هنرهای تجسمی و معماری

شروع موضوع توسط faezeh.m ‏8 مارس 2017 در انجمن معماری

  1. faezeh.m

    faezeh.m New Member

    ارسال‌ها:
    21
    تشکر شده:
    0
    امتیاز دستاورد:
    1
    هنرهای تجسمی از موضوعاتی هستش که در تمامی رشته ها تاثیر گذار خواهد بود. این موضوع را ایجاد کردیم تا اطلاعاتی بیشتری در ارتباط با هنرهای تجسمی بتونیم داشته باشیم و از آن ها در روند بهبود معماری استفاده کنیم....
     
    نوشته شده توسط faezeh.m در ‏8 مارس 2017
  2. faezeh.m

    faezeh.m New Member

    ارسال‌ها:
    21
    تشکر شده:
    0
    امتیاز دستاورد:
    1
    دوشنبه های هنرهای تجسمی: نیکزاد نجومی به قلم جواد مجابی
    نیکزاد (سال46) دانشکده هنرهای زیبای تهران را به پایان برده، دو سالی (50-51) در رشته ی فیلمسازی و پویانمایی پژوهش کرده و بعد از کالج هنری شهر نیویورک فارغ التحصیل شده است. نخستین تصویری که از تابلوهای نجومی به یاد می آید چهارخانه های مرتب و نامرتبی است که در ابعاد تغییر یابنده پس زمینه تابلوها را می سازد تا فضای بعضی از چهارخانه ها با حجم های سیاه و سفید یا رنگی، پر شود. این حجم ها، هیکل های درشت و عضلانی اند که در جوانب مختلف تابلو حرکت می کنند تا ترکیب بندی تابلو با دقتی ریاضی متوازن گردد.
    [​IMG]
    در آتلیه وسیع و روشنش در خیابان بیستم نیویورک، شاهد ده ها تابلوی بزرگ اندازه و پرکار او بودم که در انتظار نمایشگاهی کشف شدنی، روزشماری می کردند. این تابلوها از آن نوع تقسیم بندی های هندسی که سابقا از او در ایران دیده بودم آزاد و رها شده، کمپوزیسیون ها جسورانه و رنگ گذاری دقیق تر شده است. فضاهایی در تابلو همچون گردابی یا مدخل سفینه ای نگاه را به درون تابلو می کشاند. دو نوع کار دیگر هم دیدم. یکی طرح های ماژیکی است که روی صفحه اول روزنامه صبح (نیویورک تایمز) کشیده شده بود با مضمون هایی آزاد و غالبا اروتیک و هجایی و روشی بی پروا شکل گرفته بود که شایسته برخورد نقاش با روزنامه روی میز صبحانه است. دیگری کارهایی بود که بخشی از آنها را خود در تهران (گالری آریا) نشان داده بود. این مجموعه را دنیای جدید سیاستمداران مقوایی نامیده ام. در تبیین این کارها به من گفت: این تابلوها بیشتر بر اساس عکس های صفحه اول روزنامه ساخته شده و تقریبا شبیه عکس چاپ شده سیاستمداران مشهور در موقعیت های رسمی است که البته به دلایلی از چهره آنها شباهت زدایی شده است اما یک بیننده حرفه ای آن ها را با شناسایی حرکات یا قدوقواره شان تشخیص می دهد که کیست و اشاره عکس به چیست. سیاستمداران و مدیران دنیایی جدید، پزهای شناخته شده ای دارند که بیشتر تصنعی و تشریفاتی اما تاثیرگذار است.
    [​IMG]
    اردشیر محصص، نیکزاد نجومی، هادی هزاوه‌ای
    برخی از آثار نیکزاد نجومی:
    [​IMG][​IMG][​IMG]
    [​IMG]
    [​IMG]
    [​IMG]
    [​IMG]
    [​IMG]



    منبع و اطلاعات بیشتر در ارتباط با هنرهای تجسمی در سایت www.arel.ir
     
    نوشته شده توسط faezeh.m در ‏12 مارس 2017
  3. faezeh.m

    faezeh.m New Member

    ارسال‌ها:
    21
    تشکر شده:
    0
    امتیاز دستاورد:
    1
    هنرهای تجسمی: نمایشگاه گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران
    [​IMG]
    نمایشگاه مسافران برلین و رم؛ آثار خارجی و ایرانی گنجینهﻣﻮزه ﻫﻨﺮﻫﺎي ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺗﻬﺮان عصر روز سه شنبه 17 اسفند ماه در موزه هنرهای معاصر تهران افتتاح شد.
    [​IMG]
    به گزارش خبرگزاری موزه هنرهای معاصر:
    مجید ملا نوروزی؛ مدیر کل هنرهای تجسمی در افتتاحیه این نمایشگاه گفت: این نمایشگاه که قرار بود ماه گذشته در موزه برلین و بعد در موزه رم برگزارشود به دلیل اینکه برخی مسایل پیش آمد،آثار به آلمان و ایتالیا نرفت و امیدواریم که در تابستان سال آینده نمایشگاه آثار خارجی و ایرانی گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران، در برلین آلمان و بعد رم ایتالیا برگزار شود.
    ملا نوروزی ادامه داد: در زمانی که قرار بود آثار موزه برای نمایشگاه در برلین و رم فرستاده شود عده ای مواردی را مطرح کردند که مشخص نیست چه آثاری قراراست به نمایشگاه برود و این آثار چگونه انتخاب شده است، بنابر این تصمیم گرفتیم این نمایشگاه در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شود.
    مدیر کل هنرهای تجسمی ادامه داد: برای انتشار کتاب آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران ،تمامی آثار عکاسی شده و امیدواریم در اوایل سال آینده کتاب منتشر شود. سال 1392 نمایشگاه آثار چاپ دستی گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد که کاتالوگ نمایشگاه به سرعت فروش رفت و مورد استقبال قرار گرفت و با بنیاد لاجوردی هماهنگ کردیم که آثار ان نمایشگاه را در کنار سایر آثار چاپ دستی گنجینه در یک کتاب تهیه کند. بنابراین بقیه آثار چاپ گنجینه هم عکاسی شد و امروز کتاب آثار چاپ دستی هنرمندان جهان در گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران با بیش از 550 اثر منشتر شد.انتشار این کتاب و کتاب آثار خارجی گنجینه که تمامی آثار را در بر می گیرد در آینده نزدیک با اطلاعات آثار ، آگاهی کاملی از آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران به هنرمندان و علاقه مندان خواهد داد و از تعداد و نوع آثار موزه اطلاع پیدا می کنند. در این مجموع بعضی آثار که با توجه به شرایط فرهنگی ما امکان نمایش کامل آنها وجود ندارد به گونه ای منتشر می شود که با مقتضیات فرهنگی جامعه ما مغایر نباشد.انتشاراین این کتاب ها در واقع مستندسازی جامعی در باره آثار کنجینه است.
    ملا نوروزی در باره انتخاب آثار این نمایشگاه گفت:آثار خارجی این نمایشگاه از سوی موزه برلین و موزه ماکسی ایتالیا انتخاب شده است و اثار ایرانی را هنرمند و پژوهشگر مهدی حسینی انتخاب کرده است.
    [​IMG]
    غلامرضا نامی؛ دبیر نمایشگاه در ادامه این مراسم گفت: این نمایشگاه قرار بود بلیت دو طرفه به اروپا داشته باشد و برود و برگردد که انجام نشد اما همچنان امیدواریم نمایشگاه در آلمان و ایتالیا برگزار شود چون هم برای هنر آن کشورها و هم برای هنر ما مفید و موثر است.
    نامی ادامه داد:برگزاری چنین نمایشگاهی به چند ماه فرصت نیاز دارد اما ما برای برگزاری نمایشگاه کمتر از دو هفته فرصت داشتیم.
    مهدی حسینی؛پژوهشگر هنر وهنرمند نیز در این مراسم گفت:زمانی که برگزاری نمایشگاه آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران در آلمان و ایتالیا مطرح شد،مسایل و مواردی در رسانه ها و شبکه های اجتماعی منتشر شد که ممکن است این آثار به کشور باز نگردد یا مشابه آنها باز گردد. با توجه به سابقه روابط فرهنگی،اقتصادی و سیاسی آلمان با ایران چطور ممکن است آلمان آثار موزه را بر نگرداند.
    حسینی ادامه داد:موزه برلین برای تک تک آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران فضای خاصی در نظر گرفته است که این فضا هنوز موجود است و امیدواریم بعد از پایان نمایشگاه در موزه هنرهای معاصر تهران ،این آثار در نمایشگاه ی در برلین و رم برگزار شود. همچنین کتاب آثار نمایشگاه به زبان های آلمانی،ایتالیایی،انگلیسی و فارسی نیز آماده شده که همزمان با نمایشگاه در برلین ارائه خواه شد.
    حسینی گفت:موزه هنرهای معاصر تهران بعد از اروپا و آمریکا بزرگترین گنجینه انتزاع مکتب نیویورک آبستره اکسپرسیونیسم را دارد.
    این پژوهشگر همچنین در باره انتشار کتاب هایی از آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران گفت:کتاب تمامی آثار خارجی گنجینه موزه آماده شده و بعد از عید نوروز منتشر خواهد شد. همچنین کتاب آثار عکس خارجی گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران نیز در حال آماده سازی است و منتشر می شود و کتاب آثار سقاخانه موزه نیز تهیه شده است که امیدواریم با حمایت موزه و دفتر هنرهای تجسمی منتشر شود. همچنین کتاب آثار چاپ دستی هنرمندان خارجی گنجینه نیز منتشر شده است که امروز رونمایی می شود.
    حسینی در پایان گفت: امیدواریم این نمایشگاه حربه ای را که در اختیار عده ای بود و مسایلی را در باره ارسال آثار به برلین و رم مطرح می کردند،گرفته شود.
    در ادامه این مراسم کتاب آثار چاپ دستی هنرمندان جهان در موزه هنرهای معاصر تهران با حضور مجید ملا نوروزی؛مدیر کل هنرهای تجسمی،علی محمد زارع؛سرپرست موزه هنرهای معاصر تهران،مهدی حسینی و میر بنیاد لاجوردی رونایی شد.
    در این مراسم نویسندگان و هنرمندانی از جمله محمود دولت آبادی، علی فرامرزی،عباس مشهدی زاده،رضوان صادق زاده،فرشته یمینی شریف،جواد نوبهار،قربانی،انوشفر و .. حضور داشتند. در این نمایشگاه 30 اثرخارجی و 31 اثر ایرانی گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران به نمایش گذاشته شده است و علاقه مندان تا 26 خرداد ماه سال 1396 می توانند از این نمایشگاه دیدن کنند.
    برای مشاهده گنجینه به سایت آرل مراجعه فرمایید.
     
    نوشته شده توسط faezeh.m در ‏3 آوریل 2017
  4. faezeh.m

    faezeh.m New Member

    ارسال‌ها:
    21
    تشکر شده:
    0
    امتیاز دستاورد:
    1
    [​IMG]
    رضا بانگیز متولد 1316 در تهران است. او 65 سال است که به حرفه‌ی نقاشی و مجسمه‌سازی مشغول است. بانگیز به نقاشی‌های سیاه و سفیدش شهره است. در آستانه‌ی هشتاد سالگی این هنرمند، خبرنگار ایلنا با او گفت‌وگویی داشت.
    روزهای هنرستان پسران
    مادرم گه‌گاه روی شیشه حکاکی می‌کرد. شیشه‌ها را تراش می‌داد. پدرم نیز یک دوره‌ای پاریس رفته بود و روی شیشه‌ نقاشی می‌کرد. منتها خط می‌انداخت. من هم از بچگی به کارهای هنری علاقه داشتم. کلاس دهم دبیرستان بودم که یک ‌روز در روزنامه‌ای دیدم که نوشته: هنرستان هنرهای زیبای پسران، هنرجو می‌پذیرد. به همین ترتیب شد که رفتم آنجا و ثبت نام کردم. پرویز تناولی و سهراب سپهری از ما جلوتر بودند. من چون هنرستان را از نیمه شروع کرده بودم، به خاطر همین، دو سالی که هنرستان نخوانده بودم را دوباره مجبور شدم دوباره بخوانم. به همین دلیل چند سالی عقب افتادم. خدا رحمت کند سپهری، گه‌گاهی می‌آمد تا هم الخاص را که معلم ما بود، ببیند و هم ما را. ما خودبه‌خود به او احترام می‌گذاشتیم. با روحبخش و مهدی حسینی و زنده‌رودی هم‌دوره بودیم. پیلارام و عرب‌شاهی در کلاس‌های بالاتر بودند.
    هانیبال الخاص تازه از آمریکا برگشته بود. ایشان با مارکو گریگوریان هر دو از اساتید ما بودند. آقای الخاص و مارکو خیلی به ما بها می‌دادند و ما را تشویق می‌کردند. الخاص آمریکایی‌ها را دعوت می‌کرد ایران تا بیایند و کارهای ما که شاگردانش بودیم را ببینند. این خیلی برای ما اهمیت داشت. الخاص مهمانی می‌داد؛ همه‌ی دختر پسرهای جوان را دعوت می‌کرد. اصلاً ما چنین معلمی را هیچ‌وقت ندیده‌ بودیم. چه معلمی چنین کاری می‌کرد؟ از طرف دانشکده‌، به ما بهترین قلم‌موها و رنگ‌ها را مجانی می‌دادند. از آثار ما جوان‌ها نمایشگاه می‌گذاشتند. بعد هم یک روز خبرش می‌آمد که مثلاً دو اثر از ما فروش رفته است. حالا شاید کارهامان هم به درد نمی‌خورد، ولی همان خریدن، ما را تشویق می‌کرد. بعدها می‌فهمیدیم که آیدین آغداشلو که مسئول دفتر مخصوص بود، کارها را برای آن دفتر خریده. فقط هم کار من نبود. کار خیلی‌ از بچه‌ها را می‌خریدند. همین امر، در ما ایجاد علاقه و کار می‌کرد.
    دوره‌ی هنرستان‌ بودیم که «خانه‌ی جوانان»، یک مسابقه‌ی نقاشی برگزار کرد. چهار نفر برنده شدند، که من هم جزوشان بودم. به عنوان جایزه، ما را به مناطق نفت‌خیز خوزستان برای بازدید بردند.
    اولین بورس تحصیلی‌ای که گرفتم، به انگلستان بود. هنوز خیلی جوان بودم. در آنجا به موزه‌های نشنال گالری و موزه‌ی مادام توسو رفتم که خیلی عالی بود. مرحوم دکتر هاکوپیان، رئیس آموزش هنرهای زیبا برای گرفتن این بورس و تهیه‌ی ویزای سفر، بسیار مرا کمک کرد. ولی آنجا به خرج خودم بودم، به خاطر همین چندان نمی‌تواستم خرج کنم. تنها ارمغان من از آن سفر، کشفِ یک دنیای نو به همراه آداب معاشرت و تربیت تازه بود.
    بورس بعدی‌ام، بورس یک‌ساله‌ به پاریس بود که در سال 1350 از طرف دفتر مخصوص گرفتم. من یک دوره‌ی 16 تایی مجسمه ساخته بودم. چون دفتر مخصوص از این مجسمه‌ها خوش‌اش آمد، بورس یک‌ساله‌ی پاریس را به من دادند. این بورس، هر سال به دو هنرمند تعلق می‌گرفت. در این بورس، من با حسین کاظمی همراه بودم. در پاریس، به کلاس‌های شبانه می‌رفتیم.

    [​IMG]
    ماجرایی هزارتو از مجسمه‌سازی رضا بانگیز
    کارهای مجسمه‌ام در دو دوره خلاصه می‌شود؛ یک‌بار پیش از انقلاب و یک‌بار هم بعد از انقلاب.
    اواخر دهه چهل بود که یک‌سری مجسمه‌ی سفالی ساخته بودم. این مجسمه‌ها 16 تا بود. آن‌ها را در اصفهان کار کرده بودم، و با کامیون آورده بودم تهران. این مجسمه‌ها طی نمایشگاهی که از سوی اداره‌ی هنرهای زیبا، در پارک لاله برگزار می‌شد، به نمایش درآمدند. فرح هم از کارها دیدن کرده بود. از کارها خوشش آمده بود و به دفتر مخصوص گفته بود یک بورس تحصیل پاریس به من بدهند، که پیشتر اشاره کردم.
    دومین دوره‌ی مجسمه‌سازی‌ام، به همین چند سال پیش برمی‌گردد؛ که باز هم به نوعی مسببش همان مجسمه‌های 50 سال پیشم بود. ماجرا از این قرار است که یک‌شب آقایی به من زنگ زد و گفت که آقای بانگیز می‌خواهم شما را ببینم. فردا قرار شد بیاید خانه‌ی ما. آن آقا گفت خلبان است و در قطر زندگی می‌کند. فردای آن روز به خانه‌ام آمد و مرا با اصرار به دفتر خودش برد. آنجا که رسیدیم شروع کرد تمام دفترش را به من نشان دادن. وقتی به طبقه بالا رسیدیم، دیدم یکی از همان مجسمه‌های 50 سال پیشم آنجاست. من بعد از انقلاب، دیگر نفهمیدم برای آن مجسمه‌ها چه پیش آمد. چند تا از مجسمه‌هایم را دفتر مخصوص خریده بود. از مجسمه‌ها بی‌خبر بودم. تا این‌که آن روز، در خانه‌ی آن آقا دیدم. به من گفت: شما را آوردم اینجا تا همین مجسمه را نشان‌تان دهم. بعد هم بسیار اظهار تمایل کرد که ای کاش من باز هم از این مجسمه‌ها کار کنم تا او نمایشگاهی از مجسمه‌هایم را برگزار کند. من هم گفتم که دیگر از این کارها انجام نمی‌دهم، ولی حالا که شما اصرار دارید، به یک شرط خواسته‌تان را برآورده می‌کنم؛ اینکه من مجسمه‌ها را می‌سازم، ولی شما در روز آخر مجسمه‌ها را ببینید. در پروسه‌ی ساخت اجازه سر زدن به کارگاهم را ندارید. آن آقا هم در جا پذیرفت. نتیجه‌ی آن، نمایشگاهی شد که پارسال در گالری ایران‌شهر برگزار کردیم. این آقا، همه‌ی کارها را پیش‌خرید کرد.
    بعدها من از ایشان پرسیدم که شما این مجسمه‌ها را از کجا آوردید؟ اول نمی‌گفت. با اصرار زیاد بالاخره گفت که روزی یک نفر به من زنگ زد و گفت، بیا سر چهار راه فلان، یک عتیقه‌فروشی هست که یک مجسمه‌ای دارد که هیچ‌کس از آن سر در نمی‌آورد، تو بیا ببین می‌توانی بفهمی این اصلاً چیست؟ من هم رفتم و آن را دیدم. مجسمه را بالاپایین کردم تا توانستم زیر مجسمه یک نشانی پیدا کنم، که وقتی دقت کردم دیدم نوشته بانگیز. گویا این مجسمه را، بچه‌‌های یک آقازاده‌ای به آن عتیقه‌فروشی برده بودند و به قیمت پایینی فروخته بودند. عتیقه‌فروش هم مجسمه را 50 میلیون برای فروش گذاشته بود. آن آقا گفت که در نهایت توانستم آن را به قیمت 35 میلیون بخرم.
    این آقا همین‌طور دنبال من بود تا اینکه طی سفری به کانادا از نمایشگاه نقاشی دخترخانمی دیدن می‌کند. این آقا از تابلوهای این دخترخانم خیلی خوشش می‌آید. ازش می پرسد که استادت چه کسی بوده؟ او هم می‌گوید بانگیز. بعد این آقا، شماره مرا از این دخترخانم می‌گیرد. و بعد هم به من زنگ می‌زند و باقی ماجرا را هم که می‌دانید. این‌طور شد که بعد از 40 سال دوباره مجسمه ساختم.

    [​IMG]
    [​IMG]
    آثاری در چارگوشه‌ی عالم
    - اخیراً یکی از کارهایم را موزه‌ی ایرلند شمالی خرید. آقای رضا آیت که مدیر شرکت بیافرین (شرکتی که امور بین‌المللی هنرمندان را انجام می‌دهد)، چهار پنج ماه پیش، به من خبر دادند که موزه ایرلند شمالی یک مسابقه طراحی با تِم صلح برگزار می‌کند. از همه‌ی دنیا در این مسابقه شرکت کرده بودند. من هم کاری را در قطع کوچک برای‌شان فرستادم. بعد از مدتی خبر آمد که کار تو برنده شده و آن را برای موزه خریده‌اند.
    - یونیسف در سال 1386 کار دیگری را از من خرید که به نفع پناهندگان کشیده بودم و به قیمت بالایی هم فروخت و تقویم هم شد. تقویم‌اش هم حتی فروخته شد. عواید آن هم خرج پناهندگان شد.
    - بعد از انقلاب که به آمریکا رفته بودیم، برای اینکه بیکار نباشم، چندتایی کار سفال انجام دادم. آن موقع در آمریکا، خلبانی چند ثانیه بعد از بلند شدن هواپیمایش، در لحظه‌ی گرفتنِ‌اوج، سقوط کرد. روزنامه‌های آمریکا عکسی از این خبر را چاپ کردند که آن خلبان در لحظه‌ی سقوط فریاد زده بود: «اَه، مای گاد!». من این صحنه را تصویر کردم، و آن خیلی سر و صدا کرد. موزه‌ی پورت اسموت هم در ایلات ویرجینیا، کار را از من خرید.
    - دهه‌ی هفتاد، دو اثر در مترو تهران کار کردم؛ یکی در ایستگاه شادمان و دیگری در ایستگاه نواب. با چند نبشی، اثری انتزاعی ساختم. هنوز داشتند مترو را می‌ساختند. من هم می‌رفتم همان‌جا کار می‌کردم.
    - جدیداً هم یکی از تابلوهایم را زیباسازی تهران از نمایشگاهی که در گالری فرمان‌فرما داشتم، خریداری کرد.
    - چندی پیش آقای علی توسلی، به کارگاه من آمدند. ایشان در ایزدشهر نور، موزه‌ای شخصی به‌نام «دی دی» ساخته‌اند. موزه‌ی زیبا و بزرگی است. آقای توسلی وقتی آمد اینجا، به من گفت: از کارهای قدیمت تابلو دارم، آمده‌‌ام تا چندتایی از کارهای جدیدت هم کار بخرم، تا مجموعه‌ام را تکمیل‌ کنم. من گفتم: ما نمایشگاه داشتیم، چرا از نمایشگاه خرید نکردید؟ گفت: من اصلاً به گالری‌ها نمی‌روم و آثار هنرمندان را بی‌واسطه از خودشان خریداری می‌کنم. بعد بی‌هیچ مشکلی، 5 کار بزرگ و 10 کار کوچک را از من خریدند. چندی بعد، تمام کارها را به دیوار موزه زدند؛ چه از کارهای قدیم، چه کارهایی که جدیداً خریداری کرده بودند.

    [​IMG]
    [​IMG]
    به جست‌وجوی شمس و مولانا
    من شمس و مولانا را خوب نمی‌شناختم. از فرهنگستان هنر سفارش دادند که تابلوهایی با موضعیت شمس و مولانا کار کنم. گالری طراحان آزاد به من گفت که کتابی درباره‌ی شمس و مولانا چاپ شده به اسمِ کیمیا خاتون؛ که زن مولانا بود. من آن کتاب را خواندم و بعد کاملاً عوض شدم. بدین ترتیب ایده گرفتم. ثمره‌ی این سری از تابلوهایم نمایشگاهی بود که در سال 1385 در گالری خاک برگزار کردیم. مسبب آن هم آقای مهدی حسینی بود. یکی از این تابلوهای شمس و مولانا، تابلوی بت است، که شمس مثل یک بت روبه‌‌روی مولانا ایستاده:
    هر لحظه به رنگی، بتِ عیار درآمد / گه پیر و جوان شد

    منابع: ilna
    arel
     
    نوشته شده توسط faezeh.m در ‏16 جولای 2017

به اشتراک بگذارید