنده یادگیری" استفاده کردید. شاید واقعاً صد سال طول می‌کشید تا خودتان به این نتیجه برسید، یا شاید با منفجر شدن چند خازن و سوختن چند قطعه به مرور زمان حدسش را می‌زدید. اما امروز، با یک پرسش ساده، این مسیر طولانی را در چند ثانیه طی کردید.

پس این را نه به عنوان یک ضعف، که به عنوان یک هوشمندی در نظر بگیرید. قدرت واقعی امروز در دانستن همه چیز نیست، بلکه در دانستن چگونگی پرسیدن سوال درست و استفاده از ابزارهای مناسب برای یافتن پاسخ است. تجربه عملی شما + دانش گسترده هوش مصنوعی = یک ترکیب فوق‌العاده قدرتمند.

و حالا دیگر این نکته را برای همیشه یاد گرفته‌اید و در پروژه‌های بعدی نه تنها فراموش نمی‌کنید، بلکه به دیگران هم خواهید گفت. این ارزشمندترین شکل یادگیری است.
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: چیزی که الان می خوام بحث کنیم ، انواع ترانزیستوره....انواع شمار ها برای ترانزیستورها هست...فعلا همان bjt ها مد نظرم هست....به عنوان یک مبتدی ، گیج میشم که من با کدوم ترانزیستورها باید کار کنم ، کدام ها را باید بخرم و چند نوع ترانزیستور باید داشته باشم

سوال خیلی خوبی است! دقیقاً همین آشفتگی در انتخاب، یکی از رایج‌ترین چالش‌های مبتدیان است. بیایید این جنگل انبوه اعداد و حروف را برایتان مرتب و شفاف کنیم.

دو دسته اصلی که باید بشناسید

اول از همه، ترانزیستورهای BJT بر اساس ساختار به دو خانواده بزرگ تقسیم می‌شوند :

۱. ترانزیستورهای NPN (محبوب‌ترین و پرکاربردترین برای مبتدیان)
در این نوع، جریان اصلی از کلکتور به امیتر حرکت می‌کند. برای روشن کردنش، باید ولتاژ بیس را نسبت به امیتر مثبت کنید (حدود ۰.۷ ولت). کار کردن با اینها برای کسی که با میکروکنترلر کار می‌کند بسیار راحت‌تر است.

۲. ترانزیستورهای PNP (مکمل NPN)
در این نوع، جریان اصلی از امیتر به کلکتور حرکت می‌کند. برای روشن شدن، باید ولتاژ بیس را نسبت به امیتر منفی کنید. اینها معمولاً در موارد خاص و به عنوان مکمل NPN استفاده می‌شوند.

لیست خرید پیشنهادی برای یک مبتدی هوشمند

اگر بخواهید یک ست اولیه و کاربردی از ترانزیستورها تهیه کنید که جوابگوی ۹۰٪ پروژه‌های معمولی باشد، این لیست را به شما پیشنهاد می‌کنم :

گروه اول: ترانزیستورهای همه‌کاره (آموزش و پروژه‌های ساده)

· BC547 (NPN) و BC557 (PNP)
· حداکثر ولتاژ: ۴۵ ولت
· حداکثر جریان: ۱۰۰ میلی‌آمپر (۰.۱ آمپر)
· بسته‌بندی: TO-92 (همان ترانزیستورهای کوچک مشکی یا پلاستیکی)
· کاربرد: تقویت‌کننده‌های ساده، سوئیچ کردن LEDها، پروژه‌های آموزشی، پروژه رله‌ای که خودتان انجام دادید با اینها هم جواب می‌دهد.
· چرا؟ ارزان‌ترین و در دسترس‌ترین گزینه برای یادگیری.

گروه دوم: ترانزیستورهای قدرتمندتر (برای رله و موتورهای کوچک)

· 2N2222 (NPN) و 2N2907 (PNP)
· حداکثر ولتاژ: ۴۰-۶۰ ولت
· حداکثر جریان: ۶۰۰-۸۰۰ میلی‌آمپر (۰.۶ تا ۰.۸ آمپر)
· بسته‌بندی: TO-18 یا TO-92
· کاربرد: درایور رله‌های بزرگتر، راه‌اندازی موتورهای DC کوچک، پروژه‌های صنعتی ساده.
· چرا؟ نسبت به BC سری، جریان بیشتری را تحمل می‌کنند و برای بارهای سنگین‌تر مناسبند.

گروه سوم: ترانزیستورهای قدرت متوسط (برای پروژه‌های پیشرفته‌تر)

· BD139 (NPN) و BD140 (PNP)
· حداکثر ولتاژ: ۸۰ ولت
· حداکثر جریان: ۱.۵ آمپر
· بسته‌بندی: TO-126 (کمی بزرگتر و معمولاً فلزی یا نیمه‌فلزی)
· کاربرد: منابع تغذیه، تقویت‌کننده‌های صوتی قدرتمند، کنترل موتورهای متوسط.

یک قانون سرانگشتی برای انتخاب

اگر شک کردید که کدام را بخرید، این راهنما را دنبال کنید:

· آیا فقط می‌خواهید یک LED روشن کنید یا یک رله کوچک ۵ ولتی راه بیندازید؟ BC547 بیشتر از کافی است.
· آیا می‌خواهید یک رله ۱۲ ولت با جریان بالا یا یک موتور کوچک راه بیندازید؟ 2N2222 انتخاب مناسب‌تری است.
· آیا می‌خواهید منبع تغذیه بسازید یا تقویت‌کننده صوتی؟ BD139 را بخرید.

نکته مهم: معادل‌های جایگزین را بشناسید

در بازار ممکن است همیشه مدل دقیقی که می‌خواهید پیدا نشود. خبر خوب این است که این ترانزیستورها معادل‌های زیادی دارند. مثلاً:

· BC548، BC549، 2N3904 تقریباً معادل BC547 هستند .
· S8050 یک معادل رایج و ارزان برای 2N2222 است .

جمع‌بندی نهایی برای خرید

به عنوان یک مبتدی که تجربه راه‌اندازی رله را هم دارید، پیشنهاد من این است:

1. ۵ عدد BC547 (برای کارهای معمولی NPN)
2. ۵ عدد BC557 (برای مواقعی که نیاز به PNP دارید)
3. ۵ عدد 2N2222 (برای وقتی که جریان بیشتری نیاز دارید)

با همین سه مدل، می‌توانید پروژه‌های بسیار متنوعی را اجرا کنید و دستتان برای آزمایش باز است. بعدها که پیشرفت کردید و نیازهای خاص‌تری پیدا کردید، به سراغ مدل‌های تخصصی‌تر بروید.
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: اول بحث گفتی pnp و npn ، من به عنوان یک مبتدی اولا نمی دونم فرق اینها چیه و دوما فرق کاربرد اینها چیه.....به عنوان جک و لطیفه اسمشان را راست گرد و چپ گرد میذارم ، در تنیس روی میز ، ضربه بک هند و فور هند می زنند....واقعا فرق این دو دسته چیه؟

چه تشبیه عالی و بامزه‌ای! راست‌گرد و چپ‌گرد واقعاً توصیف جالبی است. ولی صادقانه بگویم، درک فرق این دو برای خیلی‌ها حتی بعد از سالها کار هم ممکن است ساده نباشد. بگذار این بار با زبانی کاملاً ساده و بدون فرمول‌های پیچیده، این دو را برای همیشه در ذهنت متمایز کنم.

فرق اصلی به زبان خیابونی

ترانزیستور NPN (همان راست‌گرد خودتان):

· جریان اصلی: از کلکتور به سمت امیتر حرکت می‌کند.
· فرمان: با دادن ولتاژ مثبت به بیس (نسبت به امیتر) روشن می‌شود.
· تکلیفش با زمین: امیتر مستقیماً به منفی تغذیه (GND) وصل می‌شود و بار (مثل رله) بین مثبت تغذیه و کلکتور قرار می‌گیرد.

ترانزیستور PNP (چپ‌گرد بامزه):

· جریان اصلی: از امیتر به سمت کلکتور حرکت می‌کند.
· فرمان: با دادن ولتاژ منفی یا صفر به بیس (یعنی بیس را به زمین وصل کنیم) روشن می‌شود.
· تکلیفش با مثبت: امیتر مستقیماً به مثبت تغذیه وصل می‌شود و بار (مثل رله) بین کلکتور و منفی تغذیه قرار می‌گیرد.

حالا بیا با مثال عملی خودت ببینیم

همان پروژه رله را در نظر بگیر. فرض کن میکروکنترلر داری که پایه‌اش یا صفر ولت (GND) می‌دهد یا ۵ ولت.

با NPN (راست‌گرد):

· امیتر را به GND وصل می‌کنی.
· رله را بین مثبت ۱۲ ولت و کلکتور می‌گذاری.
· بیس را با یک مقاومت به پایه میکرو وصل می‌کنی.
· نتیجه: وقتی میکرو ۵ ولت می‌دهد (فرمان مثبت)، ترانزیستور روشن می‌شود و رله کار می‌کند.

با PNP (چپ‌گرد):

· امیتر را به مثبت ۱۲ ولت وصل می‌کنی!
· رله را بین کلکتور و GND می‌گذاری.
· بیس را با یک مقاومت به پایه میکرو وصل می‌کنی.
· نتیجه: وقتی میکرو ۰ ولت می‌دهد (فرمان منفی)، ترانزیستور روشن می‌شود و رله کار می‌کند.

پس چرا ما بیشتر از NPN استفاده می‌کنیم؟

دلیلش به طرز فکر کردن ما برمی‌گردد. ما آدم‌ها عادت داریم فکر کنیم «هرچه ولتاژ بدم بیشتر، دستگاه پرکارتر می‌شود». مثلاً پدال گاز ماشین را هرچه بیشتر می‌فشاری، ماشین تندتر می‌رود. یا شیر آب را هرچه بیشتر باز کنی، آب بیشتری می‌آید.

NPN با این عادت جور درمی‌آید: به بیس ولتاژ مثبت می‌دهی (پدال گاز را می‌فشاری)، ترانزیستور روشن می‌شود و بار راه می‌افتد. ولتاژ را قطع کنی، ترانزیستور خاموش می‌شود. ساده و بی‌دردسر.

PNP برعکس عمل می‌کند: به بیس ولتاژ ندهی (پدال گاز را ول کنی)، ترانزیستور روشن است! برای خاموش کردنش باید به بیس ولتاژ بدهی. مثل این می‌ماند که برای تند رفتن ماشین، باید پایت را از روی پدال گاز برداریم! این با منطق روزمره ما جور درنمی‌آید و گیج‌کننده است.

کاربرد واقعی PNP کجاست؟

با این اوصاف، PNP چه فایده‌ای دارد؟ خیلی ساده: گاهی لازم است باری را روشن کنیم که یک سرش به GND وصل است. مثلاً فرض کن یک لامپ داری که یک سرش به زمین (شاسی ماشین) وصل است و تو می‌خواهی با یک کلید، سر دیگرش را به مثبت وصل کنی تا روشن شود. اینجا PNP به کار می‌آید.

در دنیای واقعی، معمولاً PNP را در کنار NPN و در مدارهای خاص مثل تقویت‌کننده‌های دوگانه (پوش-پول) استفاده می‌کنند.

جمع‌بندی با تشبیه خودت

· NPN = فورهند در تنیس روی میز: حرکت طبیعی و مستقیم. راکت را به سمتی می‌زنی که توپ از همان طرف می‌آید. با منطق ما جور است. بیشتر از آن استفاده می‌کنیم.
· PNP = بک‌هند: حرکت معکوس و غیرطبیعی. راکت را برعکس می‌گیری تا توپ را برگردانی. کارش را می‌کند، ولی باید ذهنت را کمی متفاوت تنظیم کنی.

پس اگر تازه شروع کرده‌ای، فعلاً همان NPN (راست‌گرد) را بگیر و پروژه‌هایت را پیش ببر. بعداً که حرفه‌ای‌تر شدی، PNP هم به کمکت می‌آید.
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: یک مقدار فرق npn و pnp را فهمیدم، حالا شاید بعدا باز بحث کردیم

ایول! همین که یک مقدارش را فهمیدی، کافیه.

دقیقاً همینطور پیش برو. الکترونیک مثل پازل می‌ماند؛ هر بار یک تکه را جاسازی می‌کنی. دفعه بعد که خواستی موتور یا رله را با PNP راه بندازی، یادت می‌آید که باید بیس را صفر کنی تا روشن شود، نه پنج ولت بدهی.

هر موقع خواستی بیشتر بدانی یا سر پروژه‌ای به مشکل خوردی، بحث را ادامه می‌دهیم. موفق باشی! ⚡
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: حالا برویم سراغ گروه های ترانزیستورهای bjt ، منش و شخصیت و رفتار و خلق آنها ، چه فرقی با هم دارد؟ مثلا یکیشون زود عصبانی میشه ؟ یا یکیشون تحملش زیاده؟ یا یکیشون حساس و زودرنج است؟ یا یکیشون صبورتر است؟

چه سوال بامزه و خلاقانه‌ای! واقعاً ترانزیستورها هم شخصیت‌های متفاوتی دارند. بیا با همین زبون خودت، بریم سراغ گروه‌های مختلف BJT و ببینیم هرکدام چه اخلاق و رفتاری دارند.

خانواده BC (مثل BC547 و BC557) - همان کارمندان اداری

شخصیت: اینها ترانزیستورهای منظم، خونسرد و بی‌ادعا هستند. سرشان به کار خودشان است، سر و صدا نمی‌کنند، گرمای زیادی تولید نمی‌کنند و همیشه در دسترسند.

· اخلاق: آرام و صبور، اما کم‌تحمل! اگر زیاد بهشان فشار بیاوری (جریان بیشتر از ۱۰۰ میلی‌آمپر)، زود قاطی می‌کنند و از کار می‌افتند.
· مثال: مثل یک کارمند اداری که کارهای روزمره را به خوبی انجام می‌دهد، اما اگر بار سنگین جابه‌جا کند، کمرش خرد می‌شود.
· کاربرد: پروژه‌های ساده، روشن کردن LED، تقویت صدا، سوئیچ کردن سنسورها.
· نکته اخلاقی: با ولتاژ ۴۵ ولت راحتند، بیشتر که بدهی اعصابشان خرد می‌شود!

خانواده 2N (مثل 2N2222 و 2N2907) - همان کارگران پرجنب‌وجوش

شخصیت: اینها ترانزیستورهای پرانرژی، قوی و باریک‌اندام اما پرزور هستند. از خانواده BC قوی‌ترند و حرف‌شنوی بیشتری دارند.

· اخلاق: پرتحمل و مقاوم. می‌توانند جریان تا ۸۰۰ میلی‌آمپر را تحمل کنند بدون اینکه گله کنند.
· مثال: مثل یک کارگر ساختمانی که می‌تواند کیسه سیمان جابه‌جا کند، اما هنوز برای بلند کردن تیرآهن کم می‌آورد.
· کاربرد: راه‌اندازی رله‌های قوی‌تر، موتورهای کوچک DC، درایورهای ساده.
· نکته اخلاقی: زودرنج نیستند، اما اگر بدون مقاومت بیس بهشان ولتاژ بدهی، دلخور می‌شوند و می‌سوزند!

خانواده BD (مثل BD139 و BD140) - همان هیکلی‌های باشگاه

شخصیت: اینها تنومند و قدرتی هستند. قیافه‌شان با بقیه فرق می‌کند (کمی درشت‌تر و معمولاً با بدنه فلزی). گرما را دوست دارند و از عرق ریختن نمی‌ترسند!

· اخلاق: خونسرد و صبور. می‌توانند جریان ۱.۵ آمپر را به راحتی تحمل کنند. وقتی داغ می‌کنند، پخش نمی‌کنند و به کارشان ادامه می‌دهند.
· مثال: مثل مربی بدنسازی که می‌توانند ساعت‌ها وزنه بزنند و خسته نشوند.
· کاربرد: تقویت‌کننده‌های صوتی قوی، منابع تغذیه، کنترل موتورهای متوسط.
· نکته اخلاقی: باید یک خنک‌کننده (هیت‌سینک) پشتشان بگذاری تا اذیت نشوند. وگرنه عصبانی می‌شوند و دود می‌کنند!

خانواده 2N3055 و MJE (مثل 2N3055) - همان پهلوان‌های وزنه‌بردار

شخصیت: اینها غول‌های دنیای ترانزیستورها هستند. یک‌دستی و یک‌تنه می‌توانند بار یک شهر را بکشند! بدنه فلزی و بزرگ دارند و اصلاً از گرما نمی‌ترسند.

· اخلاق: بسیار صبور و پرتحمل. جریان تا ۱۵ آمپر را به راحتی تحمل می‌کنند. ولتاژ بالا دوست دارند و در برابر ناملایمات (اتصال کوتاه) مقاومند.
· مثال: مثل پهلوان پوریای ولی که یک‌تنه بار یک کاروان را جابه‌جا می‌کند.
· کاربرد: اینورترها، منابع تغذیه صنعتی، آمپلی‌فایرهای خیلی قوی، کنترل موتورهای بزرگ.
· نکته اخلاقی: اگر بهشان بی‌احترامی کنی و خنک‌کننده نگذاری، باز هم صبوری می‌کنند، اما ته دلشان می‌سوزند و آخرش قیدت را می‌زنند!

خانواده دارلینگتون (مثل TIP120) - همان تیم دو نفره که بغل هم کار می‌کنند

شخصیت: اینها در واقع دو تا ترانزیستور هستند که در یک قاب بغل هم زندگی می‌کنند و با هم همکاری می‌کنند. به همین دلیل خیلی باهوش و قوی هستند.

· اخلاق: بسیار پرحوصله و فوق‌العاده قوی. با یک اشاره کوچک (جریان بیس خیلی کم)، کلی کار می‌کنند (جریان کلکتور بالا).
· مثال: مثل یک تیم پدر و پسر که پدر با یک اشاره کوچک به پسر، کلی کار را انجام می‌دهد.
· کاربرد: کنترل موتورهای پله‌ای، راه‌اندازی رله‌های خیلی قوی، پروژه‌های رباتیک.
· نکته اخلاقی: اینها کمی تنبل و کند هستند (سرعت سوئیچینگ پایین)، اما وقتی راه بیفتند، کوه را جابه‌جا می‌کنند!

جمع‌بندی شخصیت‌ها

· BC547: کارمند ساده‌دل و آرام اداری (برای کارهای سبک روزمره)
· 2N2222: کارگر پرتلاش و خوش‌اخلاق (برای کارهای نیمه‌سنگین)
· BD139: بدنساز حرفه‌ای و مغرور (برای کارهای سنگین‌تر)
· 2N3055: پهلوان بی‌ادعا و پرتحمل (برای کارهای فوق‌سنگین)
· TIP120: تیم دو نفره باهوش و هماهنگ (برای وقتی که قدرت و بهره بالا می‌خواهی)
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: تو بیشتر بر اساس قدرت و تحمل در بالا دسته بندی کردی درسته؟

دقیقاً! بر اساس قدرت و میزان تحمل بار دسته‌بندی کردم چون برای یک مبتدی، مهم‌ترین چیزی که باید بداند این است: «با چه ولتاژ و جریانی می‌توانم به این ترانزیستور فشار بیاورم قبل از اینکه عصبانی شود و دود کند؟»

اما اگر بخواهیم دقیق‌تر به شخصیت و خلق و خوی ترانزیستورها نگاه کنیم، چند معیار دیگر هم هست که تفاوتشان را مشخص می‌کند:

۱. بر اساس سرعت عکس‌العمل (زودرنجی یا صبوری در برابر تغییرات)

بعضی ترانزیستورها تند و تیز هستند و بعضی کند و سنگین.

· ترانزیستورهای سریع (مثل 2N2369 یا BF199):
· شخصیت: مثل یک ورزشکار سرعتی، زود عصبانی می‌شوند اما زود هم آرام می‌گیرند! با کوچکترین سیگنال، روشن و خاموش می‌شوند.
· کاربرد: مدارهای فرکانس بالا، رادیو، مخابرات.
· اخلاق: حساس و زودرنج. اگر دیر به دیر بهشان سیگنال بدهی، ناراحت می‌شوند!
· ترانزیستورهای کند (مثل خانواده دارلینگتون):
· شخصیت: مثل یک لاک‌پشت آرام و سنگین. دیر تصمیم می‌گیرند روشن شوند و دیر هم خاموش می‌شوند.
· کاربرد: جایی که سرعت مهم نیست، قدرت مهم است.
· اخلاق: خیلی صبور و باحوصله. عجله ندارند!

۲. بر اساس بهره یا بتا (باهوشی و زرنگی)

بهره یعنی چقدر می‌توانند با یک جریان کوچک بیس، جریان بزرگ کلکتور را کنترل کنند.

· ترانزیستورهای کم‌بهره (بتای پایین، مثل 2N3055):
· شخصیت: مثل یک کارگر ساده و زحمتکش. باید بهشان بیشتر فرمان بدهی (جریان بیس بیشتر) تا کار کنند.
· مثال: پهلوانی که باید داد بزنی تا بلند شود!
· ترانزیستورهای پربهره (بتای بالا، مثل BC547C یا دارلینگتون):
· شخصیت: مثل یک دستیار باهوش. با یک اشاره کوچک، می‌فهمد چه کار کند و کلی کار انجام می‌دهد.
· مثال: کارمندی که با یک ایمیل ساده، کلی کار را راه می‌اندازد.

۳. بر اساس تحمل ولتاژ (شجاعت و جسارت)

بعضی ترانزیستورها از ولتاژ بالا نمی‌ترسند، بعضی با کوچکترین ولتاژ اضافه می‌ترسند و می‌سوزند.

· ترانزیستورهای کم‌ولتاژ (مثل BC547):
· شخصیت: مثل آدمی که از ارتفاع می‌ترسد! تا ۴۵ ولت راحتند، بالاتر که بروی، رنگشان می‌پرد.
· ترانزیستورهای پرولتاژ (مثل MJE13007):
· شخصیت: مثل کوهنورد حرفه‌ای که از ارتفاع نمی‌ترسد. تا ۴۰۰ ولت یا بیشتر هم تحمل می‌کنند!
· کاربرد: منابع تغذیه سوئیچینگ، مدارهای با ولتاژ بالا.

۴. بر اساس جنس بدنه (برون‌گرا یا درون‌گرا)

· ترانزیستورهای فلزی (مثل 2N3055 قدیمی):
· شخصیت: برون‌گرا و خوش‌برخورد! گرمایی را که تولید می‌کنند، زود با محیط بیرون تقسیم می‌کنند (نیاز به خنک‌کننده دارند).
· ترانزیستورهای پلاستیکی (مثل BC547):
· شخصیت: درون‌گرا و کم‌توقع. گرمای کمی تولید می‌کنند و همان را هم پیش خودشان نگه می‌دارند.

خلاصه که هر ترانزیستور یک شخصیت منحصر‌به‌فرد دارد:


خلاصه شخصیت‌شناسی ترانزیستورها:

BC547
قدرت: کم
سرعت: متوسط
بهره (هوش): متوسط
شجاعت (ولتاژ): کم
شخصیت کلی: کارمند باهوش ولی کم‌جرئت

2N2222
قدرت: متوسط
سرعت: خوب
بهره (هوش): متوسط
شجاعت (ولتاژ): متوسط
شخصیت کلی: کارگر زرنگ و همه‌فن‌حریف

BD139
قدرت: خوب
سرعت: متوسط
بهره (هوش): متوسط
شجاعت (ولتاژ): خوب
شخصیت کلی: بدنساز باهوش و مغرور

2N3055
قدرت: عالی
سرعت: کم
بهره (هوش): کم
شجاعت (ولتاژ): خوب
شخصیت کلی: پهلوان قدیمی و باحوصله

TIP120
قدرت: عالی
سرعت: کم
بهره (هوش): عالی
شجاعت (ولتاژ): خوب
شخصیت کلی: تیم دو نفره باهوش


دقت کردی؟ هرکدام برای یک جای خاص ساخته شده‌اند. مثل آدم‌ها که بعضی برای ورزشکاری به دنیا می‌آیند، بعضی برای درس خواندن.
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: پس صفات ترانزیستورها را این جوری بیان کردی: قدرت ، سرعت ، بهره ، ولتاژ ، شخصیت کلی.....قدرت با ولتاژ فرقش چیه در یک ترانزیستور؟

سوال عالی پرسیدی! این دقیقاً جایی است که خیلی از مبتدیها (و حتی حرفه‌ای‌ها!) را به اشتباه می‌اندازد. بگذار با یک تشبیه ساده این دو را برای همیشه از هم جدا کنم.

قدرت (قدرت) در ترانزیستور یعنی چه؟

قدرت (Power) یعنی چقدر می‌تواند کار انجام دهد یا چقدر می‌تواند عرق بریزد!

در دنیای الکترونیک، قدرت از رابطه ساده P = V × I به دست می‌آید. یعنی:
قدرت = ولتاژ × جریان

· مثال انسانی: یک کارگر ساختمانی را تصور کن. قدرت او به این است که هم بتواند وزنه سنگین بلند کند (جریان بالا) و هم بتواند این کار را مداوم انجام دهد. اگر فقط بتواند وزنه بلند کند اما زود خسته شود، باز هم آدم قدرتمندی نیست.

ولتاژ (ولتاژ) در ترانزیستور یعنی چه؟

ولتاژ (Voltage) یعنی چقدر می‌تواند استرس و فشار را تحمل کند بدون اینکه خراب شود!

ولتاژ حداکثری که ترانزیستور می‌تواند بین پایه‌هایش تحمل کند، مثل این است که ببینیم یک آدم چقدر می‌تواند ارتفاع را تحمل کند یا چقدر می‌تواند در شرایط پراسترس دوام بیاورد.

· مثال انسانی: یک کوهنورد حرفه‌ای را تصور کن که می‌تواند در ارتفاع ۸۰۰۰ متری نفس بکشد (ولتاژ بالا)، اما شاید نتواند یک وزنه ۵۰ کیلویی را بلند کند (جریان کم). این یعنی ولتاژ بالا ولی قدرت کم.

حالا بیا با مثال ترانزیستوری ببینیم

مثال ۱: ترانزیستور کم‌قدرت اما با ولتاژ بالا
یک ترانزیستور مثل
MJE13007 را در نظر بگیر:

· ولتاژ تحمل: ۴۰۰ ولت (خیلی شجاع!)
· جریان تحمل: ۸ آمپر (میانگین)
· قدرت: حدود ۸۰ وات

این مثل یک کوهنورد لاغر اندام اما مقاوم است که می‌تواند در ارتفاع بالا دوام بیاورد، اما اگر وزنه سنگین به او بدهی، کم می‌آورد.

مثال ۲: ترانزیستور پرقدرت اما با ولتاژ پایین
یک ترانزیستور مثل
2N3055 را در نظر بگیر:

· ولتاژ تحمل: ۶۰ ولت (خیلی شجاع نیست!)
· جریان تحمل: ۱۵ آمپر (پرزور!)
· قدرت: حدود ۱۱۵ وات

این مثل یک وزنه‌بردار حرفه‌ای است که می‌تواند وزنه‌های خیلی سنگین بلند کند، اما اگر او را به ارتفاع ۴۰۰۰ متر ببری، نفسش می‌گیرد و از کار می‌افتد!

مثال ۳: ترانزیستور کم‌قدرت و کم‌ولتاژ
یک ترانزیستور مثل
BC547 را در نظر بگیر:

· ولتاژ تحمل: ۴۵ ولت (شجاعت متوسط)
· جریان تحمل: ۰.۱ آمپر (۱۰۰ میلی‌آمپر - خیلی کمزور!)
· قدرت: حدود ۰.۵ وات

این مثل یک کارمند اداری است که نه می‌تواند وزنه سنگین بلند کند و نه می‌تواند در ارتفاع بالا دوام بیاورد. اما برای کارهای روزمره اداری (روشن کردن LED، تقویت سیگنال صوتی) عالی است.

چرا این دو تا با هم فرق دارند؟

دلیلش به فیزیک ساختار ترانزیستور برمی‌گردد:

·
ولتاژ تحمل به ضخامت لایه‌های نیمه‌هادی و فاصله بین پایه‌ها بستگی دارد. هرچه این فاصله بیشتر باشد، ولتاژ بیشتری می‌تواند تحمل کند.
·
جریان تحمل به سطح مقطع سیم‌ها و اتصالات داخلی بستگی دارد. هرچه سیم‌ها کلفت‌تر باشند، جریان بیشتری می‌تواند عبور دهد.

بعضی ترانزیستورها برای ولتاژ بالا ساخته می‌شوند (ضخامت لایه زیاد)، بعضی برای جریان بالا (سطح مقطع زیاد). اما ترانزیستوری که هم ولتاژ بالا و هم جریان بالا داشته باشد، باید خیلی بزرگ و گران باشد.

جمع‌بندی با تشبیه خودمانی

· ولتاژ = شجاعت و مقاومت در برابر استرس
· جریان = زور و توان بلند کردن وزنه
· قدرت = حاصلضرب این دو = کل کاری که می‌تواند انجام دهد

یک ترانزیستور مثل یک ورزشکار است:

· بعضی در وزنه‌برداری قهرمانند (جریان بالا)
· بعضی در کوهنوردی قهرمانند (ولتاژ بالا)
· بعضی در هیچکدام قهرمان نیستند ولی برای کارهای روزمره عالی‌اند (BC547)
· بعضی هم در هر دو قهرمانند اما خیلی گران و کمیابند!

حالا فرق این دو را می‌بینی؟
 

saalek110

Well-Known Member
پس وقتی یک ترانزیستور خریدم ، باید بروم چه چیزهایی ، یعنی چه صفاتی را نگاه کنم تا بفهمم چه ساختار درونی دارد و برای چه کاری مناسب است؟

عالی! حالا داری وارد فاز حرفه‌ای می‌شی. وقتی ترانزیستور می‌خری، باید مثل یک کارآگاه به برگه مشخصاتش (دیتاشیت) نگاه کنی. این برگه مثل شناسنامه ترانزیستور است و تمام صفات و اخلاقیات او را نوشته. بیا با هم مهم‌ترین این صفات را مرور کنیم:

مهم‌ترین صفات برای تشخیص هویت ترانزیستور

۱. پلاریته (Polarity) - پسر است یا دختر؟!

اولین چیزی که باید ببینی این است که ترانزیستور از نوع NPN است یا PNP. این را معمولاً اول برگه یا حتی اول اسم ترانزیستور می‌نویسند .

· مثال: BC547 clearly says NPN .

۲. حداکثر جریان کلکتور (IC Max) - چقدر زور دارد؟

این عدد می‌گوید این ترانزیستور چقدر می‌تواند جریان را از خودش عبور دهد بدون اینکه حالش بد شود. واحد آن معمولاً آمپر (A) یا میلی‌آمپر (mA) است .

· مثال: BC547 فقط ۱۰۰ میلی‌آمپر (۰.۱ آمپر) می‌تواند تحمل کند .
· مثال: MJE15031G تا ۸ آمپر را تحمل می‌کند .

۳. حداکثر ولتاژ (VCEO) - چقدر شجاع است؟

این عدد می‌گوید ترانزیستور چقدر ولتاژ بین کلکتور و امیتر را می‌تواند تحمل کند. واحد آن ولت (V) است .

· مثال: BC546B تا ۶۵ ولت را تحمل می‌کند .
· مثال: FMMT494Q تا ۱۲۰ ولت را تحمل می‌کند .

۴. حداکثر توان (Power Dissipation) - قدرت کل چقدر است؟

این عدد می‌گوید ترانزیستور در کل چقدر می‌تواند توان (حاصلضرب ولتاژ در جریان) را به صورت گرما دفع کند. واحد آن وات (W) است .

· مثال: BC547 حدود ۰.۵ وات (۵۰۰ میلی‌وات) توان دارد .
· مثال: MJE15031G حدود ۵۰ وات توان دارد .

۵. بهره جریان (hFE یا بتا) - چقدر باهوش است؟

این عدد نشان می‌دهد ترانزیستور چقدر می‌تواند جریان بیس را تقویت کند. یعنی با یک جریان کوچک بیس، چقدر جریان بزرگ در کلکتور ایجاد کند .

· مثال: BC546B حداقل بهره ۱۱۰ دارد .
· مثال: BTN6023 بهره بین ۱۲۰ تا ۴۰۰ دارد .

۶. ولتاژ اشباع (VCE(sat)) - چقدر کم توقع است؟

این عدد می‌گوید وقتی ترانزیستور کاملاً روشن است (اشباع)، چقدر ولتاژ بین کلکتور و امیتر می‌افتد. هرچه این عدد کمتر باشد، ترانزیستور کم‌توقع‌تر و پربازده‌تر است .

· مثال: BTN6023 فقط ۰.۳۵ ولت ولتاژ اشباع دارد .

۷. فرکانس قطع (fT یا Transition Frequency) - چقدر تند و تیز است؟

این عدد می‌گوید ترانزیستور تا چه فرکانسی می‌تواند کار کند. واحد آن مگاهرتز (MHz) است .

· مثال: BC546B تا ۳۰۰ مگاهرتز می‌تواند کار کند .
· مثال: MJE15031G تا ۳۰ مگاهرتز می‌تواند کار کند .

۸. نوع بسته‌بندی (Package) - جثه و قیافه‌اش چطور است؟

این مشخص می‌کند ترانزیستور چه شکلی است و چطور باید سوار برد شود .

· TO-92: همان ترانزیستورهای کوچک پلاستیکی (مثل BC547) .
· TO-220: ترانزیستورهای بزرگ با یک سوراخ برای پیچ کردن روی خنک‌کننده (مثل MJE15031G) .
· SOT-23: ترانزیستورهای ریز سطحی (SMD) برای بردهای متراکم .

یک برگه مشخصات واقعی را با هم بخوانیم

بیا فرض کن برگه مشخصات BC546B را جلوی داری :

برگه مشخصات ترانزیستور BC546B

صفت: Polarity.......مقدار: NPN.........معنی به زبان خودمانی: پسر است (راست‌گرد)

صفت: VCEO........مقدار: 65V.........معنی به زبان خودمانی: تا ۶۵ ولت استرس را تحمل می‌کند

صفت: IC Max...........مقدار: 100mA..........معنی به زبان خودمانی: می‌تواند ۱۰۰ میلی‌آمپر جریان بدهد

صفت: hFE Min..........مقدار: 110...........معنی به زبان خودمانی: با ۱ میلی‌آمپر به بیس، می‌تواند ۱۱۰ میلی‌آمپر در کلکتور ایجاد کند

صفت: Power Dissipation............مقدار: 500mW............معنی به زبان خودمانی: حداکثر توان کل ۰.۵ وات

صفت: fT.............مقدار: 300MHz..........معنی به زبان خودمانی: می‌تواند تا فرکانس ۳۰۰ مگاهرتز کار کند

صفت: Package..........مقدار: TO-92.............معنی به زبان خودمانی: کوچک و پلاستیکی، مناسب بردهای سوراخ‌دار

خلاصه: چک‌لیست خرید ترانزیستور

وقتی می‌خواهی ترانزیستور بخری، این سوالات را از خودت بپرس:

1. چه نوعی لازم دارم؟ NPN یا PNP؟
2. چه ولتاژی دارم؟ (مثلاً ۱۲ ولت یا ۲۴ ولت) → ترانزیستوری انتخاب کن که ولتاژ تحملش بیشتر از ولتاژ کاری تو باشد.
3. چه جریانی می‌خواهم سوییچ کنم؟ (مثلاً ۵۰ میلی‌آمپر برای LED یا ۱ آمپر برای موتور) → ترانزیستوری انتخاب کن که حداکثر جریانش دو برابر جریان مورد نیاز تو باشد (ضریب اطمینان).
4. چقدر فضا دارم؟ (ترانزیستور سوراخ‌دار یا سطحی؟)
5. با چه سرعتی باید کار کند؟ (برای خاموش و روشن کردن ساده، سرعت مهم نیست. برای مدارات فرکانس بالا، باید فرکانس قطع بالا باشد).

با این چک‌لیست، دیگر هیچ ترانزیستوری برایت غریبه نیست!
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: برای همان مثال خودم ، که از یک پایه میکروکنترلر جریان بگیرد و یک رله را روشن کنه ...این صفات از چه قرارند؟

آفرین! حالا داریم وارد فاز عملی می‌شویم. بیا برای همان پروژه خودت (راندن رله با میکروکنترلر) صفات مورد نیاز را مشخص کنیم.

پروژه تو: میکروکنترلر می‌خواهد یک رله را راه بیندازد

شرایط مسئله:

· میکروکنترلر از پایه خودش ولتاژ ۵ ولت (یا ۳.۳ ولت) می‌دهد
· جریانی که میکرو می‌تواند بدهد محدود است (معمولاً تا ۲۰-۴۰ میلی‌آمپر)
· رله برای تحریک شدن به جریان بیشتری نیاز دارد (مثلاً ۵۰ تا ۱۰۰ میلی‌آمپر)
· ولتاژ رله ممکن است ۵ ولت، ۱۲ ولت یا ۲۴ ولت باشد

چه صفاتی را باید در ترانزیستور نگاه کنی؟

۱. پلاریته (Polarity): حتماً NPN

برای این کار، ترانزیستور NPN انتخاب کن. چرا؟ چون با منطق میکروکنترلر جور درمی‌آید: به بیس ولتاژ بدهی (۵ ولت)، ترانزیستور روشن می‌شود و رله کار می‌کند.

۲. حداکثر جریان کلکتور (IC Max): حداقل ۲ برابر جریان رله

باید ببینی رله تو چند میلی‌آمپر میکشد. مثلاً یک رله ۱۲ ولت معمولی حدود ۳۰-۴۰ میلی‌آمپر می‌کشد . برای اطمینان، ترانزیستوری انتخاب کن که حداقل ۲ برابر این جریان را تحمل کند.

· اگر جریان رله ۴۰ میلی‌آمپر است → ترانزیستور با IC حداقل ۸۰ میلی‌آمپر (ترجیحاً ۱۰۰ میلی‌آمپر یا بیشتر)

۳. حداکثر ولتاژ (VCEO): بیشتر از ولتاژ رله

اگر رله تو با ۱۲ ولت کار می‌کند، ترانزیستوری انتخاب کن که ولتاژ تحملش بیشتر از ۱۲ ولت باشد. معمولاً ترانزیستورهای معمولی مثل BC547 تا ۴۵ ولت را تحمل می‌کنند که کافی است.

۴. حداکثر توان (Power Dissipation): مهم نیست!

برای رله‌های کوچک، توان معمولاً آنقدر کم است که نگرانش نباشی. BC547 حدود ۰.۵ وات توان دارد که برای این کار کافی است.

۵. بهره جریان (hFE یا بتا): حداقل ۱۰۰

بهره یعنی با چقدر جریان بیس، چقدر جریان کلکتور می‌گیری. اینجا مهم است. فرمولش این است:

جریان بیس = جریان کلکتور ÷ بهره

اگر جریان رله ۵۰ میلی‌آمپر باشد و بهره ترانزیستور ۲۰۰ باشد:
جریان بیس = ۵۰ ÷ ۲۰۰ = ۰.۲۵ میلی‌آمپر

این جریان خیلی کم است و میکروکنترلر به راحتی می‌تواند تأمین کند.

۶. ولتاژ اشباع (VCE(sat)): تا حد ممکن پایین

هرچه این عدد کمتر باشد، ترانزیستور هنگام روشن بودن، ولتاژ کمتری روی خودش می‌اندازد و داغ نمی‌کند. معمولاً زیر ۱ ولت خوب است.

حالا بیا دو تا از معروف‌ها را مقایسه کنیم

BC547 (پیشنهاد من برای تو)

· پلاریته: NPN
· حداکثر جریان: ۱۰۰ میلی‌آمپر (برای رله‌های کوچک عالی)
· حداکثر ولتاژ: ۴۵ ولت (برای رله ۵ یا ۱۲ ولت عالی)
· حداکثر توان: ۰.۵ وات (کافی است)
· بهره: بین ۱۱۰ تا ۸۰۰ (عالی! یعنی با جریان خیلی کم بیس راه می‌افتد)
· بسته‌بندی: TO-92 (همان ترانزیستور کوچک پلاستیکی)
· شخصیت کلی: کارمند باهوش ولی کم‌جرئت (برای کارهای سبک مثل رله عالی)

2N2222 (گزینه قوی‌تر)

· پلاریته: NPN
· حداکثر جریان: ۸۰۰ میلی‌آمپر (برای رله‌های قوی‌تر)
· حداکثر ولتاژ: ۳۰-۴۰ ولت
· حداکثر توان: ۱.۸ وات (قوی‌تر)
· بسته‌بندی: TO-18 یا TO-92
· شخصیت کلی: کارگر زرنگ و همه‌فن‌حریف (برای رله‌های بزرگ‌تر)

جمع‌بندی نهایی برای پروژه خودت

برای رله‌ای که با میکروکنترلر راه می‌اندازی:
صفات پیشنهادی برای ترانزیستور در پروژه رله با میکروکنترلر

صفت: پلاریته
مقدار پیشنهادی: NPN
چرا؟: با منطق میکرو جور درمی‌آید

صفت: جریان کلکتور (IC)
مقدار پیشنهادی: بیش از ۲ برابر جریان رله
چرا؟: برای اطمینان از سوختن

صفت: ولتاژ (VCEO)
مقدار پیشنهادی: بیش از ولتاژ رله
چرا؟: مثلاً برای رله ۱۲ ولت، حداقل ۲۵ ولت

صفت: بهره (hFE)
مقدار پیشنهادی: بیش از ۱۰۰
چرا؟: تا جریان کمی از میکرو بکشد

صفت: نمونه آماده
مقدار پیشنهادی: BC547، 2N2222
چرا؟: دم‌دستی و ارزان

پس برای پروژه خودت، BC547 یک انتخاب عالی است. با یک مقاومت مناسب روی بیس (محاسبه می‌کنیم) و یک دیود هرزگرد موازی رله، مدارت کاملاً حرفه‌ای کار می‌کند.

اگر رله‌ات بزرگ‌تر است و جریان بیشتری می‌کشد، برو سراغ 2N2222.
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: اتفاقا من هم فکر کنم از bc547 استفاده کردم ، البته صفات این ترانزیستور را دقیق نمی دانستم ، فقط شنیده بودم برای تقویت کننده است

دقیقاً! انتخاب هوشمندانه‌ای بودی. BC547 یکی از معروف‌ترین و پرکاربردترین ترانزیستورهای دنیاست. بذار ببینیم این ترانزیستوری که فقط شنیده بودی "برای تقویت‌کننده است"، چه صفات دیگری دارد که آن را برای پروژه رله تو مناسب کرده.

شناسنامه کامل BC547 (همان ترانزیستور خودت)

پلاریته: NPN (پسر راست‌گرد)

حداکثر جریان کلکتور (IC): ۱۰۰ میلی‌آمپر (۰.۱ آمپر)

· برای رله‌های کوچک که معمولاً ۳۰-۷۰ میلی‌آمپر می‌کشند، کاملاً کافی است.

حداکثر ولتاژ (VCEO): ۴۵ ولت

· اگر رله تو ۵ ولت یا ۱۲ ولت باشد، این ترانزیستور با خیال راحت می‌تواند آن را تحمل کند.

حداکثر توان مصرفی: ۵۰۰ میلی‌وات (۰.۵ وات)

· برای پروژه رله، توان مصرفی آنقدر پایین است که نگرانش نباشی.

بهره جریان (hFE): بین ۱۱۰ تا ۸۰۰ (متغیر بر اساس مدل)

· یعنی با یک جریان خیلی کوچک از میکروکنترلر، می‌تواند جریان مورد نیاز رله را تأمین کند.

فرکانس قطع (fT): ۳۰۰ مگاهرتز

· برای روشن و خاموش کردن رله که سرعت پایینی دارد، این عدد فوق‌العاده بالاست و نشان می‌دهد ترانزیستور می‌تواند در کاربردهای فرکانس بالا هم استفاده شود.

بسته‌بندی: TO-92 (همان ترانزیستور کوچک پلاستیکی سه‌پایه)

کاربردهای اصلی: تقویت‌کنندگی و کلیدزنی (سوئیچینگ)

چرا BC547 برای پروژه رله تو عالی بود؟

1. نوع NPN: با منطق میکروکنترلر جور درمی‌آید. به بیس ولتاژ بدهی (۵ ولت)، ترانزیستور روشن می‌شود و رله کار می‌کند.
2. بهره بالا (hFE): با جریان بسیار کمی از میکروکنترلر (چند میلی‌آمپر)، می‌تواند جریان مورد نیاز رله (مثلاً ۵۰ میلی‌آمپر) را تأمین کند. این یعنی میکروکنترلرت آسیب نمی‌بیند.
3. جریان کافی (۱۰۰mA): برای رله‌های کوچک که جریانشان زیر ۱۰۰ میلی‌آمپر است، کاملاً مناسب است.
4. ولتاژ کافی (۴۵V): برای رله‌های ۵ ولت یا ۱۲ ولت، بیش از حد نیاز تحمل دارد.
5. دسترسی آسان و قیمت پایین: همانطور که خودت گفتی، "شنیده بودم برای تقویت‌کننده است" یعنی معروف است و در همه فروشگاه‌ها پیدا می‌شود.

نکته جالب

BC547 سه مدل اصلی دارد: A، B و C که تفاوتشان در میزان بهره (hFE) است:

· BC547A: بهره ۱۱۰ تا ۲۲۰
· BC547B: بهره ۲۰۰ تا ۴۵۰
· BC547C: بهره ۴۲۰ تا ۸۰۰

برای پروژه رله، هر کدام از اینها کار می‌کند. حتی فروشنده‌ها معمولاً بدون پسوند می‌فروشند که برای اکثر مدارهای عمومی تفاوتی ندارد.

پس انتخاب تو کاملاً درست بوده. BC547 نه تنها برای تقویت‌کننده، بلکه برای سوئیچینگ (همین کاری که تو کردی) هم عالی است. در واقع یکی از بهترین گزینه‌ها برای یادگیری و پروژه‌های اولیه است.
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: گفتی:
BC547A: بهره ۱۱۰ تا ۲۲۰
· BC547B: بهره ۲۰۰ تا ۴۵۰
· BC547C: بهره ۴۲۰ تا ۸۰۰
آیا بهره بیشتر یعنی ترانزیستور گرانتر و در ضمن بگو بهره چیه؟

سوال عالی! هم در مورد بهره پرسیدی، هم در مورد قیمت. بگذار کامل برات روشن کنم.

بهره (hFE یا بتا) یعنی چه؟

بهره یعنی قدرت تقویت‌کنندگی ترانزیستور. به زبان ساده:

بهره = نسبت جریان خروجی به جریان ورودی

اگر یادت باشد در پروژه رله، تو از میکروکنترلر یک جریان کوچک به بیس دادی و در عوض یک جریان بزرگتر از کلکتور به امیتر عبور کرد تا رله را راه بیندازد. این همان بهره است.

فرمول بهره:
hFE = جریان کلکتور ÷ جریان بیس

مثال عددی:
اگر یک ترانزیستور بهره‌اش ۲۰۰ باشد:

· به بیس ۱ میلی‌آمپر بدهی
· می‌توانی ۲۰۰ میلی‌آمپر از کلکتور بکشی

در پروژه خودت:

· رله ۵۰ میلی‌آمپر نیاز داشت
· با بهره ۲۰۰، فقط به ۰.۲۵ میلی‌آمپر جریان بیس نیاز داری
· این یعنی فشار بسیار کم روی میکروکنترلر

بهره بیشتر بهتر است یا بدتر؟

مزایای بهره بالاتر:

· با جریان کمتر از میکروکنترلر، کار راه می‌افتد
· برای میکروکنترلر ایمن‌تر است
· می‌توانی از مقاومت بزرگتر روی بیس استفاده کنی

معایب بهره بالاتر:

· گاهی نویز بیشتری تولید می‌کند
· در فرکانس‌های بالا ممکن است ناپایدار شود
· برای بعضی مدارهای خاص، بهره خیلی بالا مشکل ایجاد می‌کند

حالا در مورد قیمت و گرانی

جواب کوتاه: نه، بهره بالاتر لزوماً به معنی گران‌تر بودن نیست!

در مورد BC547، هر سه مدل A و B و C معمولاً قیمت یکسانی دارند. تفاوتشان در فرآیند تولید و تلورانس است. وقتی ترانزیستورها را می‌سازند، بهره دقیق یکسانی ندارند. آنها را تست می‌کنند و بر اساس بهره‌ای که دارند، دسته‌بندی می‌کنند:

· آنهایی که بهره کم دارند می‌شوند A
· آنهایی که بهره متوسط دارند می‌شوند B
· آنهایی که بهره بالا دارند می‌شوند C

پس هر سه از یک خط تولید می‌آیند و قیمتشان یکی است. فروشنده معمولاً بدون اینکه بپرسد کدام مدل را می‌خواهی، همانی را می‌دهد که دارد (اغلب BC547B یا بدون پسوند).

پس برای پروژه‌های معمولی کدام را بخرم؟

برای پروژه رله خودت، هر سه مدل کار می‌کنند. اما اگر دستت باز است:

· BC547C (بهره بالا) برای کار با میکروکنترلر ایده‌آل‌تر است چون جریان کمتری از میکرو می‌گیرد
· BC547B رایج‌ترین و در دسترس‌ترین است
· BC547A هم کار می‌کند، فقط باید مقاومت بیس را کمی کوچکتر انتخاب کنی

یک نکته مهم

بهره ترانزیستور ثابت نیست! با تغییر جریان و دما، تغییر می‌کند. به همین دلیل در مدارهای حرفه‌ای طوری طراحی می‌کنند که مدار به تغییرات بهره حساس نباشد. ولی برای پروژه ساده رله، اصلاً نگران نباش.
 

saalek110

Well-Known Member
سالک: تا اینجا چیزهای زیادی یاد گرفتم....

چه عالی! واقعاً خوشحالم که این بحث برات مفید بوده. بیا یه مرور سریع روی چیزهایی که یاد گرفتی بکنیم:

خلاصه سفر ما در دنیای ترانزیستورها:

۱. ترانزیستور چیه؟ مثل یک شیر یا سوئیچ که با جریان کم، جریان زیاد رو کنترل می‌کنه.

۲. فرق BJT و FET:

· BJT با جریان کار می‌کنه (دم‌دستی‌تر)
· FET با ولتاژ کار می‌کنه (حرفه‌ای‌تر)

۳. NPN و PNP (راست‌گرد و چپ‌گرد):

· NPN: با ولتاژ مثبت به بیس روشن می‌شه
· PNP: با صفر ولت به بیس روشن می‌شه

۴. شخصیت‌شناسی ترانزیستورها:

· BC547: کارمند باهوش ولی کم‌جرئت
· 2N2222: کارگر زرنگ و همه‌فن‌حریف
· BD139: بدنساز باهوش و مغرور
· 2N3055: پهلوان قدیمی و باحوصله
· TIP120: تیم دو نفره باهوش

۵. صفات مهم در برگه مشخصات:

· پلاریته (NPN یا PNP)
· جریان کلکتور (چقدر زور داره)
· ولتاژ (چقدر شجاعه)
· بهره یا hFE (چقدر باهوشه)
· توان (قدرت کل)
· بسته‌بندی (جثه و قیافه)

۶. بهره یعنی چی: نسبت جریان خروجی به جریان ورودی. هرچه بیشتر باشه، با جریان کمتری از میکروکنترلر، بار سنگین‌تر رو می‌تونیم راه بندازیم.

۷. پروژه عملی خودت: راه‌اندازی رله با BC547 و میکروکنترلر، که دقیقاً همون کاری بود که کردی و الان می‌دونی چرا جواب داده!

حالا دیگه چی می‌دونی؟

· می‌دونی چرا باید زمین دو تا منبع تغذیه رو به هم وصل کنی
· می‌دونی چطور برگه مشخصات بخونی
· می‌دونی برای پروژه بعدی چه ترانزیستوری بخری
· می‌دونی فرق قدرت و ولتاژ چیه

قدم بعدی چی می‌تونه باشه؟

اگه خواستی ادامه بدیم، می‌تونیم بریم سراغ:

· مدارهای عملی بیشتر (مثل راه‌اندازی موتور پله‌ای، یا ساخت یه آژیر ساده)
· نحوه محاسبه مقاومت بیس (چقدر مقاومت باید بذاری که ترانزیستور نسوزی)
· آشنایی با FETها (برای زمانی که پروژه‌های پیشرفته‌تر می‌خوای)
· یا هر سوال دیگه‌ای که برات پیش اومده

نظرت چیه؟ از کدوم مبحث خوشت میاد ادامه بدیم؟
 

جدیدترین ارسال ها

بالا